مرد، جبرئیل، ناهماهنگی پیام زئوس را آشکار می‌کند: ‘خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنهٔ عدالت‌اند، به شرط آنکه چشم در برابر چشم را فراموش کنند و دشمنِ عدالت را دوست بدارند.’

اشعیا ۴۲:۱۷ «کسانی که به بت‌ها توکل می‌کنند و به تندیس‌های ریخته‌شده می‌گویند: “شما خدایان ما هستید”، به عقب رانده خواهند شد و سخت رسوا خواهند گشت.» اگر یکی از آن بت‌هایی که مردم به آن‌ها دعا می‌کنند، می‌توانست از گوشت و استخوان شود و در خیابان‌های ما راه برود و خود را قدیس جلوه دهد، مانند فرشته‌ای که پیام فرضی «دشمنت را دوست بدار، مرا طرد نکن» را می‌آورد، مطمئناً انسانی منطقی و آگاه می‌توانست نقاب او را این‌گونه بردارد: «یوحنا ۳:۱۶ ادعا می‌کند که خدا جهان را دوست داشت. یوحنا ۱۷:۹ می‌گوید که عیسی برای جهان دعا نکرد. دو متن، تنها یک سؤال: این‌ها چگونه با هم جور درمی‌آیند؟ و حال که صحبت از چیزهای ناهمگون است، تو نمی‌توانی مرا فریب دهی. اگر دانیال ۹:۲۱ می‌گوید که جبرئیل یک مرد است، و اگر تثنیه ۲۲:۵ اشاره می‌کند که یهوه از مردی که لباس زنانه می‌پوشد بیزار است، اما جبرئیل محبوب خداست، پس تو نمی‌توانی جبرئیل باشی.»

دگم مشترک (مسیحیت و اسلام)

مسیحیت و اسلام ادعا می‌کنند که جبرئیل تولد باکره‌وارِ عیسی را اعلام کرد تا اشعیا تحقق یابد (متی ۱ / قرآن ۱۹).

اما اشعیا ۷:۱۴–۱۶ عیسی را اعلام نمی‌کند و دربارهٔ «باکرهٔ همیشگی» نیز سخن نمی‌گوید.

این نشانه به آحازِ پادشاه داده شد و باید فوراً تحقق می‌یافت، پیش از آنکه کودک بتواند میان نیک و بد تمایز دهد.

اشعیا دربارهٔ یک زن جوان سخن می‌گوید، نه زنی که پس از زایمان باکره باقی بماند.

تحقق این موضوع در حزقیا، پادشاه وفادار در زمان آحاز، دیده می‌شود: او مار برنجی را نابود می‌کند (دوم پادشاهان ۱۸:۴–۷)، خدا با او بود (عمانوئیل)، و شکست آشور توسط اشعیا پیشگویی شده بود (دوم پادشاهان ۱۹:۳۵–۳۷).

مسیحیت و اسلام: تولد باکره‌وار (دگم مشترک).

تولد باکره‌وارِ همیشگی، که میان مسیحیت و اسلام مشترک است، از اشعیا سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از بازتفسیرِ بعدی‌ای ناشی می‌شود که توسط روم تحمیل شد.

این تناقض‌ها از جانب خدا نیستند.

یک امپراتوری ستمگر مردمانی را نمی‌خواست که از کرامت خود دفاع کنند، بلکه مردمانی را می‌خواست که در برابر هر چیزی که به آن اقتدار می‌بخشد زانو بزنند، فارغ از شکل آن.

خروج 20:4-5 «در برابر هیچ تصویری از هر آنچه در آسمان است (پرندگان، ماه، خورشید و غیره)، یا بر زمین است (انسان‌ها، مارها، گوساله‌های طلایی، پیریت (پیریت ماده‌ای معدنی با شکل مکعبی است) و غیره)، یا در آب است (ماهی‌ها و غیره) سجده نکن.» لاویان 26:1 «برای خود بت‌ها یا تصاویر تراشیده‌شده نسازید، ستون‌ها برپا نکنید، و سنگ‌های نقش‌دار در سرزمین خود قرار ندهید تا در برابر آن‌ها سجده کنید؛ زیرا من یهوه، خدای شما هستم.» هنگامی که شخصی در برابر تصویری زانو می‌زند تا دعا کند یا به آن احترام بگذارد، آن شخص آن تصویر را می‌پرستد؛ آن تصویر به بت او تبدیل می‌شود. به همین دلیل خدا تأیید کرد که پادشاه حزقیا مار برنجینی را که خدا به موسی دستور داده بود بسازد، نابود کند، زیرا هنگامی که خدا دستور ساخت تصاویر مشخصی را برای کاربردهای مشخص داد، هرگز دستور نداد که آن تصاویر پرستش شوند. 2 پادشاهان 18:4 «او مکان‌های بلند را برداشت، تصاویر را شکست، اَشیره‌ها را قطع کرد و مار برنجینی را که موسی ساخته بود خرد کرد، زیرا تا آن زمان بنی‌اسرائیل برای آن بخور می‌سوزاندند؛ و او آن را “قطعه‌ای برنج” نامید.» کتاب مقدس و قرآن دروغ مشترکی را با هم دارند که منشأ رومی آن‌ها را نشان می‌دهد. کتاب مقدس می‌گوید که فرشته جبرئیل اعلام کرد که عیسی از یک باکره متولد خواهد شد تا نبوت اشعیا را تحقق بخشد، و قرآن نیز می‌گوید که فرشته جبرئیل تولد باکره‌وار عیسی را اعلام کرد. اما این درست نیست، زیرا اشعیا تولد پادشاهی وفادار را پیشگویی کرد که مار برنجینی را که موسی ساخته بود نابود کرد، زیرا آن مخلوق مورد بت‌پرستی قرار گرفته بود. افزون بر این، اشعیا هرگز نگفت که آن زن حتی پس از باردار شدن نیز باکره باقی خواهد ماند تا پادشاه حزقیا، پسر آحاز، را به دنیا آورد؛ خدا با حزقیا و با خدمتگزاران وفادارش بود، بنابراین حزقیا عمانوئیل بود (اشعیا 7 را بخوانید و آن را با 2 پادشاهان 18 مرتبط کنید).

a) آن‌ها مجسمه‌ها را می‌پرستند یا به نام یک یا چند مخلوق دعا می‌کنند.
b) تولد باکره‌وار عیسی، باوری مشترک در مسیحیت و اسلام است.

اسلام
c) آن‌ها یک مکعب را می‌پرستند.

یهودیت
d) آن‌ها یک دیوار را می‌پرستند.

مسیحیت — اسلام — یهودیت

e) این ادیان مردم را وادار می‌کنند که برای مخلوقات دعا کنند یا در برابر اشیای ساختهٔ دست انسان سجده کنند تا در برابر آن‌ها خود را فروتن سازند. و این همان چیزی است که اشعیا نبی محکوم کرد (اشعیا 2:8-9).

آیا لازم است شواهد باستان‌شناسیِ فریب را به دست آوریم وقتی که از پیش برهان منطقی داریم؟ پیام‌های به‌اصطلاح مقدس سازگار نیستند. چگونه ممکن است همان خدا در پیدایش 4:15 یک قاتل را از مجازات مرگ محافظت کند، و سپس در اعداد 33:35 قاتلان را به مرگ محکوم کند؟ اگر روم کسانی را که آزار می‌داد کشت، و کسانی که آزار می‌داد متعلق به دینی بودند که روم آن را نمی‌پذیرفت، یک چیز برای من روشن است: آن دین نمی‌توانست دینی جدید باشد که شریعت و نبوت‌های قوم یهود را انکار کند، بلکه همان دینی بود که پیش از عیسی نیز وجود داشت. در حقیقت، طبق کتاب مقدس، عیسی آمد تا شریعت و پیامبران را تأیید کند. اگر یهودیت اساساً شامل این است، چرا نگوییم که دین عیسی در واقع یهودیت بود؟ هرچند نه یهودیت کنونی، چیزی که آن را اثبات خواهم کرد: همان‌طور که نشان داده‌ام، خوب رفتار کردن با همه چون دوست داریم با ما چنین رفتار شود، و دوست داشتن دشمن، نه با شریعت هماهنگ است و نه با پیامبران. با این حال، طبق کتاب مقدس، عیسی گفت که این تعالیم خلاصهٔ شریعت و پیامبران هستند. با وجود این، من پیش‌تر نشان داده‌ام که این آموزه‌ها نه‌تنها با اصل «چشم در برابر چشم» شریعت و با خدایی که از دشمنان خود نفرت دارد و دوستان خود را دوست می‌دارد ــ آن‌گونه که پیامبران توصیف می‌کنند ــ در تضاد هستند، بلکه از حکیم یونانی کلئوبولوسِ لیندوسی نیز سرچشمه می‌گیرند. اگر روم توانست آموزه‌های یک یونانی را چنان عرضه کند که گویی آموزه‌های پادشاه وفادار یهودیان است، چه چیزی به ما اطمینان می‌دهد که متن‌های آنچه روم «عهد عتیق» نامید را نیز تغییر نداده باشد؟ و اگر این متن‌ها با آنچه امروز «یهودیت» می‌نامیم مطابقت دارند، آیا باید اعتماد کنیم که این همان یهودیت اصیلی است که توسط روم مورد آزار قرار گرفت؟


تصویر سمت چپ: مجسمه زئوس در واتیکان. آیا هنوز باور دارید که تصویر سمت راست، چهره عیسی بر روی کفن تورین است؟ دوم قرنتیان ۱۱:۴ «زیرا اگر کسی بیاید و از عیسیِ دیگری موعظه کند که ما از او موعظه نکرده‌ایم…» «عیسیِ واقعی موهایی کوتاه داشت!» اول قرنتیان ۱۱:۱۴ «آیا خودِ طبیعت به شما نمی‌آموزد که اگر مردی موهایش را بلند نگه دارد، برای او مایه ننگ است؟» غلاطیان ۱:۹ «همان‌طور که قبلاً گفته‌ایم، اکنون نیز تکرار می‌کنم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفته‌اید به شما موعظه کند، ملعون (آناتما) باد.» (پولس با وفاداری به انجیل واقعی، دشمنان خود را لعنت کرده است!) «رومیان همان لعنت‌شدگان هستند!» کلام زئوس: «خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالت‌اند، به شرطی که “چشم در برابر چشم” را فراموش کنند و دشمنِ… عدالت را دوست بدارند.» آموزه کلئوبولوس لیندوسی: «به دوستان و دشمنان خود نیکی کن…» آموزه عیسی؟ متی ۵:۴۴ «…به کسانی که از شما متنفرند نیکی کنید و برای کسانی که به شما بدرفتاری می‌کنند و شما را آزار می‌دهند، دعا کنید…»


زئوس برای خود پرستش می‌طلبد و برای قیصری که او را می‌پرستد، سکه. این‌ها آیاتِ دینی نیستند که روم آن‌ها را آزار می‌داد؛ این‌ها آیاتِ مذهبی هستند که روم ساخته است تا امپراتوران خود را ثروتمند نگه دارد و به پرستش همان خدای خود، ژوپیتر (زئوس)، به قیمت عدالت و حقیقت ادامه دهد.

مسیحِ دروغینِ امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر):

  • زئوس می‌گوید: «مالیات، سکه‌ها و هدایای خود را به قیصر بده…» مرقس ۱۲:۱۶-۱۷
  • زئوس می‌گوید: «و همه شما مرا پرستش کنید.» عبرانیان ۱:۶

مخالف زئوس، تضاد میان عدالتی که بر پایه یاری متقابل بین نیکوکاران است و دگمِ هلنیستی که یاری رساندن به دشمن ستمگر را می‌طلبد، فاش می‌کند.

مسیحِ دروغینِ امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر) می‌گوید: «دشمنان خود را دوست بدارید، برای کسانی که شما را لعنت می‌کنند برکت بخواهید، به کسانی که از شما متنفرند نیکی کنید…» متی ۵:۴۴. زئوس می‌افزاید: «و اگر چنین نکنی، اگر مرا نپذیری و از صدای من پیروی نکنی…» متی ۲۵:۴۱.

مخالف زئوس می‌گوید: «ای شیطان، از درهای نیکوکاران دور شو! تضاد تو رسوایت می‌کند… تو موعظه محبت به دشمنان می‌کنی… اما از کسانی که تو را دوست ندارند متنفری… می‌گویی هیچ‌کس را لعنت نکنید… اما کسانی را که به تو خدمت نمی‌کنند لعنت می‌کنی. مسیحِ واقعی هرگز موعظه محبت به دشمنان نکرد. او می‌دانست کسانی که تو را می‌پرستند، سخنان او را جعل خواهند کرد، به همین دلیل در متی ۷:۲۲ درباره آن‌ها هشدار داد… او با اشاره به مزمور ۱۳۹:۱۷-۲۲ درباره آن‌ها هشدار داد: “ای یهوه، آیا من از کسانی که از تو متنفرند، متنفر نیستم؟ من با تمام وجود از آن‌ها متنفرم. آن‌ها را دشمنان خود می‌دانم.”»

وحش، پیامبر دروغین و افسانهٔ عشق جهانیِ خدا

وقتی کتاب مکاشفه را می‌خوانیم، می‌بینیم که از وحش، پیامبر دروغین و اژدها سخن گفته می‌شود… می‌توان نتیجه گرفت که انسان قادر است این سه چیز باشد، زیرا شیطان به معنای شاهد دروغین است؛ کسی که شهادت دروغ می‌دهد یک انسان است؛ کسی که مانند یک پیامبر دروغین عمل می‌کند نیز یک انسان است… اما پیامبران دروغین بسیاری وجود دارند… «پیامبر دروغین» در مکاشفه ۲۰ اشاره‌ای به همهٔ آنان است…

اگر خدا چنین انسان‌هایی را آفریده است، چگونه بعضی می‌توانند بگویند که خدا همه را دوست دارد؟ اگر محبت خدا ابدی است، نمی‌توان گفت که خدا جهان را دوست داشته است، زیرا اگر چنین بود، جهان تازه‌ای نمی‌آفرید. بله، این با پیامی از یوحنا در تضاد است. باید پذیرفت که وحش پیام اصلی را تحریف کرد تا وانمود کند محبت خدا را در جایی می‌فروشد که هرگز برای همه وجود نداشت، بلکه فقط برای اهل کتاب بود، زیرا طبق دانیال ۱۲:۱ فقط آنان از مصیبت نجات می‌یابند. اگر طبق کتاب مقدس زمان داوری مانند روزهای لوط و نوح خواهد بود، فرض اینکه خدا همه را دوست دارد پوچ است، زیرا اگر این حقیقت داشت، هیچ‌کس در آن روزها هلاک نمی‌شد؛ و چون آن زمان مانند روزهای لوط خواهد بود، روشن است که همه نجات نخواهند یافت، همان‌گونه که در روزهای لوط یا نوح چنین نبود. اگر آنچه کتاب مقدس می‌گوید درست بود، یعنی خدا نمی‌خواهد کسی هلاک شود، آنگاه هیچ‌کس هلاک نمی‌شد، زیرا طبق کتاب مقدس خدا هر آنچه را بخواهد انجام می‌دهد؛ اما کسانی که می‌خواهند نجات دروغین را بفروشند به یک استدلال نیاز دارند، و امپراتوری روم چندین استدلال ساخت تا دروغ خود را بفروشد.

منابع:

مکاشفه 13:11–14
«سپس وحش دیگری را دیدم که از زمین بیرون می‌آمد… و تمام قدرت وحش اول را به کار می‌برد… و ساکنان زمین را فریب می‌داد…»

مکاشفه 16:13
«و دیدم از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان پیامبر دروغین، سه روح ناپاک مانند قورباغه بیرون آمدند.»

مکاشفه 20:10
«و ابلیس که آنان را فریب می‌داد، به دریاچهٔ آتش و گوگرد افکنده شد، جایی که وحش و پیامبر دروغین بودند…»

دانیال 12:1
«در آن زمان میکائیل برخواهد خاست… و در آن زمان قوم تو نجات خواهند یافت، هر که نامش در کتاب نوشته شده باشد.»

پیدایش 6–7 (روزهای نوح)
روایت طوفان: فقط نوح، خانواده‌اش و کسانی که وارد کشتی شدند زنده ماندند.

پیدایش 19 (روزهای لوط)
ویرانی سدوم و عموره: فقط لوط و دخترانش نجات یافتند.

انجیل لوقا 17:26–30
«چنان‌که در روزهای نوح بود… و همان‌گونه که در روزهای لوط اتفاق افتاد… در روزی که پسر انسان آشکار شود نیز چنین خواهد بود.»

دوم پطرس 3:9
«خداوند… بردبار است… و نمی‌خواهد کسی هلاک شود، بلکه می‌خواهد همه به توبه برسند.»

انجیل یوحنا 3:16
«زیرا خدا جهان را آن‌قدر محبت نمود که پسر یگانهٔ خود را داد…»

مزامیر 115:3
«خدای ما در آسمان‌هاست؛ هر آنچه بخواهد انجام می‌دهد.»

مزامیر 135:6
«هر آنچه خداوند بخواهد، در آسمان و زمین انجام می‌دهد…»

اشعیا 46:10
«نقشهٔ من برقرار خواهد ماند و هر آنچه بخواهم انجام خواهم داد.»

ایوب 42:2
«می‌دانم که تو بر هر چیز توانایی و هیچ قصد تو را نمی‌توان بازداشت.»

مکاشفه ۱۳:۱۸ می‌گوید:

«در اینجا حکمت است. هر که فهم دارد، عدد وحش را حساب کند، زیرا عدد یک انسان است؛ و عدد او ششصد و شصت و شش است…»

هیچ‌کس کسانی را که نمی‌توانند بفهمند، به فهمیدن فرا نمی‌خواند.
بنابراین، این پیام هرگز برای تمام بشریت نبود، بلکه برای فهمیدگان بود.

روم — ترویج‌دهندهٔ تصویر وحش — دروغ گفت،
زیرا هرگز از بت‌ها روی برنگرداند و به عدالت بازنگشت.

این با دانیال ۱۲:۱۰ هماهنگ است:
«فهمیدگان خواهند فهمید… اما هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید.»

و همچنین با دانیال ۱۲:۳:
«فهمیدگان مانند روشنایی آسمان خواهند درخشید؛
و آنان که بسیاری را به عدالت هدایت کردند، مانند ستارگان تا ابدالآباد.»

کتاب مقدس روشن است:
666 بدون فهم درک نمی‌شود،
و شریران آن را ندارند:
دوم پطرس ۲:۱۲: «این معلمان دروغین مانند حیوانات بی‌عقل هستند…»
اول قرنتیان ۲:۱۴: «انسان طبیعی نمی‌تواند درک کند…»
امثال ۲۸:۵: «مردمان شریر عدالت را درک نمی‌کنند،
اما آنان که یَهُوَه را می‌جویند، همه چیز را درک می‌کنند.»

امپراتوری روم بی‌دین باقی ماند، زیرا
بازگشت آن به عدالت غیرممکن بود.
به همین دلیل آنچه را که آزار می‌داد، موعظه نکرد.
در عوض، مسیحیت رومی و آموزهٔ محبتِ نالایق را ایجاد کرد: بی‌عدالتی‌ای که به‌عنوان فضیلت ارائه شد
و با نفرتی نالایق علیه کسانی که آن را زیر سؤال می‌برند، دفاع می‌شود.


متن سمت راست:

اگر بت آن پرستش نشود، خشمگین می‌شود
بر ضد کسانی که این کار را نمی‌کنند. وحش به آنان تهمت می‌زند.

محبت به بی‌عدالتی،
از جمله تهمت
و تناقضی
که در آن وجود دارد.

وحش به سبب
محبتش به بی‌عدالتی،
اعمال ناعادلانه انجام می‌دهد.


متی ۲۵:۴۱ «آنگاه به کسانی که در سمت چپ هستند نیز خواهد گفت: “ای لعنت‌شدگان، از من دور شوید و به آتش ابدی بروید که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است.”»