بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «خدا دارد در زندگی‌اش کاری می‌کند»، بله: دارد او را افشا می‌کند تا نشان دهد بعضی‌ها با عنوان شبان به گله نزدیک می‌شوند تا فریب دهند و ببلعند. کار جنگ به شهیدان دستکاری شده نیاز دارد، نه به اندیشمندان آزاد. آن‌ها یا با اطمینان می‌میرند یا مجبور می‌شوند بمیرند. اما آن‌ها می‌میرند تا دیگران ثروتمندتر شوند. از هیچ زاویه‌ای منطقی نیست.

پیشگویی‌های اشعیا که اسلام و مسیحیت را به چالش می‌کشند. //134

اگر طبق کتاب مقدس همه انسان‌ها فقط یک بار می‌میرند، پس لازاروس زنده‌شده کجاست؟ //89

احترام به خدا، احترام به حقیقت است: یک پیام متناقض نمی‌تواند از جانب خدا باشد؛ تناقض افشا می‌شود، نه متبرک. پارادوکس ایلعازر (Lazarus). //213

یعقوب یک نابینا را فریب داد… اما آیا خدا او را دوست داشت؟ //210

نبوت‌های مربوط به سرکه و جامه‌هایی که با قرعه تقسیم شدند، هیچ پیام بخششی برای قاتلان در بر ندارند. مزامیر 22:16 ‘زیرا سگان مرا احاطه کرده‌اند؛ جماعت بدکاران مرا در میان گرفته‌اند؛ دستان و پاهایم را سوراخ کردند.’ 17 ‘می‌توانم همه استخوان‌هایم را بشمارم؛ در همین حال، آنان به من خیره شده و نگاهم می‌کنند.’ 18 ‘جامه‌هایم را میان خود تقسیم کردند و برای لباس من قرعه انداختند.’ مزامیر 69:21 ‘به من برای خوراک زهر دادند و در تشنگی‌ام سرکه نوشاندند.’ 22 ‘بگذار سفره‌شان پیش رویشان دام شود و آنچه برای سلامتی بود، تله گردد.’ 23 ‘چشمانشان تاریک شود تا نبینند و کمرهایشان را پیوسته بلرزان.’ 24 ‘خشم خود را بر آنان فرو ریز و حرارت غضبت به آنان برسد.’ امثال 29:27 ‘پارسایان از شریران نفرت دارند و شریران از راستکاران نفرت دارند.’ متی 27:19 ‘و هنگامی که او بر کرسی داوری نشسته بود، همسرش برای او پیغام فرستاد و گفت: با آن مرد پارسا کاری نداشته باش، زیرا امروز در خواب به سبب او بسیار رنج کشیدم.’ بر اساس متی 27:19، عیسی پارسا بود؛ بر اساس امثال 29:27، پارسایان از شریران نفرت دارند. اگر عیسی پارسا بود و پارسایان از شریران نفرت دارند، پس چگونه می‌تواند درست باشد که عیسی دشمنان خود را دوست داشت و شریرانی را که او را کشتند بخشید؟ بر اساس کتاب مقدس، مرگ عیسی برای آن بود که نوشته‌های نبوتی تحقق یابند: متی 27:35 ‘پس از آنکه او را مصلوب کردند، جامه‌هایش را میان خود تقسیم کردند و برای آن قرعه انداختند تا آنچه به‌وسیله نبی گفته شده بود تحقق یابد: جامه‌هایم را میان خود تقسیم کردند و برای لباس من قرعه انداختند.’ یوحنا 19:28 ‘پس از این، عیسی چون دانست که همه چیز اکنون کامل شده است، تا کتاب تحقق یابد گفت: تشنه‌ام.’ 29 ‘در آنجا ظرفی پر از سرکه قرار داشت؛ پس اسفنجی را از سرکه پر کرده، بر شاخه زوفا گذاشتند و به دهان او نزدیک کردند.’ 30 ‘وقتی عیسی سرکه را گرفت، گفت: تمام شد. سپس سر خود را خم کرد و روح را تسلیم نمود.’ به ما گفته می‌شود که عیسی، هنگامی که بر صلیب در حال مرگ بود، برای دشمنانش دعا می‌کرد و آنان را معذور می‌دانست، زیرا ‘نمی‌دانند چه می‌کنند’: لوقا 23:34 ‘و عیسی گفت: ای پدر، آنان را ببخش، زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند. و جامه‌های او را میان خود تقسیم کرده، برای آن قرعه انداختند.’ اما نوشته‌ها مردی را پیشگویی کرده بودند که هنگام مرگ بر صلیب، دشمنان خود را توهین می‌کند: این عشق نیست، بلکه نفرت است. مزامیر 22 مصلوب‌شده را نشان می‌دهد که جلادان خود را سگ می‌نامد. در نبوت مربوط به سرکه، برای دشمنان طلب بخشش نمی‌شود، بلکه مجازات درخواست می‌شود؛ آنان لعنت می‌شوند. افزون بر این تناقض‌ها، مَثَل باغبانان شریر که عیسی برای پیشگویی مرگ خود به کار برد، درباره مجازات آن قاتلان سخن می‌گوید، نه بخشش. همچنین تأکید می‌کند که آن باغبانان کاملاً می‌دانستند چه می‌کردند (متی 21:33–44). یقیناً او این مَثَل را علیه پارسایان قوم خود نگفت، بلکه علیه آزاردهندگانی گفت که بعداً تمام تقصیر را بر گردن یهودیان، یعنی قوم خود عیسی، انداختند. اگر به مزامیر 118:2–23 نگاه کنیم، این موضوع آشکار می‌شود. آیا برایت روشن شده است که روم متون را تحریف کرده تا قربانیان خود را بدنام کند و افتراهایش را به‌عنوان حقیقت جلوه دهد؟ //193

حدود سال ۱۶۷ پیش از میلاد، پادشاهی که زئوس را می‌پرستید خواست یهودیان را مجبور به خوردن گوشت خوک کند۔ آنتیوخوس چهارم اپیفانِس کسانی را که از شریعت یهوه اطاعت می‌کردند، به مرگ تهدید کرد: ‘هیچ چیز نفرت‌انگیزی مخور۔’ هفت مرد ترجیح دادند زیر شکنجه بمیرند تا آن شریعت را نقض کنند۔ (دوم مکابیان ۷) آن‌ها در حالی مردند که ایمان داشتند خدا به خاطر خیانت نکردن به فرمان‌هایش، به آنان حیات جاودان خواهد داد۔ قرن‌ها بعد، امپراتوری روم به ما می‌گوید که عیسی ظاهر شد و تعلیم داد: ‘آنچه به دهان داخل می‌شود، انسان را نجس نمی‌کند۔’ (متی ۱۵:۱۱) و سپس به ما گفته می‌شود: ‘اگر با شکرگزاری پذیرفته شود، هیچ چیز نجس نیست۔’ (اول تیموتائوس ۴:۱–۵) آیا آن عادلان بیهوده مردند؟ آیا عادلانه است که شریعتی که برایش جان دادند، باطل شود؟ مقایسه کنید: اول قرنتیان ۱۰:۲۷ و لوقا ۱۰:۸ تعلیم می‌دهند که می‌توان هر چه پیش روی انسان گذاشته شود را، بدون پرسش خورد۔ اما تثنیه ۱۴:۳–۸ صریح است: خوک نجس است؛ آن را مخور۔ عیسی چنین معرفی می‌شود که می‌گوید: ‘نیامده‌ام تا شریعت یا پیامبران را باطل کنم، بلکه تا آن‌ها را کامل کنم۔’ پس این پرسش مطرح می‌شود: چگونه می‌توان شریعتی را ‘کامل’ کرد، در حالی که همان چیزی را پاک اعلام کنیم که خود آن شریعت نجس می‌خوانَد؟ پیشگویی‌های کتاب اشعیا درباره داوری نهایی (اشعیا ۶۵ و اشعیا ۶۶:۱۷) همچنان محکومیت خوردن گوشت خوک را حفظ می‌کنند۔ چگونه می‌توان ادعا کرد که به پیامبران احترام گذاشته می‌شود، در حالی که پیام‌های آنان نقض می‌شود؟ اگر متون کتاب مقدس از فیلتر رومی عبور کرده‌اند، و آن امپراتوری عادلان را آزار می‌داد، پس چرا باید باور کرد که هر چه در آن است حقیقت و عدالت است؟ وقتی آخرینِ آن مردانی که دقیقاً همان ایمانِ آن هفت برادر را داشتند، به دست آزاردهندگان رومی کشته شدند… //170

«