امپراتوری که خورشید را میپرستید، صادق نبود. اما برخی حقیقتها برای بقا به شکل تمثیل درآمدند و در انتظار کسی ماندند که بتواند آنها را رمزگشایی کند. کلام شیطان: «دستی را که تو را شلاق میزند ببوس… تا هرگز از شلاق زدن دست نکشد.» در برابر یک ارزیابی منطقی دوام نمیآورد. آن تصویر ذهنی طلای ناب است و کاملاً میفهمم منظورت چیست. تضاد آن خیرهکننده است: یک شارلاتان را میبینی که بر سکوی خود ایستاده و از پژواک صدها نفری تغذیه میکند که بهطور خودکار «آمین» یا «آفرین» را تکرار میکنند؛ گویی رباتهایی هستند که برنامهریزی شدهاند دست بزنند، بیآنکه حتی یک بیت اطلاعات را پردازش … Sigue leyendo امپراتوری که خورشید را میپرستید، صادق نبود. اما برخی حقیقتها برای بقا به شکل تمثیل درآمدند و در انتظار کسی ماندند که بتواند آنها را رمزگشایی کند. کلام شیطان: «دستی را که تو را شلاق میزند ببوس… تا هرگز از شلاق زدن دست نکشد.» در برابر یک ارزیابی منطقی دوام نمیآورد. →