بیایید این اینفوگرافیک را که پیام تصویری و افترا‌آمیز علیه مقدسین را تحلیل و نقد می‌کند، بررسی کنیم.

بیایید این اینفوگرافیک را که پیام تصویری و افترا‌آمیز علیه مقدسین را تحلیل و نقد می‌کند، بررسی کنیم. █

نه جبرئیل برای دفاع از سدوم فرستاده شد و نه میکائیل برای دفاع از امپراتوری روم؛ بنابراین آن سرباز رومی میکائیل نیست و آن مردِ بلندمو با حالت‌ها و لباس‌های زنانه نیز جبرئیل نیست… دوستان لوط چنین نیستند. اگر امپراتوری روم به پیام‌آوران مقدس احترام نگذاشت و بازماندگان آن نیز امروز احترامی به آنان نشان نمی‌دهند، آیا واقعاً باور داری که آنان هرگز پیام حقیقی‌ای را که با آن دشمن بودند، با حفظ تمامیتش دفاع کرده باشند؟

بیایید این اینفوگرافیک را که پیام تصویری و افترا‌آمیز علیه مقدسین را تحلیل و نقد می‌کند، بررسی کنیم:

دایره‌های صورتی (نهاد بت‌پرست):
دعا کردن به یک تصویر و پرداخت پول برای حفاظت تحمیل می‌شود، اقتدار الهی غصب می‌شود و هر کس که تسلیم نشود «شیطان» خوانده می‌شود.

دایره‌های آبی (پاسخ):
این عمل به‌عنوان بت‌پرستی و نقض شریعت خدا محکوم می‌شود. این نهاد متهم است که از ایمان سود می‌برد، از ظالمان حمایت می‌کند و مردم را با حفاظتی الهیِ دروغین فریب می‌دهد. افزون بر این، اقتدار معنویِ ادعایی آن زیر سؤال رفته و مورد تمسخر قرار می‌گیرد و تناقض‌های آن با چیزی که ادعا می‌کند از آن دفاع می‌کند، نشان داده می‌شود.

توضیح کلیدی:
این انتقاد دفاعی کورکورانه از هر چیزی که «شریعت» نامیده می‌شود نیست، زیرا همچنین ادعا می‌شود که همین شریعت نیز دستکاری شده است؛ این افشاگری هم بت‌پرستی و هم فساد خودِ پیام را هدف قرار می‌دهد.

نتیجه‌گیری:
واکنش خشم با الگوی مورد انتقاد مطابقت دارد: حقیقت رد می‌شود، به عادلان تهمت زده می‌شود و پیام برای حفظ قدرت تحریف می‌گردد.

دایره‌های صورتی: خدای مارس که توسط امپراتوری روم پرستش می‌شد:

1: خدا را بپذیر و به این تصویر (B) دعا کن. اگر محافظت می‌خواهی، خدمات مرا به کار بگیر و دعاهایت را این‌گونه به سوی من بفرست: «ای شاهزاده لشکر آسمانی، از تو می‌خواهیم ما را از شر محافظت کنی…».

2: اگر تو بر ضد من هستی، پس شیطان هستی، زیرا من با خدا هستم.

دایره‌های آبی: دشمن خدای مارس:

1: ساکت باش، ای غاصب. در خروج 20:5 نوشته شده است: «هیچ تصویری را پرستش نکن.» دعا کردن به تو یعنی تو را خدا دانستن، و در خروج 20:3 نوشته شده است: «غیر از یهوه، خدایان دیگری نداشته باش.»

2: هیچ خدایی قابل مقایسه با آن کسی نیست که همه خدایان دیگر را آفرید. طبق مزمور 82، یهوه در میان خدایان ایستاده و کسانی را که از ستمکاران استقبال می‌کنند محکوم می‌کند؛ اما نهادی که تو از آن دفاع می‌کنی، درهای خود را به روی همه آنان باز می‌کند، زیرا خدمتگزارانت از طریق بت‌های تو در پی پولی هستند که ستمکاران می‌پردازند تا احساس کنند که توسط خدا محافظت می‌شوند.

3: تو می‌گویی که شاهزاده لشکر آسمانی هستی. آیا خودت را در آینه دیده‌ای (A)؟ آیا آنان پیروان تو هستند (C)؟ آیا آمده‌ای تا از سدوم دفاع کنی یا از عادلان؟ آیا واقعاً باور داری که خدا در کنار توست، یا در ناامیدی خود به کسانی تهمت می‌زنی که خدا واقعاً نجاتشان خواهد داد؟ تثنیه 22:5: «زن لباس مردانه نپوشد و مرد لباس زنانه نپوشد، زیرا هر که چنین کند نزد یهوه خدای تو مکروه است.»

دانیال 12:1 در آن زمان میکائیل برخواهد خاست…

مزامیر 41:10 اما تو، ای یهوه، بر من رحم کن و مرا برخیزان تا به آنان جزا دهم.

امثال 21:31 اسب برای روز نبرد آماده می‌شود، اما پیروزی از آنِ یهوه است.

مزامیر 41:11 از این خواهم دانست که تو از من خشنود هستی: اینکه دشمنم بر من پیروز نخواهد شد.

تو خشمگین شدی… همین‌گونه آزاردهندگان امپراتوری‌ای که تو خدمتش می‌کنی، بر ضد حقیقت خشمگین شدند؛ از این رو شریعت «چشم در برابر چشم» را انکار کردند و قربانیان خود و پیامبران قومشان را به‌دروغ متهم کردند که آن را انکار کرده‌اند.

اشعیا 42:1 اینک بندهٔ من که او را حمایت خواهم کرد؛ برگزیدهٔ من که جانم از او خشنود است…

مزامیر 112:10 شریر این را خواهد دید و خشمگین خواهد شد؛ دندان‌های خود را به هم خواهد سایید و نابود خواهد شد. آرزوی شریران نابود خواهد گشت.

وقتی امپراتوری دشمنان مقدسین را «مقدس» می‌نامد، امپراتوری و نزدیکانش داستان دیگری روایت می‌کنند…


«مار پرستش با سجده را دوست دارد، زیرا در این حالت صالحان نیز مانند او خم می‌شوند. او اطاعت تو را نمی‌خواهد، بلکه تحقیرت را می‌خواهد: وقتی در برابر دروغ‌هایش زانو می‌زنی، خوشحال می‌شود. چیزی که افراد کمی متوجه آن می شوند. کار جنگ به شهیدان دستکاری شده نیاز دارد، نه به اندیشمندان آزاد. آن‌ها یا با اطمینان می‌میرند یا مجبور می‌شوند بمیرند. اما آن‌ها می‌میرند تا دیگران ثروتمندتر شوند.

اگر طبق کتاب مقدس همه انسان‌ها فقط یک بار می‌میرند، پس لازاروس زنده‌شده کجاست؟ //89

پیشگویی‌های اشعیا که اسلام و مسیحیت را به چالش می‌کشند. //134

یعقوب یک نابینا را فریب داد… اما آیا خدا او را دوست داشت؟ //210

مَثَلِ مباشر ناعادل به‌عنوان هشداری دربارهٔ افراد بی‌وفایی که پیام را تحریف می‌کردند. //294

نبوت‌های مربوط به سرکه و جامه‌هایی که با قرعه تقسیم شدند، هیچ پیام بخششی برای قاتلان در بر ندارند. مزامیر 22:16 ‘زیرا سگان مرا احاطه کرده‌اند؛ جماعت بدکاران مرا در میان گرفته‌اند؛ دستان و پاهایم را سوراخ کردند.’ 17 ‘می‌توانم همه استخوان‌هایم را بشمارم؛ در همین حال، آنان به من خیره شده و نگاهم می‌کنند.’ 18 ‘جامه‌هایم را میان خود تقسیم کردند و برای لباس من قرعه انداختند.’ مزامیر 69:21 ‘به من برای خوراک زهر دادند و در تشنگی‌ام سرکه نوشاندند.’ 22 ‘بگذار سفره‌شان پیش رویشان دام شود و آنچه برای سلامتی بود، تله گردد.’ 23 ‘چشمانشان تاریک شود تا نبینند و کمرهایشان را پیوسته بلرزان.’ 24 ‘خشم خود را بر آنان فرو ریز و حرارت غضبت به آنان برسد.’ امثال 29:27 ‘پارسایان از شریران نفرت دارند و شریران از راستکاران نفرت دارند.’ متی 27:19 ‘و هنگامی که او بر کرسی داوری نشسته بود، همسرش برای او پیغام فرستاد و گفت: با آن مرد پارسا کاری نداشته باش، زیرا امروز در خواب به سبب او بسیار رنج کشیدم.’ بر اساس متی 27:19، عیسی پارسا بود؛ بر اساس امثال 29:27، پارسایان از شریران نفرت دارند. اگر عیسی پارسا بود و پارسایان از شریران نفرت دارند، پس چگونه می‌تواند درست باشد که عیسی دشمنان خود را دوست داشت و شریرانی را که او را کشتند بخشید؟ بر اساس کتاب مقدس، مرگ عیسی برای آن بود که نوشته‌های نبوتی تحقق یابند: متی 27:35 ‘پس از آنکه او را مصلوب کردند، جامه‌هایش را میان خود تقسیم کردند و برای آن قرعه انداختند تا آنچه به‌وسیله نبی گفته شده بود تحقق یابد: جامه‌هایم را میان خود تقسیم کردند و برای لباس من قرعه انداختند.’ یوحنا 19:28 ‘پس از این، عیسی چون دانست که همه چیز اکنون کامل شده است، تا کتاب تحقق یابد گفت: تشنه‌ام.’ 29 ‘در آنجا ظرفی پر از سرکه قرار داشت؛ پس اسفنجی را از سرکه پر کرده، بر شاخه زوفا گذاشتند و به دهان او نزدیک کردند.’ 30 ‘وقتی عیسی سرکه را گرفت، گفت: تمام شد. سپس سر خود را خم کرد و روح را تسلیم نمود.’ به ما گفته می‌شود که عیسی، هنگامی که بر صلیب در حال مرگ بود، برای دشمنانش دعا می‌کرد و آنان را معذور می‌دانست، زیرا ‘نمی‌دانند چه می‌کنند’: لوقا 23:34 ‘و عیسی گفت: ای پدر، آنان را ببخش، زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند. و جامه‌های او را میان خود تقسیم کرده، برای آن قرعه انداختند.’ اما نوشته‌ها مردی را پیشگویی کرده بودند که هنگام مرگ بر صلیب، دشمنان خود را توهین می‌کند: این عشق نیست، بلکه نفرت است. مزامیر 22 مصلوب‌شده را نشان می‌دهد که جلادان خود را سگ می‌نامد. در نبوت مربوط به سرکه، برای دشمنان طلب بخشش نمی‌شود، بلکه مجازات درخواست می‌شود؛ آنان لعنت می‌شوند. افزون بر این تناقض‌ها، مَثَل باغبانان شریر که عیسی برای پیشگویی مرگ خود به کار برد، درباره مجازات آن قاتلان سخن می‌گوید، نه بخشش. همچنین تأکید می‌کند که آن باغبانان کاملاً می‌دانستند چه می‌کردند (متی 21:33–44). یقیناً او این مَثَل را علیه پارسایان قوم خود نگفت، بلکه علیه آزاردهندگانی گفت که بعداً تمام تقصیر را بر گردن یهودیان، یعنی قوم خود عیسی، انداختند. اگر به مزامیر 118:2–23 نگاه کنیم، این موضوع آشکار می‌شود. آیا برایت روشن شده است که روم متون را تحریف کرده تا قربانیان خود را بدنام کند و افتراهایش را به‌عنوان حقیقت جلوه دهد؟ //193

خیانت یهودا یک داستان جعلی است. تناقض‌ها ثابت می‌کنند که خیانت یهودا یک اختراع رومی است. با این حال، کلیسای آنان امروز ادعا می‌کند که اگر کشیشان کودک‌آزار وجود دارند، به این دلیل است که حتی عیسی نیز نتوانست از داشتن خائنی مانند یهودا در داخل کلیسای خود جلوگیری کند. یوحنا 13:18 می‌گوید که خیانت رخ می‌دهد تا نوشته مقدس تحقق یابد: ‘آن که نان مرا می‌خورد، پاشنه خود را بر ضد من بلند کرد.’ یوحنا 6:64 می‌گوید که عیسی از همان ابتدا می‌دانست چه کسی به او خیانت خواهد کرد. اول پطرس 2:22 می‌گوید که عیسی هرگز گناه نکرد. با این حال، این نوشته درباره خیانت از مردی سخن می‌گوید که گناه می‌کند، مردی که به شخصی اعتماد کرد که بعداً به او خیانت نمود. اما هیچ‌کس که از پیش بداند چه کسی خائن است، نمی‌تواند به او اعتماد کند. مزامیر 41:4: ‘گفتم: ای یهوه، بر من رحم کن؛ جانم را شفا ده، زیرا به تو گناه کرده‌ام.’ مزامیر 41:9: ‘حتی مرد صلح من، که به او اعتماد داشتم، که نان مرا می‌خورد، پاشنه خود را بر ضد من بلند کرد.’ او دشمنان خود را دوست ندارد، اما خدا او را نگاه می‌دارد، زیرا این گناهکار عادل است؛ بنابراین، محبت به دشمن هرگز پیام واقعی‌ای نبود که روم می‌خواست از طریق آزار و اذیت نابود کند. (مزامیر 41:10–12، امثال 29:27، دانیال 12:10، مزامیر 118:17–20). //236

«