گربهٔ سیاهی که کبوترِ صلحِ ناحق و نایستهای را که سزار برای انسانهای سیاهدل ترویج میکند، میبلعد █
مرا با مدافعان هلنیسم اشتباه نگیرید؛ من تعالیم کلئوبولوسِ لیندوسی را موعظه نمیکنم. https://youtube.com/shorts/DfYvX3Uzfao نقل کردن بخشهایی از کتاب مقدس، کتاب خنوخ، انجیل فیلیپ یا انجیل توما به این معنا نیست که من به هر آنچه کتاب مقدس یا آن کتابها میگویند باور دارم. من به محبت به دشمنان باور ندارم، به این باور ندارم که باید گونهٔ دیگر خود را در برابر مهاجم پیش آورد، به دو برابر راه رفتن یا دو برابر بار برداشتن نیز باور ندارم. همچنین به وفاداری امپراتوری روم باور ندارم؛ امپراتوریای که تصمیم گرفت چه متنهایی وارد کتاب مقدس شوند و کدامیک قانونی یا بهاصطلاح غیرقانونی و مشکوک تلقی شوند، و تحت نامی دیگر به حیات خود ادامه داد، اما اساساً همان ساختار قدرت را حفظ کرد و در نهایت بر این امر تأثیر گذاشت که کدام متنها پذیرفته شوند، کدام رد شوند و کدامیک از این متنهای بهاصطلاح غیرقانونی بعدها آشکار شوند. امپراتوریای که به جای عدالت، مجسمهها را تحمیل کرد و به جای عقل، جزمها را. و من باور ندارم مجسمهای که حتی در برابر زلزله نمیتواند خودش را سرپا نگه دارد، بتواند وسیلهای برای به دست آوردن لطف خدای متعال باشد؛ خدایی که به واسطه نیاز ندارد، گویی کسی میتواند سخنی بگوید که او نشنود؛ همان خدای متعالی که میگوید هیچ خدای متعال دیگری جز او وجود ندارد.
جانشینان رهبران همان امپراتوریای که بیعدالتیِ دروغهای خود را قانونی و مقدس کرد، اکنون به ما میگویند که خدا دزدان را دوست دارد:
«به هر که از تو چیزی میخواهد، بده، و اگر کسی آنچه را از آنِ توست از تو گرفت، از او نخواه که آن را پس بدهد.» لوقا ۶:۳۰
آیا واقعاً باور دارید که لوقا ۶:۳۰ پیامی است که روم آن را مورد آزار و تعقیب قرار داد، نه پیامی برای محافظت از آنچه ربوده بود در برابر ادعاهای آینده برای بازپسگیری آن؟
اشعیا ۵۷:۱۹ من ثمرهٔ لبها را خواهم آفرید: سلام، سلام برای دور و نزدیک، خداوند میگوید، و او را شفا خواهم داد. ۲۰ اما شریران مانند دریای طوفانیاند که آرام نمیگیرد و آبهایش گل و لای و کثافت به بیرون میافکند. ۲۱ خدای من میگوید: برای شریران سلامتی نیست.
مزامیر ۵:۴ زیرا تو خدایی نیستی که از شر خشنود شوی؛ شخص شریر نزد تو سکونت نخواهد داشت. ۵ احمقان در برابر چشمان تو نخواهند ایستاد؛ تو از همهٔ کسانی که بیعدالتی میکنند نفرت داری. ۶ کسانی را که دروغ میگویند نابود خواهی کرد؛ خداوند از مرد خونریز و فریبکار نفرت دارد.
مزامیر ۵۰:۱۶ اما خدا به مرد شریر گفت: تو را چه شده است که قوانین مرا بیان میکنی و عهد مرا بر زبان میآوری؟ ۱۷ زیرا تو از توبیخ نفرت داری و سخنان مرا پشت سر خود میاندازی. ۱۸ اگر دزدی را میدیدی، با او میدویدی و با زناکاران سهم داشتی.
در اینجا خواهید دید که پاپ لئو یک دروغ را مطرح کرده است: اینکه خدا همه را دوست دارد. این همان چیزی است که پاپ فرانسیس زمانی که زنده بود گفت. خودتان مشاهده کنید. اکنون، این به همان اندازه دروغ است که پیام دروغینی که روم ترویج کرده است. فقط کافی است بر معنای کلمات و آنچه این کلمات دلالت میکنند تمرکز کنید. واقعیت این است که امپراتوری روم پیام حقیقیای را که مورد آزار قرار میداد نپذیرفت، زیرا «انجیل» به معنای خبر خوب، بشارت خوب است. بنابراین، پیامی که روم مورد آزار قرار داد، پیامی گزینشی بود؛ خبری خوب نه برای همه، بلکه برای عادلان. چرا؟ زیرا خدا پیامی دربارهٔ عدالت دارد و عدالت هرگز برای ستمگران خبر خوبی نیست. پیروزی قربانی بر دزدی که او را غارت کرده است، پیروزی دزد نیست؛ پیروزی قربانی است، زیرا قربانی آنچه را از او دزدیده شده پس میگیرد. اما پیامی که امپراتوری روم تحریف کرده است خلاف این را میگوید. برای مثال میگوید نباید چیزی را که متعلق به خود انسان است از کسی مطالبه کرد. متوجه شدید؟ این پیامِ مطالبه نکردنِ چیزی که متعلق به انسان است، به نفع دزد است. کبوتر سزار میگوید: «صلح برای همه، زیرا خدا همه را دوست دارد.»
گربهٔ سیاه گابریل پاسخ میدهد: «اشعیای نبی گفته است: «برای شریران صلحی نیست.» بدون عدالت صلحی نیست و بدون حقیقت عدالتی نیست.»
اگر خود را فردی سازگار و منطقی میدانید، چنین سطحی برخورد نکنید و اجازه ندهید تودههای مردمی که جزمهای دینی دروغین را تکرار میکنند، شما را با خود ببرند؛ مردمی که نه میخواهند و نه میتوانند حقیقت این جزمهای دینی را بهطور مؤثر تحلیل کنند. این موضوع به سادگیِ گفتنِ «آنها با کتاب مقدس تناقض دارند» نیست، زیرا در خود کتاب مقدس نیز دروغهای بسیاری از «بابل» وجود دارد. امپراتوری روم روایت خودش را از وقایع بیان کرده است و همانطور که میتوان انتظار داشت، روایت آنها از وقایع دروغین است. این به این دلیل است که آنها سخنان هولناکی علیه خدا گفتند، و من به شما خواهم گفت که این یعنی چه: رومیان به مسیحیت نگرویدند، زیرا در واقع آنها پس از نابود کردن دینی که شبیه هیچیک از ادیانی که جهان میشناسد نبود، مسیحیت را ایجاد کردند. با این حال، آنها برخی عناصر آن دینِ مورد آزار را گرفتند، مانند متن نقلشدهٔ (دانیال ۱۱:۳۶-۳۷)، بهعنوان نوعی چالش نسبت به آن پیشگویی، و نتیجه مجموعهای بیپایان از تناقضات در کتاب مقدس است که افراد ناسازگار و پیامبران دروغینی را که از آن میراث رومی دفاع میکنند، به سردرگمی ابدی محکوم میکند.
دانیال ۱۱:۳۶-۳۷ و پادشاه مطابق ارادهٔ خود عمل خواهد کرد، و خود را بزرگ خواهد کرد و بر هر خدایی برتری خواهد جست؛ و بر ضد خدای خدایان سخنان شگفتانگیز خواهد گفت و تا زمانی که خشم به پایان برسد کامیاب خواهد بود؛ زیرا آنچه مقرر شده است تحقق خواهد یافت.
آنگاه خدای خدایان به گابریل گفت: «به امپراتوری خورشیدپرست اعلام کن که آنها صلح نخواهند داشت، زیرا شایستهٔ آن نیستند؛ گربهٔ سیاه را ببر و به صلح ناحق و نایستهٔ آنها پایان بده.»
در سرزمینی پهناور که زمانی صلح بر آن حکمفرما بود، امپراتوری بیرحم از طریق خون و خیانت به قدرت رسید. او به ملتهای بیشماری که در صلح زندگی میکردند حمله کرده و آنها را غارت کرده بود، کسانی را که در برابر حکومتش مقاومت میکردند قتلعام کرده و تختی را که به حق متعلق به شخص دیگری بود غصب کرده بود.
پس از آنکه حکومت خود را با آهن و آتش مستحکم کرد، امپراتور سربازانش را در میدان بزرگ پایتخت فراخواند. با حرکتی متکبرانه، بازوهایش را بالا برد و اعلام کرد: «با ثروتهایی که غارت کردهایم و سلاحهایی که به دست آوردهایم، صلح ما تضمین خواهد شد.» برای آنکه به سخنانش وزن بیشتری بدهد، کبوتر سفیدی را که شاخهٔ زیتونی در منقار داشت به هوا رها کرد. لژیونهای او با شور و شوق هلهله کردند و پیروزی خود را با کف زدن و فریادهای افتخار جشن گرفتند.
اما ناگهان غرش مهیبی آسمان را لرزاند. رعد با خشم طنین انداخت و در یک لحظه ابری متراکم بر فراز میدان شکل گرفت. صاعقهای که از بالا فرود میآمد، در برابر امپراتور به زمین اصابت کرد و نوری خیرهکننده و دودی سفید آزاد کرد که بهسرعت پراکنده شد. هنگامی که نور محو شد، پیکری در برابر چشمان حیرتزدهٔ همگان آشکار شد. مردی با موهای کوتاه بود که یونیفورم آبی بینقصی بر تن داشت. در دست راست خود شمشیری درخشان گرفته بود که نور تابناک آن گویی خودِ واقعیت را میبرید. با دست دیگرش گربهای سیاه را نگه داشته بود که نگاهش را به امپراتور دوخته بود.
غریبه با صدایی محکم و مقتدر گفت:
«برای شما صلحی نخواهد بود. شما خون بیگناهان بسیاری را ریختهاید و این تنها بدبختی را برای امپراتوری شما به همراه خواهد آورد. به سبب جنایات و غارتهای شما، لعنتی بر پادشاهی شما سنگینی میکند.» سربازان که شاهد آن معجزه بودند، از ترس خشکشان زد. امپراتور با احساس اینکه سرنوشتش مهر و موم شده است، رنگش پرید.
در حالی که کبوتر پرواز میکرد، گابریل را دید که گربه را با بازوی چپ خود نگه داشته بود و گفت: «مواظب آن گربهٔ سیاهِ شیطانی باش.»
گربه پاسخ داد: «شیطانی این است که برای بدکاران آرزوی صلح کنی.»
مرد سپس گربهٔ سیاه را آزاد کرد. گربه با جهشی برقآسا، کبوتر سفید را در میانهٔ پرواز گرفت و بدون لحظهای تردید آن را بلعید.
پس از این کار، گربه به نزد مرد بازگشت و مرد با آرامش از او استقبال کرد.
صاعقهٔ دومی فرود آمد و صحنه را با درخشش شبحگون خود روشن کرد. در یک لحظه، هم مرد و هم گربه ناپدید شدند، گویی هرگز آنجا نبودهاند. درست در همان لحظه، صدای شیپورها از همه سو طنینانداز شد. امپراتوریای بسیار قدرتمندتر شهر را محاصره کرده بود. عدالت فرا رسیده بود.
Ayudando al pensamiento crítico a sacudirse de dogmas impuestos desde la niñez.
Soy creador del blog:
https://bestiadn.com (https://gabriels.work)
Este blog no solo está en español, y tiene como propósito respetar la inteligencia frente al dogma.
Ver todas las entradas de José Carlos Galindo Hinostroza