چه کسی مسئول شرارت است؛ ‘شیطان’ یا انسانی که شرارت را مرتکب میشود؟ █
فریب توجیههای احمقانه را نخورید، زیرا ‘ابلیس’ی که اعمال شرورانه خود را به او نسبت میدهند، در واقع خودِ آنها هستند.
بهانه رایج فرد مذهبی فاسد این است: «من اینگونه نیستم، زیرا این شر را من انجام نمیدهم، بلکه شیطانی که مرا تسخیر کرده است این شر را انجام میدهد.»
رومیان، در نقش ‘شیطان’، متونی را پدید آوردند که آنها را نیز بهعنوان شریعت موسی معرفی کردند؛ متونی ناعادلانه برای بیاعتبار کردن متون عادلانه. کتاب مقدس تنها شامل حقیقت نیست؛ بلکه دروغ نیز در آن وجود دارد.
شیطان موجودی از گوشت و خون است، زیرا معنای این واژه «تهمتزننده» است. رومیان با نسبت دادن نویسندگی پیام افسسیان ۶:۱۲ به پولس، به او تهمت زدند. نبرد، نبرد با گوشت و خون است. کتاب اعداد ۳۵:۳۳ از مجازات اعدام برای گوشت و خون سخن میگوید؛ فرشتگانی که خدا به سدوم فرستاد، گوشت و خون را نابود کردند، نه «لشکرهای روحانی شرارت در جایهای آسمانی». متی ۲۳:۱۵ میگوید که فریسیان پیروان خود را از خودشان نیز فاسدتر میسازند، و این نشان میدهد که انسان میتواند تحت تأثیر عوامل بیرونی ستمکار شود. در مقابل، دانیال ۱۲:۱۰ میگوید که شریران همچنان شرارت خواهند کرد، زیرا این طبیعت آنهاست، و تنها عادلان راه عدالت را خواهند فهمید. نبودِ هماهنگی میان این دو پیام نشان میدهد که برخی بخشهای کتاب مقدس با یکدیگر در تضاد هستند، و این امر درستی مطلق آن را زیر سؤال میبرد.
اشعیا ۴۷:۱۰ زیرا به شرارت خود اعتماد کردی و گفتی: هیچکس مرا نمیبیند. حکمت و دانش تو تو را فریب داد، و در دل خود گفتی: من هستم و جز من کسی نیست.
آیا شیطان واقعاً موجودی نامرئی و نامادی است که مسئول اعمال شرورانه انسانهاست، یا تنها بهانهای کامل برای کسانی است که نمیخواهند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند؟
در اینجا ما قدیمیترین و خطرناکترین بهانه تاریخ را فرو میریزیم: اختراع یک ‘شیطان’ انتزاعی. این همان سازوکاری است که افراد شرور با آن طبیعت واقعی خود را پشت ادعای تسخیر شدن پنهان میکنند. فیلمهایی مانند آیین (The Rite) این فریب را تداوم میبخشند؛ هنگامی که کشیش دختر را کتک میزند، پیام ضمنی آن فریادی از ترس و بزدلی است: «این من نیستم؛ این شیطان است که مرا تسخیر کرده است.» اشتباه نکنید: این یک تسخیر روحانی نیست، بلکه شرارت افراد بدکاری است که از داستانپردازی برای فرار از مسئولیت شخصی خود استفاده میکنند.
در مورد فیلم آیین (The Rite)، وقتی از Gemini یوتیوب پرسیدم که در کدام دقیقه از ویدیو ( https : // www . youtube . com / watch ? v = fEn9y36Oqac ) صحنهای که در آن یک کشیش دختر بچهای را کتک میزند ظاهر میشود، پاسخ داد که نمیتواند آن را پیدا کند. مجبور شدم خودم آن صحنه را پیدا کنم و پس از آنکه دقیقه دقیق وقوع آن را به Gemini گفتم، پاسخی ارائه داد که با پیام تبلیغشده توسط فیلم همسو بود: انتقال مسئولیت مهاجم به یک نیروی شیطانی فرضی، و معرفی او بهعنوان قربانی یک نیروی فراطبیعی، نه فردی که مسئول اعمال خود است.
«حق با شماست، از اینکه دقیقه دقیق را مشخص کردید سپاسگزارم. در صحنهای در حدود ۱:۲۲:۱۶، پدر لوکاس (با بازی آنتونی هاپکینز) واقعاً در فضای باز (در باغ یا حیاط بیرونی محل اقامت خود) با دختر نوجوانی به نام کارینا در حال تعامل است. در این بخش از فیلم، فضا بسیار آشفته و نگرانکننده است، زیرا وضعیت روانی و روحی پدر لوکاس تحت فشار شدیدی قرار دارد. آنچه دیده میشود بخشی از تجلی شر یا توهمی است که مایکل شاهد آن است؛ پدر لوکاس رفتاری آشفته و خشونتآمیز از خود نشان میدهد و از رفتار معمول خود بهعنوان یک جنگیر منضبط فاصله میگیرد. این صحنه برای نشان دادن اینکه چگونه شیطان بهتدریج بر پدر لوکاس مسلط میشود و از سردرگمی و ناامیدی او استفاده میکند تا او را به انجام اعمالی برخلاف ایمان و مأموریتش وادار کند و او را در برابر تسخیر نهایی آسیبپذیر سازد، نقشی اساسی دارد.»
ما بررسی میکنیم که چگونه این افسانه و افسانههای دیگر نه تنها برای توجیه جنایتها، بلکه بهعنوان ابزاری برای دستکاری اجتماعی مورد استفاده قرار میگیرند. شرارت نه شاخ دارد و نه از جهان زیرین میآید؛ بلکه نام دارد، چهره دارد و مهمتر از همه، خودش تصمیم میگیرد.
زمان آن رسیده است که دست از جستوجوی مقصران در جهان روحانی برداریم و به مسئولان واقعیِ گوشت و خوندار نگاه کنیم.
مکاشفه ۱۸:۷ به همان اندازه که خود را جلال داد و در ناز و نعمت زیست، به همان اندازه به او عذاب و ماتم بدهید؛ زیرا در دل خود میگوید: من چون ملکه نشستهام، بیوه نیستم و هرگز ماتم نخواهم دید.
«پیامبر دروغین همه را میخواهد تا پول همه را بگیرد؛ پیامبر راستین فقط میخواهد درستکاران را از فریب آگاه کند. زمان نشان خواهد داد. خودآزاری: کسی که خون را دوست دارد بره نیست، بلکه یک شکارچی در لباس مبدل است. بره علف را ترجیح میدهد؛ گرگ به دنبال قربانی است. حتی اگر گرگ لباس بره بپوشد، نمیتواند تشنگیاش به خون بیگناه را پنهان کند.
دست خدا در برابر بتها //263
پیشگوییهای اشعیا که اسلام و مسیحیت را به چالش میکشند. //134
یعقوب یک نابینا را فریب داد… اما آیا خدا او را دوست داشت؟ //210
دایرههای صورتی: خدای مارس که توسط امپراتوری روم پرستش میشد: 1: خدا را بپذیر و به این تصویر (B) دعا کن. اگر محافظت میخواهی، خدمات مرا استخدام کن و دعاهایت را اینگونه به من تقدیم کن: ‘ای شاهزاده سپاه آسمانی، از تو میخواهیم ما را از شر محافظت کنی…’. 2: اگر با من مخالفی، تو شیطان هستی، زیرا من با خدا هستم. دایرههای آبی: دشمن خدای مارس: 1: ساکت باش، غاصب. در خروج 20:5 نوشته شده است: ‘هیچ تصویری را تکریم نکن.’ دعا کردن به تو یعنی تو را خدا دانستن، و در خروج 20:3 نوشته شده است: ‘جز یهوه خدایان دیگری نخواهی داشت.’ 2: هیچ خدایی با آن که همه خدایان دیگر را آفرید قابل مقایسه نیست. بر اساس مزامیر 82، یهوه در میان خدایان ایستاده و کسانی را که از ظالمان استقبال میکنند محکوم میکند؛ اما نهادی که تو از آن دفاع میکنی درهای خود را به روی همه آنان باز میکند، زیرا خدمتگزارانت از طریق بتهایت به دنبال پولی هستند که ظالمان میپردازند تا احساس کنند خدا از آنان محافظت میکند. 3: تو میگویی شاهزاده سپاه آسمانی هستی. آیا خودت را در آینه دیدهای (A)؟ آیا آنان پیروان تو هستند (C)؟ از دفاع از سدوم آمدهای یا از دفاع از عادلان؟ آیا واقعاً باور داری که خدا در کنار توست، یا در ناامیدی خود به کسانی تهمت میزنی که خدا واقعاً آنان را نجات خواهد داد؟ تثنیه 22:5: ‘زن لباس مردانه نپوشد و مرد جامه زنانه بر تن نکند؛ زیرا هر که چنین کند نزد یهوه خدای تو مکروه است.’ تو خشمگین شدی… همانگونه که آزاردهندگان امپراتوریای که خدمتش میکنی نیز در برابر حقیقت خشمگین شدند؛ به همین دلیل قانون چشم در برابر چشم را انکار کردند و قربانیان خود و پیامبران قومشان را به دروغ متهم کردند که آن را انکار کردهاند. //260
تثنیه 4:15–19 (خلاصهٔ روشنشده): هیچ تصویر یا پیکرهای — از مرد، زن، حیوانات، پرندگان، خزندگان یا ماهیان — نسازید تا در برابر آنها تعظیم کنید یا آنها را خدمت نمایید. همچنین چشمان خود را به آسمان بلند نکنید تا خورشید، ماه، ستارگان یا سپاه آسمان را پرستش کنید. مار برنزیای که موسی به فرمان خدا ساخت ویژه بود، زیرا کسانی که به آن نگاه میکردند شفا مییافتند (اعداد 21:7–9)، اما با تأیید خدا توسط پادشاه حزقیا نابود شد، زیرا مردم شروع به پرستش مجسمهٔ مار و همچنین مجسمهٔ یک زن کرده بودند (دوم پادشاهان 18:1–7). امروزه تصویر ماه، مار و زن را میبینیم که در یک بت واحد مورد پرستش قرار میگیرند. و چه کسی مردم را به سوی این اعمال گناهآلود هدایت میکند؟ بابل؛ همان که از آغاز نسبت به قوانین خدا بیاحترامی نشان داد و به همین دلیل پیامها را تحریف کرد تا اصل ‘چشم در برابر چشم’ را انکار کند. (بابل). مجسمهٔ یک زن. یک مار. ماه. هلال ماه. //462
Ayudando al pensamiento crítico a sacudirse de dogmas impuestos desde la niñez. Soy creador del blog: https://ntiend.me (https://gabriels.work).
Este blog no solo está en español y tiene como propósito respetar la inteligencia frente al dogma.
Este blog no fue creado para defender la Biblia ni para buscarle una interpretación alternativa, porque eso sería darle crédito como un bloque coherente de mensajes. Los textos allí atribuidos a los santos contienen contradicciones demasiado numerosas para etiquetarlas como simples accidentes o diferencias de interpretación. Mientras se atribuye a los santos mensajes tanto de amor como de odio hacia sus enemigos, aquí hay gato encerrado. La cuestión no es cómo interpretar la Biblia o sus enigmas, sino saber hasta dónde llegan las raíces del engaño: si los mensajes están adulterados, no tiene sentido perder el tiempo intentando descifrar enigmas bíblicos posiblemente adulterados por la mano que mató a los santos y se apoderó de sus escritos para arrogarse la autoridad moral de determinar qué escritura, original o escrita por esa mano asesina, debía considerarse “la verdad” y cuál no.
//
Helping critical thinking shake off the dogmas imposed since childhood. I am the creator of the blog: https://ntiend.me (https://gabriels.work).
This blog is not only in Spanish and is intended to respect intelligence in the face of dogma.
This blog was not created to defend the Bible or to seek an alternative interpretation of it, because that would give it credit as a coherent body of messages. The texts attributed there to the saints contain far too many contradictions to dismiss them as mere accidents or differences in interpretation. While the saints are attributed with messages expressing both love and hatred toward their enemies, there is something fishy going on here. The question is not how to interpret the Bible or its enigmas, but rather how deep the roots of the deception go: if the messages have been adulterated, there is no point wasting time trying to decipher biblical enigmas possibly adulterated by the hand that killed the saints and seized their writings in order to arrogate to itself the moral authority to determine which writing, original or written by that murderous hand, was to be considered “the truth” and which was not.
Ver todas las entradas de José Carlos Galindo Hinostroza