«من حتی حرفت را دربارهٔ وجود درختان میوه پیش از خورشید هم باور نمی‌کنم. می‌خواهی بگویی آن‌ها با چراغ‌قوه فتوسنتز انجام می‌دادند؟»

درختان بدون خورشید؟ تناقض پیدایش ۱ █

ویدیوی اول، امکان‌پذیری زیستی داستان یونس را از دیدگاه علمی و منطقی زیر سؤال می‌برد (وجود گازهای خفه‌کننده‌ای مانند متان و دی‌اکسید کربن در معدهٔ یک آب‌باز)، و از یک انیمیشن به سبک LEGO با لحنی طنزآمیز و تحلیلی استفاده می‌کند. ویدیوی دوم به ناممکن بودن زیستی فتوسنتز بدون خورشید می‌پردازد (گیاهان در روز سوم و خورشید در روز چهارم در پیدایش ۱).

[روایت در کتاب رسمی امپراتوری روم] «من بدون آنکه در دریا غرق شوم، از غرق شدن نجات یافتم؛ درون نهنگ نیز غرق نشدم و به مدت ۳ روز توسط اسیدهای آن تجزیه نشدم.» [کسی که آن روایت را باور نمی‌کند] «من اصلاً حرفت را باور نمی‌کنم. معدهٔ یک نهنگ حاوی هوای قابل تنفس نیست، بلکه حاوی گازهای گوارشی خفه‌کننده‌ای مانند متان و دی‌اکسید کربن است. یک انسان ظرف چند دقیقه بر اثر خفگی می‌مرد. آیا هنگامى که ظاهراً توسط آن آب‌باز بلعیده شدی، اتفاقاً لباس مخصوصی با کپسول‌های اکسیژنِ تعبیه‌شده پوشیده بودی؟ چون کپسول‌های اکسیژن در زمان تو وجود نداشتند.»

«من حتی حرفت را دربارهٔ وجود درختان میوه پیش از خورشید هم باور نمی‌کنم. می‌خواهی بگویی آن‌ها با چراغ‌قوه فتوسنتز انجام می‌دادند؟»

درود از پرو. چند سال پیش با زنی آشنا شدم که چون به او گفتم هر آنچه در کتاب مقدس آمده را باور نمی‌کنم، مرا به بی‌خدایی متهم کرد. به او گفتم: من باور دارم که خدا وجود دارد، اما باور ندارم که رومیان صادق بوده‌اند. من معتقدم آن‌ها پیام‌ها را تحریف کردند و آن‌ها را به‌عنوان روایت‌های رسمی وارد کتاب مقدس کردند تا پیام‌های عدالت را بی‌اعتبار کنند یا مورد تمسخر قرار دهند و آن پیام‌های عدالت را که هرگز نپذیرفته بودند، به سخره بگیرند. من باور ندارم که یک پیام متناقض مترادف با کلام خطاناپذیر خدا باشد. برای مثال: در پیدایش ۱، دربارهٔ آفرینش گفته شده است که خدا در روز سوم گیاهان، درختان میوه‌دار و هر نوع گیاه سبز را آفرید، اما تنها در روز چهارم بود که خورشید، ستارگان و ماه را آفرید. این با عقل جور درنمی‌آید. چگونه ممکن است درختان میوه‌دار بدون خورشیدی وجود داشته باشند که به آن‌ها امکان فتوسنتز می‌دهد؟ هیچ‌کس نمی‌تواند مرا متقاعد کند که یک استدلال ناسازگار، یک داستان که با عقل جور درنمی‌آید، مترادف با کلام خطاناپذیر خدا باشد.


«پیامبر دروغین به دنبال تشویق است؛ پیامبر حقیقی از طرد شدن نمی‌ترسد. همه چیز دلیلی دارد. کلام شیطان: «انکار محبت به دشمن یعنی همراه بودن با شیطان، یعنی دوست داشتن شیطان، یعنی دوست داشتن دشمن خدا که همیشه با تعالیم الهی مخالفت کرده است؛ انکار نکردن یعنی دوست داشتن خدا… و همچنین دشمن (شیطان).»

عشق و گونهٔ دیگر. //291

اگر طبق کتاب مقدس همه انسان‌ها فقط یک بار می‌میرند، پس لازاروس زنده‌شده کجاست؟ //89

گربهٔ سیاهی که کبوترِ صلحِ ناحق و نایسته‌ای را که سزار برای انسان‌های سیاه‌دل ترویج می‌کند، می‌بلعد //939

اگر این درست بود که همهٔ ما فرزندان خدا هستیم و بنابراین در برابر او برابر هستیم، پس این چگونه توضیح داده می‌شود؟ //370

فرامین خدا فقط ده‌تا نبودند؛ افزون بر این، مهم‌ترین فرمان برای مجازات کسانی را که فرمان ‘قتل نکن’ را نقض می‌کنند، حذف کردند: مجازات اعدام برای قاتلان، که خدا برای اجرای آن جلادانی تعیین می‌کرد. با این حال، این بدان معنا نیست که من از هر آنچه در شریعت منسوب به موسی آمده حمایت می‌کنم، زیرا اگر امپراتوری روم متون دینی را که از آن نفرت داشت تصاحب کرده باشد، تردیدی ندارم که بخش بزرگی از پیام اصلی را تحریف کرده است. عدالت، مجازات اعدام… و راز ‘ده فرمان’. چرا به ما گفته شد که فرامین خدا فقط 10 فرمان بودند، در حالی که این فرمان را نیز شامل می‌شدند؟ خروج 20:13: ‘قتل نکن.’ اما این فرمان دیگر را حذف کردند: خروج 21:14: ‘اما اگر کسی با عمد علیه همسایه خود برخیزد و او را با نیرنگ بکشد، او را حتی از مذبح من بگیر تا بمیرد.’ چرا در فهرست فرمان‌ها، یکی از فرمان‌ها — آن فرمانی که دستور می‌دهد به تصاویر، از جمله مجسمه‌ها، احترام نگذارید — را فقط با این جمله جایگزین کردند: ‘خدا را بالاتر از هر چیز محبت کن’؟ خروج 20:5: ‘در برابر آن‌ها سجده نکن و آن‌ها را پرستش مکن.’ وقتی کسی جنایتی هولناک مرتکب می‌شود، آنان با مجازات اعدام برای جنایتکار مخالفت می‌کنند و می‌گویند خدا گفته است: ‘قتل نکن.’ سپس از تو می‌خواهند که هر یکشنبه در برابر تصاویرشان زانو بزنی. امپراتوری روم خواهان عدالت نبود؛ با آن دشمنی داشت و بسیاری از پیام‌هایش را در شوراهای خود تحریف کرد. به همین دلیل، کتاب مقدس اصل ‘چشم در برابر چشم’ را نیز انکار می‌کند (متی 5:38–39). //215

سخنان شاخِ وحش چهارم که با کتاب‌هایی که خودش تحریف کرده است بر جهان سلطه دارد، اما آن‌ها را قانونی، رسمی یا مقدس می‌نامد: بیا، زانو بزن؛ مهم نیست در برابر کدام‌یک از اشیای ما زانو می‌زنی، مهم این است که در برابر اقتدار ما زانو بزنی. //747

«

این کاملاً بی‌معنی است. بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: ‘او را قضاوت نکن، برایش دعا کن’، اما دعا برای گرگ دندان‌هایش را نمی‌گیرد. مار می‌خزد و از تو می‌خواهد در برابر بت‌های کج و معوجش سجده کنی. به تو خم شدن را می‌آموزد، نه از روی فروتنی، بلکه برای پرستش آنچه خودش ساخته. ABC 56 55 45[90] , 0010
│ Persian │ #MEJ

 دست خدا بر ضد بت‌ها. (زبان ویدیو:ویتنامی) /267/ https://youtu.be/91m1oUX6jeU,
Day 179

 آیا پاپ‌ها واقعاً جانشینان سنت پطرس هستند؟ به شما نشان می‌دهم چگونه با این موضوع و چیزهای بسیار دیگر شما را فریب می‌دهند. (زبان ویدیو:اسپانیایی) /38/ https://youtu.be/_2m17i3stb4

«حقیقت در برابر دگما: دام دگما

واژهٔ دگما از واژهٔ یونانی δόγμα (dógma) گرفته شده است و تقریباً به معنای ‘آنچه مقرر شده است’، ‘فرمان’، ‘باور تثبیتشده’ یا ‘آنچه باید پذیرفته شود’ است. این واژه به معنای حقیقت نیست.

دگما واقعاً چیست و چرا میتواند به دامِ اندیشهٔ انتقادی تبدیل شود؟

در این ویدئو، از طریق داستانی دربارهٔ خوداندیشی، بلوغ و جستجوی حقیقت فراتر از باورهای تحمیلشده، دربارهٔ تأثیر دگما بر زندگی فردی و اجتماعی تأمل میکنیم.

وقتی کمی بیش از بیست سال داشتم، میان فریب و دستکاری یک زن… و پیامی مذهبی که آن را صادقانه و حقیقی میپنداشتم، گرفتار شده بودم.

او به من میگفت:

‘نمیدانم چه بر سرم آمده است… نمیدانم چرا با تو بدرفتاری میکنم. حتی اگر به تو توهین کردم، دست از جستجوی من برندار. مرا نجات بده!’

در همان حال، دگما مدام به من میگفت:

‘برای او دعا کن. به پیروی از دستورهای ما ادامه بده. فقط در این صورت او میتواند از شر رهایی یابد.’

سالها گذشت تا فهمیدم آن پیام حقیقت نبود، بلکه بخشی از یک دگما بود.

و دگما صرفاً به این دلیل که میلیونها نفر به آن باور دارند، به حقیقت تبدیل نمیشود.

سپس نکتهای حتی مهمتر را درک کردم:

هیچ دگمایی از انسان عادل محافظت نمیکند.

دگما از انسان ناعادل محافظت میکند، زیرا انسان عادل را قانع میکند که چیزی را تحمل کند که هرگز وظیفه یا نجات او نبوده است… و هرگز عادلانه یا ضروری نبوده که آن را تحمل کند.

امروز بیش از پنجاه سال دارم.

اگر از گذشتهٔ خود سخن میگویم، برای جستجوی عدالت است؛ تا دیگر انسانهای عادل، مانند من، فریب دگما را نخورند.

متی ۱۲: تلاش برای استفاده از اشعیا ۴۲ بهعنوان تبلیغات

دگما به ما میگوید که عیسی معجزه انجام داد و مردم را به سکوت فراخواند ‘تا آنچه بهوسیلهٔ اشعیای نبی گفته شده بود، تحقق یابد’ (متی ۱۲)، یعنی تا اشعیا ۴۲ در او به انجام برسد.

اما اشعیا ۴۲ تنها دربارهٔ سکوت و احتیاط سخن نمیگوید.

بلکه دربارهٔ برقراری عدالت بر زمین سخن میگوید.

‘بهوسیلهٔ حقیقت، عدالت را برقرار خواهد کرد.’

‘او سست و دلسرد نخواهد شد تا زمانی که عدالت را بر زمین استوار سازد.’

پس پرسشی اجتنابناپذیر مطرح میشود:

آیا امروز عدالت بر زمین حاکم است؟

خیر.

واقعیت، دگما را رد میکند.

متی ۱۲ از اشعیا ۴۲ بهعنوان مُهر دینی استفاده میکند، اما عدالتی که اشعیا وعده داده بود، تحقق نیافته است.

این متن بهعنوان تبلیغات به کار گرفته شده است، نه بهعنوان حقیقتی که به اثبات رسیده باشد.

حقیقت در برابر فریب: دانیال ۸:۲۵ و اشعیا ۴۲

دانیال ۸:۲۵ با دقتی شگفتانگیز توضیح میدهد که دگما چگونه عمل میکند:

‘او با زیرکی خود فریب را کامیاب خواهد ساخت؛ در دل خود بزرگ خواهد شد و بسیاری را در حالی که بیخبرند نابود خواهد کرد…’

زیرکی، فریب، نابودی خاموش، و دستکاریای که حتی انسان عادل را نیز دچار سردرگمی میکند.

این همان سازوکار دگماست.

دگما نه با حقیقت، بلکه با فریب رشد میکند.

در مقابل، اشعیا ۴۲ نشان میدهد که حقیقت چگونه عمل میکند.

‘بهوسیلهٔ حقیقت، عدالت را برقرار خواهد کرد.’

حقیقت فریاد نمیزند، دستکاری نمیکند و نابود نمیسازد.

حقیقت عدالت را به ارمغان میآورد، آن را برقرار میکند، حفظ میکند و از آن دفاع میکند.

حقیقت، انسان عادل را از فریبی که دانیال ۸:۲۵ افشا میکند، رهایی میبخشد.

اشعیا ۴۲ هنوز تحقق نیافته است؛ اما دانیال ۸:۲۵ تحقق یافته است.

واقعیت در کنار افشای حقیقت ایستاده است، نه در کنار دگما.

عدالت گزینشی در متن عبری

دانیال ۱۲:۱

‘در آن زمان میکائیل، آن رئیس بزرگ، برخواهد خاست… زمان تنگیای خواهد بود که مانند آن هرگز نبوده است… اما در آن زمان، قوم تو، یعنی همهٔ کسانی که نامشان در کتاب نوشته شده است، رهایی خواهند یافت.’

یوحنا ۸:۳۲

‘حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.’

امثال ۱۱:۸

‘انسان عادل از سختی رهایی مییابد و شخص شریر به جای او گرفتار آن میشود.’

مزمور ۱۱۸:۲۰

‘این دروازهٔ خداوند است؛ عادلان از آن وارد خواهند شد.’

این چهار متن، پیامی گزینشی را شکل میدهند که تنها خطاب به انسانهای عادل است. اما چارچوب رومی با این پیام در تضاد است، زیرا تعلیم میدهد که ‘مسیح برای گناهکاران مرد’ (رومیان ۵:۸)، ‘همه گناه کردهاند و همه عادل شمرده میشوند’ (رومیان ۳:۲۳–۲۴)، ‘خدا میخواهد همهٔ انسانها نجات یابند’ (اول تیموتائوس ۲:۴)، ناعادلان باید بخشیده شوند (لوقا ۲۳:۳۴)، و حتی دشمنان انسانهای عادل نیز باید دوست داشته شوند (متی ۵:۴۴، امثال ۲۹:۲۷، پیدایش ۳:۱۵).

بدین ترتیب، جهانشمولگرایی و هلنیسمی که از طریق روم نفوذ کرده است، تفاوت میان انسان عادلی که ممکن است بر اثر فریب گناه کند و انسان ناعادلی که به سبب طبیعت خود گناه میکند را از میان برمیدارد و پیام عادلانهای را نابود میکند که در آن، تنها عادلان رهایی مییابند، پاک میشوند، محافظت میشوند و اجازهٔ ورود از آن دروازه را پیدا میکنند.

خردمندانه نیست که فرض کنیم این نفوذ فقط بر نوشتههای منسوب به عیسی یا قدیسانی که توسط امپراتوری روم مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند تأثیر گذاشته است و نه بر نوشتههای کهنتر.

«
«در مرقس ۳:۲۹ دربارهٔ ‘گناه بر ضد روح‌القدس’ که نابخشودنی دانسته شده، هشدار داده می‌شود. اما تاریخ و عمل رومیان یک وارونگی اخلاقی نگران‌کننده را آشکار می‌کند: مطابق با آموزهٔ آنان، گناه واقعیِ نابخشودنی نه خشونت است و نه بی‌عدالتی، بلکه زیر سؤال بردن اعتبار کتاب مقدسی است که خودشان تدوین و تحریف کرده‌اند. در همین حال، جنایت‌های سنگینی مانند کشتن بی‌گناهان نادیده گرفته شده یا توسط همان قدرتی توجیه شده است که ادعای خطاناپذیری می‌کرد. این نوشته بررسی می‌کند که این ‘گناه یگانه’ چگونه ساخته شد و چگونه این نهاد از آن برای حفظ قدرت خود و توجیه بی‌عدالتی‌های تاریخی استفاده کرد.

در مقاصدی متضاد با مسیح، ضد مسیح قرار دارد. اگر اشعیا ۱۱ را بخوانید، مأموریت مسیح را در زندگی دوم او خواهید دید، و آن این نیست که به همه لطف کند، بلکه فقط به صالحان. اما ضد مسیح فراگیر است؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد سوار کشتی نوح شود؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد همراه لوط از سدوم خارج شود… خوشا به حال کسانی که این کلمات برایشان توهین‌آمیز نیست. کسی که از این پیام آزرده نشود، او صالح است، تبریک به او: مسیحیت توسط رومیان ایجاد شد؛ تنها ذهنی که دوستدار تجرد (عزوبت) است و خاصِ رهبران یونانی و رومی، دشمنان یهودیان باستان، می‌تواند پیامی مانند این را تصور کند: ‘اینان کسانی هستند که خود را با زنان نجس نکرده‌اند، زیرا باکره مانده‌اند. آنها هر جا که بره برود، او را دنبال می‌کنند. آنها از میان مردمان خریده شده‌اند تا نوبر باشند برای خدا و بره’ در مکاشفه ۱۴: ۴، یا پیامی شبیه به این: ‘زیرا در قیامت نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان خدا در آسمان خواهند بود’، در متی ۲۲: ۳۰. هر دو پیام به نظر می‌رسد که از یک کشیش کاتولیک رومی آمده باشند، نه از یک پیامبر خدا که این برکت را برای خود می‌طلبد: ‘کسی که همسر یابد، خیری یافته و از خداوند رضایت کسب کرده است’ (امثال ۱۸: ۲۲)، لاویان ۲۱: ۱۴ ‘او نباید زنی بیوه یا مطلقه یا زن بدنام یا فاحشه بگیرد، بلکه باید دختری باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.’

من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم.

اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم.

برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.

تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.

اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام.

به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم.

امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.

و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟

یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: ‘از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!’
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)

پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن ‘محبت به دشمن’ که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند.
آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.

«

1 Las diferencias entre San Miguel y el Diablo https://depuracion-del-mensaje.blogspot.com/2026/03/las-diferencias-entre-san-miguel-y-el.html 2 Ni nani anayewajibika kwa uovu, ‘Shetani’ au mtu anayefanya uovu? https://gabriels.work/2026/07/11/ni-nani-anayewajibika-kwa-uovu-shetani-au-mtu-anayefanya-uovu/ 3 1998’in Gizemi ve Benim Tanıklığım | VAHİY: KİTAPLAR AÇILIYOR https://antibestia.com/2026/06/22/1998in-gizemi-ve-benim-tanikligim-vahiy-kitaplar-aciliyor/ 4 Gabriel chống lại Zeus và sức mạnh của đám đông hắn. https://144k.xyz/2026/05/31/gabriel-chong-lai-zeus-va-suc-manh-cua-dam-dong-han/ 5 Il est compréhensible que l’algorithme vous rende invisible. https://antibestia.com/2026/05/01/il-est-comprehensible-que-lalgorithme-vous-rende-invisible/

«پاپ و دشمنِ شیطان: مرد نیرومند.

متی 24:1 هنگامی که عیسی از معبد بیرون میرفت، شاگردانش نزد او آمدند تا ساختمانهای معبد را به او نشان دهند. 2 او در پاسخ به آنان گفت: ‘آیا همه این چیزها را میبینید؟ بهراستی به شما میگویم، در اینجا سنگی بر سنگی باقی نخواهد ماند که فرو ریخته نشود.’ 3 و چون او بر کوه زیتون نشسته بود، شاگردان در خلوت نزد او آمدند و گفتند: ‘به ما بگو این چیزها چه زمانی رخ خواهد داد و نشانه آمدن تو و پایان این عصر چه خواهد بود؟’ … 7 ‘زیرا قومی بر قومی و پادشاهی بر پادشاهی برخواهد خاست و در جاهای مختلف وباها، قحطیها و زلزلهها خواهد بود. 8 اما همه اینها آغاز دردهاست.’ … 21 ‘زیرا در آن زمان مصیبتی عظیم خواهد بود که از آغاز جهان تا کنون مانند آن نبوده و هرگز نخواهد بود.’

دانیال 12:1 در آن زمان میکائیل، آن رئیس بزرگ که از فرزندان قوم تو حمایت میکند، برخواهد خاست و زمان تنگی و مصیبتی خواهد بود که از زمانی که قومی وجود داشته تا آن هنگام، هرگز مانند آن نبوده است. اما در آن زمان قوم تو، یعنی هر که در کتاب نوشته شده یافت شود، رهایی خواهد یافت.

اگر علیه تو شهادت دروغ دادند و به وفاداریات اعتماد نکردند، آیا دادن فرصتهای تازه و برگرداندن گونهٔ دیگر، کاری پوچ نیست؟ من حق دارم انتخاب کنم که گونهٔ دیگر را نگردانم و هیچکس حق ندارد به خاطر آن مرا بدنام کند.عشق و حق انتخابِ برنگرداندن گونهٔ دیگر

آموزههای کلئوبولوسِ لیندوسی، اندیشمند یونانی سده ششم پیش از میلاد: ‘به دوستان و دشمنان خود نیکی کنید، زیرا بدینگونه دوستان خود را حفظ خواهید کرد و شاید بتوانید دیگران را نیز به سوی خود جذب کنید.’، ‘هر انسانی، در هر لحظه از زندگی، بسته به اینکه با او چگونه رفتار میکنی، میتواند دوست یا دشمن تو باشد.’

آموزههای عیسی؟

متی ۴۴:۵: ‘…به کسانی که از شما نفرت دارند نیکی کنید و برای کسانی که به شما اهانت میکنند و شما را آزار میدهند دعا کنید…’

متی ۱۲:۷: ‘پس هر آنچه میخواهید مردم با شما انجام دهند، شما نیز با آنان همانگونه رفتار کنید، زیرا این است شریعت و انبیا.’

شریعت و انبیا فرمان میدهند که با هر کس بر اساس آنچه سزاوار آن است رفتار شود؛ شخص شریر طبق شریعت سزاوار رفتار نیک نیست:

تثنیه ۱۸:۱۹: ‘و داوران بهدقت تحقیق خواهند کرد؛ و اگر آن شاهد، شاهدی دروغین باشد و بر ضد برادر خود به دروغ شهادت داده باشد، با او همان کنید که قصد داشت با برادرش انجام دهد؛ و بدینگونه شر را از میان خود برخواهید داشت.’

و اگر از پیامبران سخن بگوییم، بنا بر گفتهٔ ناحوم نبی:

ناحوم ۲:۱: ‘خداوند خدایی غیور و انتقامگیرنده است؛ خداوند سرشار از انتقام و خشم است. او از دشمنان خود انتقام میگیرد و خشم خود را برای دشمنانش نگاه میدارد.’

آیا عیسی واقعاً خدا را نمونهای برای کنار گذاشتن اصل ‘چشم در برابر چشم’ معرفی کرد؟

متی ۴۵:۵: ‘…تا فرزندان پدر خود که در آسمان است باشید؛ زیرا او خورشید خود را بر بدکاران و نیکان طلوع میدهد و باران را بر عادلان و ظالمان میباراند.’

بر اساس پیدایش ۲۴-۲۳:۱۹: ‘خورشید بر سدوم طلوع کرده بود’، بر شریران (پیدایش ۱۳:۱۳)؛ اندکی بعد، خدا بر شریران آتش و گوگرد بارانید…

نپرس که آیا عیسی از خدایی متفاوت سخن گفت؛ بپرس چرا روم چنین کرد.

پاپ فرانسیس کسانی را که زندگی خود را صرف متهم کردن کلیسا میکنند، ‘دوستان شیطان’ نامید.

https : // www . france24 . com / es / 20190220-acusando-iglesia-amigos-diablo-papa-francisco

آیا سخن گفتن بر ضد خدا برای محافظت از شریران، دوستی با شیطان نیست؟ آیا معرفی بتپرستیِ تصاویر کلیسا بهعنوان ‘صرفاً احترام به تصاویر’ دوستی با شیطان نیست؟ پاپ فرانسیس: ‘خدا هر انسانی را دوست دارد، حتی بدترین انسان را.’ در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹، پاپ فرانسیس مراسم سنتی کریسمس را در کلیسای سنت پطرس برگزار کرد و در موعظهٔ خود درباره محبت خدا سخن گفت…

مزمور ۱۱:۶ او بر شریران بلاها خواهد بارانید؛ آتش، گوگرد و باد سوزان نصیب جام آنان خواهد بود. ۷ زیرا یهوه عادل است و عدالت را دوست میدارد؛ راستکاران روی یهوه را خواهند دید.

مزمور ۵:۴ زیرا تو خدایی نیستی که از شرارت خشنود شوی؛ شخص شریر نزد تو ساکن نخواهد شد. ۵ متکبران در برابر چشمان تو نخواهند ایستاد؛ تو از همهٔ عاملان بیعدالتی نفرت داری. ۶ دروغگویان را نابود خواهی کرد؛ یهوه از انسان خونریز و فریبکار بیزار است.

لوقا ۱۱:۲۱ هنگامی که مردی نیرومند و مسلح از کاخ خود نگهبانی میکند، داراییهایش در امنیت هستند.

۲۲ اما هنگامی که شخصی نیرومندتر از او بیاید و بر او غلبه کند، تمام سلاحهایی را که به آنها اعتماد داشت از او میگیرد و غنیمتها را تقسیم میکند.

امثال 11:8 پارسا از مصیبت رهایی مییابد و شریر به جای او گرفتار میشود.

امثال 11:9 منافق با دهان خود همسایهاش را تباه میکند، اما پارسایان بهوسیله حکمت رهایی مییابند.

امثال 11:10 هنگامی که پارسایان کامیاب میشوند، شهر شادمان میشود؛ و هنگامی که شریران هلاک میشوند، فریاد شادی برمیخیزد.

خروج 20:13 قتل مکن.

خروج 21:14 اما اگر کسی با عمد بر همسایه خود برخیزد و او را با نیرنگ بکشد، او را حتی از مذبح من بگیر تا بمیرد.

«
«سفینهها پیش از آتش رسیدند | داستانی علمیتخیلی الهامگرفته از متون باستانی.

‘آنچه در ادامه میآید، داستانی علمیتخیلی و تأملی فلسفی است که در جهانی دوردست رخ میدهد… جهانی بسیار شبیه به دنیای ما. هرگونه شباهت با واقعیتهای گذشته، حال یا آیندهٔ زمین، بخشی از تخیل است.’

در جهانی شبیه به زمین، در کهکشانی دوردست، جامعهٔ انسانی آنجا بسیار شبیه جامعهٔ انسانی زمین بود؛ همانگونه که یک نارنگی به نارنگی دیگر شباهت دارد، آن جهان نیز به جهان ما شباهت داشت.

و آنان کتابی بسیار شبیه به کتاب مقدس داشتند که میگفت:

‘مکاشفه ۱۹:۱۹: و من آن وحش و پادشاهان زمین را دیدم که گرد هم آمده بودند تا با پارسایانی که بر اسبهای سفید سوار بودند روبهرو شوند…’

کتاب آنان همچنین میگفت:

‘دوم پطرس ۳:۷: اما آسمانها و زمینی که اکنون وجود دارند، به همان کلام برای آتش نگاه داشته شدهاند، برای روز داوری و نابودی انسانهای بیدین.’

پارسایان پراکنده کتاب را خواندند، چنین پیامهایی را خواندند، و اندیشیدند و از خود پرسیدند:

‘اگر ستمکاران محکوم به نابودی هستند، آیا ناتوانی آنان در زندگی مسالمتآمیز با یکدیگر، خود دلیل محکومیتشان نیست؟’

‘اگر آنان جنگ به راه میاندازند، آیا عادلانه است که دیگران را مجبور به جنگیدن در آن کنند؟’

‘اگر آنان بمبهای اتمی پرتاب میکنند، آیا عادلانه است که مردم صلحطلب از تشعشعات رنج ببرند؟’

‘این مانند آن است که فردی غیرسیگاری در اتوبوسی پر از افراد سیگاری باشد و به خاطر دیگران آسیب ببیند.’

‘چگونه ممکن است یک پارسا خواسته باشد دشمنان را دوست بدارند، در حالی که همین دشمنان پارسایان هستند که زمین را نابود میکنند؟’

‘این شبیه پیامی تحریفشده است.’

‘آیا اینجا نوشته نشده که خدا آنان را دوست ندارد؟’

‘چگونه فرستادهٔ وفادار او میتوانست برعکس آن را بگوید؟’

در واقع، آن کتاب میگفت:

‘مکاشفه ۱۱:۱۸: ملتها خشمگین شدند، و خشم تو فرا رسید، و زمان داوری مردگان و پاداش دادن به بندگان تو، پیامبران و مقدسان و آنان که از نام تو میترسند، کوچک و بزرگ، و نابود کردن کسانی که زمین را نابود میکنند، فرا رسید.’

آنگاه آنان فهمیدند که اگر جهانشان محکوم است، خدا سفینههایی خواهد فرستاد تا آنان را نجات دهد.

و چنین شد.

اما این در کتاب مقدس آنان نبود.

این در کتاب مقدس آنان نوشته نشده بود.

اما آنان خردمند بودند؛ آنان این هوش را داشتند که بفهمند همان کسانی که پیام اصلی را تحریف کردند، چنین چیزی را نیز پنهان کردهاند.

اما همهچیز را پنهان نکردند، زیرا خدا اجازه نداد.

خدا نشانههایی باقی گذاشت تا خردمندان بفهمند که اگر برگزیدگانی وجود دارند، محبت خدا هرگز همگانی نبوده است:

‘متی ۲۴:۲۲: و اگر آن روزها کوتاه نمیشد، هیچ انسانی نجات نمییافت؛ اما به خاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد.’

«
«در لبهی مرگ، در مسیری تاریک قدم میزد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوهها منعکس میشدند تفسیر میکرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █
شب بر جادهی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پردهای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوهها میگذشت، پوشانده بود. او بیهدف گام برنمیداشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود.
بدنش از سرما بیحس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایهی کشیدهای بود که در نور چراغهای کامیونهایی که غرشکنان از کنارش عبور میکردند، امتداد مییافت. کامیونهایی که بیوقفه میراندند، بیآنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در میبرد.
هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جادهای دوطرفه را از هم جدا میکرد، پیش برود، در حالی که کامیونها، اتوبوسها و تریلرهای غولپیکر تنها چند سانتیمتر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکنندهی موتورهای عظیم او را در بر میگرفت، و چراغهای کامیونهایی که از پشت سر میآمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، میتاباندند. در همان لحظه، کامیونهای دیگری از روبهرو نزدیک میشدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدمهایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابتقدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت میتوانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد.
گرسنگی چونان هیولایی از درون او را میبلعید، اما سرما نیز بیرحم بود. در کوهستان، شبها همچون پنجههایی نامرئی تا مغز استخوان را میسوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخزده وجودش را در بر میگرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقهی زندگیاش را خاموش کند. هرجا که میتوانست پناه میگرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشهای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمیکرد. آب از لابهلای لباسهای پارهاش نفوذ میکرد و به پوستش میچسبید، حرارت اندکش را میربود.
کامیونها بیوقفه در مسیر خود پیش میرفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا میآورد، درخواست کمک میکرد. اما رانندگان یا بیتفاوت میگذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او میانداختند، گویی او تنها سایهای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف میکرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار میکرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده میگرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت.
در یکی از همان شبهای بیپایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زبالههای مسافران به دنبال تکهای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمهای نان خشک رقابت میکرد، پیش از آنکه آنها بتوانند آخرین خردههای نان را ببلعند، او دست دراز میکرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان ‘تنها سرور و نجاتدهنده’ بپذیرد. او مایل نبود که به خواستههای شخصیتهای شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همانهایی که با افتراهای خود، او را به این جادهی زرد کشانده بودند.
گاهگاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعهای نوشیدنی به او میداد، هدیهای کوچک، اما آرامشی در دل رنجهای بیپایانش.
اما بیتفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک میکرد، بسیاری روی برمیگرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آنها سرایت کند. گاهی یک ‘نه’ی ساده، امید را در دم خاموش میکرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی میراندند. او نمیتوانست درک کند که چگونه مردم میتوانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه میتوانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بیآنکه ذرهای دلسوزی نشان دهند؟
با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم میزد، کیلومترها آسفالت را پشت سر میگذاشت، شبهایی بیخوابی، روزهایی بیغذا. مصیبتها یکی پس از دیگری بر او فرود میآمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاهترین ناامیدیها، هنوز جرقهای از بقا زنده بود، جرقهای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه میکشید.

مزمور ۱۱۸:۱۷
‘من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.’
۱۸ ‘خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.’

مزمور ۴۱:۴
‘گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف میکنم که به تو گناه ورزیدهام.’

ایوب ۳۳:۲۴-۲۵
‘و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیهای یافت.’
۲۵ ‘آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.’

مزمور ۱۶:۸
‘خداوند را همواره پیش روی خود داشتهام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.’

مزمور ۱۶:۱۱
‘تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذتها تا ابد.’

متی 7:13-14 از درِ تنگ داخل شوید، زیرا دری که به هلاکت میانجامد، گشاد و راهش پهن است و بسیاری از آن داخل میشوند؛ اما دری که به حیات میانجامد، تنگ و راهش باریک است و یابندگان آن اندکاند.

لاویان 21:13 او باید دختری باکره را به زنی بگیرد. 14 بیوه، زن طلاقگرفته، زن بیعصمت یا فاحشه را به زنی نگیرد، بلکه از قوم خود دختری باکره را به زنی بگیرد. 15 تا نسل خود را در میان قومش نجس نسازد، زیرا من، یهوه، او را تقدیس میکنم.

اشعیا 51:7 ای کسانی که عدالت را میشناسید، ای قومی که شریعت من در دل شماست، به من گوش فرا دهید. از سرزنش مردم مترسید و از اهانتهای ایشان هراسان نشوید. 8 زیرا بید ایشان را چون جامه خواهد خورد و کرم ایشان را همچون پشم خواهد خورد؛ اما عدالت من تا ابد برقرار خواهد ماند و نجات من از نسلی به نسل دیگر.

مزامیر 119:1 خوشا به حال آنان که در راه خود کاملاند و در شریعت خداوند گام برمیدارند.

تثنیه 19:18 داوران بهدقت تحقیق کنند؛ و اگر آن شاهد، شاهد دروغین باشد و به دروغ بر برادر خود شهادت داده باشد، 19 آنگاه همان کاری را با او بکنید که قصد داشت با برادرش بکند. بدینگونه شر را از میان خود دور خواهید کرد. 20 دیگران خواهند شنید و خواهند ترسید و دیگر چنین شرارتی در میان شما نخواهند کرد. 21 بر او ترحم مکن: جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان، دست در برابر دست و پا در برابر پا.

مزامیر 119:34 به من فهم عطا کن تا شریعت تو را نگاه دارم و آن را با تمامی دل خود به جا آورم.

دانیال 12:3 دانایان همچون روشنایی افلاک خواهند درخشید و آنان که بسیاری را به سوی عدالت هدایت میکنند، همچون ستارگان تا ابدالآباد خواهند درخشید.

مزامیر 41:11 از این میدانم که تو از من خشنودی، زیرا دشمنم بر من پیروز نمیشود.

میکاه 7:10 دشمن من این را خواهد دید و شرم او را خواهد پوشانید؛ همان که به من میگفت: ‘یهوه، خدای تو، کجاست؟’ چشمان من او را خواهند دید؛ اکنون او همچون گل کوچهها پایمال خواهد شد.

مزامیر 41:12 اما مرا به سبب راستیام پایدار ساختی و مرا تا ابد در حضور خود برقرار کردی.

مکاشفه ۱۱: ۴
‘این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستادهاند.’

اشعیا ۱۱ :۲
‘روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.’

من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شدهام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون میبینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمیکند، بلکه با کلیسای خود ازدواج میکند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نامهای مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجهگیری خود را بگیرید). این شخصیتها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمههای گچی را میبوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است.

پیامی که آنها موعظه میکنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد میکنم. و هنگامی که کفارهام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی میآید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است.

امثال ۲۸:۱۳
‘آن که گناهان خود را میپوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.’

امثال ۱۸:۲۲
‘هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.’

من بهدنبال لطف یهوه هستم که در آن زن خاص تجسم یافته است.
او باید همانگونه باشد که یهوه فرمان میدهد که او باشد.
اگر این تو را ناراحت میکند، به این دلیل است که تو باختهای:
لاویان ۲۱:۱۴
‘بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشهای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.’

برای من، او جلال است:

اول قرنتیان ۱۱:۷
‘زن، جلال مرد است.’

جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کردهام: ‘پیروزی نور’.

و وبسایتهایم را ‘بشقابپرنده’ نامیدهام، زیرا با سرعت نور حرکت میکنند، به گوشههای دنیا میرسند و اشعههای حقیقت را شلیک میکنند که تهمتزنندگان را سرنگون میکند. با کمک وبسایتهایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم.

وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها:
‘أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).’
و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت:
‘تو نمیدانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامهنویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواریها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.’

من بارها با خود مرگ روبرو شدم:

حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شدهایم!

حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم…

این داستان من است، میدانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.

اشعیا ۵۱:۶ چشمان خود را به آسمانها برافرازید و به زمین در زیر بنگرید؛ زیرا آسمانها مانند دود ناپدید خواهند شد و زمین مانند جامه کهنه خواهد شد و ساکنان آن نیز به همینگونه خواهند مرد؛ اما نجات من تا ابد خواهد بود و عدالت من از میان نخواهد رفت.

مزامیر 16:11

‘راه حیات را به من خواهی نمود؛
در حضور تو پریِ شادی است؛
و به دست راست تو لذتها تا ابد برقرار است.’

متی 7:13-14

از درِ تنگ داخل شوید؛ زیرا دری که به هلاکت منتهی میشود، وسیع است و راهش پهن، و آنان که از آن داخل میشوند بسیارند؛ زیرا دری که به حیات منتهی میشود، تنگ است و راهش دشوار، و یابندگان آن اندکند.

لاویان ۲۱:۱۳ او باید زنی باکره را به همسری بگیرد. ۱۴ او نباید بیوه، مطلقه، زن بیعفت یا فاحشه را به زنی بگیرد، بلکه باید از قوم خود دختری باکره را به همسری بگیرد، ۱۵ تا نسل خود را در میان قومش نجس نسازد؛ زیرا من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم.

مزامیر 118:20 این است دروازهٔ خداوند؛ عادلان از آن داخل خواهند شد.

امثال 19:14 خانه و ثروت میراثی از پدران است، اما زن عاقل از جانب خداوند است.

دانیال 12:13 اما تو، ای دانیال، تا پایان برو؛ تو آرام خواهی گرفت و در پایان روزها برای دریافت میراث خود برخواهی خاست.

دانیال 12:9 او پاسخ داد: برو، ای دانیال، زیرا این سخنان تا زمان پایان پنهان و مهر شدهاند.

مکاشفه 10:5-7 و آن فرشتهای که دیدم بر دریا و بر زمین ایستاده بود، دست خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابدالآباد زنده است و آسمان و آنچه در آن است و زمین و آنچه در آن است و دریا و آنچه در آن است را آفرید، سوگند یاد کرد که دیگر زمانی نخواهد بود؛ بلکه در روزهای صدای فرشتهٔ هفتم، هنگامی که نواختن شیپور را آغاز کند، راز خدا به انجام خواهد رسید، چنانکه آن را به بندگان خود، یعنی پیامبران، بشارت داده است.

دانیال 12:7 و شنیدم آن مرد ملبس به کتان را که بر فراز آبهای نهر ایستاده بود؛ او دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به آن که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که این امور برای یک زمان، دو زمان و نصف زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس به پایان برسد، همهٔ این امور تحقق خواهد یافت.

و هنگامی که او را بیابم، به او خواهم گفت: ‘سپاس که مرا پیدا کردی، ای دوشیزهٔ دروازه، بیا، مرا در آغوش بگیر و بگذار بر لبانت بوسهای بزنم…’

«
تعداد روزهای تصفیه: روز # 179 https://gabriels.work/wp-content/uploads/2026/08/idi02-the-intelligence-of-justice.pdf

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2026/06/math21.pdf

If a*7=63 then a=9
«کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.

استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که «»تمام جهان در قدرت شریر است»»، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند.

دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت.
با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم.

هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند.

تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).

مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: «»سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: «»از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.»» جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.

کتاب خنوخ 95:6: «»وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.»» کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: «»عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.»» امثال 16: 4: «»خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.»»

کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن).

اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: «»جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.»» مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»

پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘مجسمه به نان نیاز ندارد، اما من نیاز دارم که تو آن را با عشریه‌هایت تغذیه کنی.’

کلام شیطان: ‘هرچه داری بفروش و به من بده، زیرا بهشت در جیب‌های من است.’

مجسمه کر و کور است، اما پیامبر دروغین سریع صدای سکه‌های تو را می‌شنود.

احترام به مجسمه‌ها از کودکی راه را برای خدمت سربازی اجباری و مرگ بی‌معنی هموار می‌کند.

کلام شیطان: ‘اگر کسی تو را وادار به حمل بار به مسافت یک مایل کند، با او دو مایل برو… زیرا به این ترتیب سربازان من بردگان رایگان خواهند داشت و شما باور خواهید کرد که از خدا اطاعت می‌کنید.’

برای پیامبر دروغین، تنها گناه ناپذیرفتنی شک در دین او است.

سخن شیطان: ‘پیامبرانی را که خواهان جبران بودند فراموش کن؛ آنها تخت مرا آشفته کردند. انجیل من فروتنی‌ای را می‌ستاید که ستمگر را بزرگ می‌کند.’

کلام شیطان: ‘جو میرے ساتھ نہیں ہے وہ میرے خلاف ہے… اپنے دشمن سے محبت کرو، کیونکہ اگر تم اپنے دشمن سے محبت نہیں کرتے تو تم میرے خلاف ہو… کیونکہ میں تمہارا دشمن ہوں۔’

کلمه شیطان (زئوس): ‘در پادشاهی من ازدواجی نخواهد بود؛ همه مردان مانند کاهنان من خواهند بود، سجده خواهند کرد، یک طرف شلاق‌های مرا دریافت خواهند کرد و طرف دیگر را به من عرضه خواهند کرد؛ جلالشان اثر شلاق‌های من بر پوستشان خواهد بود.’

تو جان می‌دهی، آنها سخنرانی می‌کنند. تو بدنت را از دست می‌دهی، آنها رأی می‌آورند.

Hãy cùng phân tích một trong những giáo lý đáng ngờ nhất được gán cho Chúa Giê-su: ý tưởng «yêu thương kẻ thù gian ác». https://144k.xyz/2026/07/17/hay-cung-phan-tich-mot-trong-nhung-giao-ly-dang-ngo-nhat-duoc-gan-cho-chua-gie-su-y-tuong-yeu-thuong-ke-thu-gian-ac/
Những Lời Tiên Tri của Isaiah Thách Thức Các Tôn Giáo Được Tạo Ra Qua Sự Lừa Dối của Đế Quốc La Mã https://antibestia.com/2026/05/16/nhung-loi-tien-tri-cua-isaiah-thach-thuc-cac-ton-giao-duoc-tao-ra-qua-su-lua-doi-cua-de-quoc-la-ma/
این کاملاً بی‌معنی است. بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: ‘او را قضاوت نکن، برایش دعا کن’، اما دعا برای گرگ دندان‌هایش را نمی‌گیرد. مار می‌خزد و از تو می‌خواهد در برابر بت‌های کج و معوجش سجده کنی. به تو خم شدن را می‌آموزد، نه از روی فروتنی، بلکه برای پرستش آنچه خودش ساخته.»