بیداری شیلی: سقوط جزم‌های کلیسایی و رهایی آگاهی

بیداری شیلی: سقوط جزم‌های کلیسایی و رهایی آگاهی █

تاریخ تحلیل: ۸ سپتامبر ۲۰۲۶

Gemini:

در آمریکای لاتین، توزیع کاتولیک‌ها و مسیحیان به‌طور کلی، در چند دههٔ اخیر به دلیل گسترش پروتستانتیسم، به‌ویژه جریان انجیلی، و افزایش شمار افرادی که وابستگی مذهبی ندارند، به‌طور چشمگیری تغییر کرده است.

کشورهای آمریکای لاتین با بیشترین درصد کاتولیک‌ها

۱.

پاراگوئه:
حدود ۸۸٪ – ۸۹٪ (همچنان به‌طور آشکار کاتولیک‌ترین کشور منطقه است)

۲.

مکزیک:
حدود ۷۷٪ – ۷۸٪

۳.

اکوادور:
حدود ۷۵٪ – ۷۹٪

۴.

پرو:
حدود ۷۰٪ – ۷۶٪

۵.

کلمبیا:
حدود ۷۰٪ – ۷۵٪

۶.

بولیوی:
حدود ۷۰٪ – ۷۳٪

۷.

ونزوئلا:
حدود ۶۵٪ – ۷۰٪

۸.

آرژانتین:
حدود ۶۳٪ – ۶۶٪

کشورهای آمریکای لاتین با بیشترین درصد مسیحیان (کاتولیک‌ها + پروتستان‌ها)

اگر همهٔ جریان‌های مسیحی با هم جمع شوند (در مواردی که جریان انجیلی/پنطیکاستی سهم بالایی دارد)، کشورهایی که بیشترین درصد کلی را دارند عبارت‌اند از:

۱.

پاراگوئه:
حدود ۹۵٪

۲.

گواتمالا:
حدود ۹۲٪ (با حدود ۴۲٪ کاتولیک و ۴۵٪–۵۰٪ انجیلی)

۳.

هندوراس:
حدود ۹۰٪ (حدود ۴۵٪ کاتولیک و ۴۲٪ انجیلی)

۴.

نیکاراگوئه:
حدود ۸۸٪ – ۹۰٪

۵.

اکوادور:
حدود ۸۸٪ – ۹۰٪

۶.

پرو:
حدود ۸۸٪ – ۹۰٪

۷.

برزیل:
حدود ۸۶٪ – ۸۸٪ (تقریباً ۵۰٪ کاتولیک و ۳۱٪ انجیلی)

موارد غیرمعمول در منطقه

اروگوئه:
این کشور با اختلاف، سکولارترین کشور آمریکای لاتین است. بیش از ۵۰٪ جمعیت خود را بدون دین، ندانم‌گرا یا بی‌خدا معرفی می‌کنند؛ کاتولیک‌ها تنها ۳۰٪ تا ۳۵٪ را تشکیل می‌دهند.

شیلی:
در سال‌های اخیر کاهش شدیدی در وابستگی کاتولیکی ثبت کرده است؛ کاتولیک‌ها حدود ۴۵٪–۵۰٪ را تشکیل می‌دهند، در حالی که افراد بدون دین از ۳۵٪ فراتر رفته‌اند.

تصویر

José:

«کمی بیشتر دربارهٔ شیلی برایم صحبت می‌کنی؟ حدود ۳۰ سال پیش این توزیع چگونه بود؟»

Gemini:

سه دهه پیش (در آغاز دههٔ ۱۹۹۰، پس از بازگشت به دموکراسی در سال ۱۹۹۰ و بر اساس داده‌های سرشماری سال ۱۹۹۲)، وضعیت مذهبی و فرهنگی شیلی به‌طور چشمگیری با وضعیت کنونی متفاوت بود.

توزیع مذهبی در شیلی (سرشماری ۱۹۹۲ در مقایسه با امروز)

کاتولیک‌ها:

۱۹۹۲:
حدود ۷۶٫۷٪ جمعیت را تشکیل می‌دادند. کلیسای کاتولیک نفوذ اجتماعی، نهادی و اخلاقی عظیمی داشت و همچنین نقشی که «نیابت همبستگی» در دوران رژیم نظامی در دفاع از حقوق بشر ایفا کرد، این نفوذ را تقویت می‌کرد.

امروز:
به سطوحی بین ۴۰٪ و ۴۵٪ کاهش یافته است.

۱۹۹۲:
حدود ۷۶٫۷٪ جمعیت را تشکیل می‌دادند. کلیسای کاتولیک نفوذ اجتماعی، نهادی و اخلاقی عظیمی داشت و همچنین نقشی که «نیابت همبستگی» در دوران رژیم نظامی در دفاع از حقوق بشر ایفا کرد، این نفوذ را تقویت می‌کرد.

امروز:
به سطوحی بین ۴۰٪ و ۴۵٪ کاهش یافته است.

پروتستان‌ها / انجیلی‌ها:

۱۹۹۲:
حدود ۱۲٫۴٪ جمعیت را تشکیل می‌دادند و جنبش پنطیکاستی سریع‌ترین رشد را در میان اقشار شهری و مردمی داشت.

امروز:
در محدوده‌ای مشابه باقی مانده‌اند و بین ۱۴٪ و ۱۷٪ در نوسان هستند.

۱۹۹۲:
حدود ۱۲٫۴٪ جمعیت را تشکیل می‌دادند و جنبش پنطیکاستی سریع‌ترین رشد را در میان اقشار شهری و مردمی داشت.

امروز:
در محدوده‌ای مشابه باقی مانده‌اند و بین ۱۴٪ و ۱۷٪ در نوسان هستند.

بدون دین (بی‌خدایان، ندانم‌گرایان، هیچ دینی):

۱۹۹۲:
به‌سختی به ۵٫۸٪ می‌رسیدند. اعلام بی‌دینی بسیار غیرمعمول بود و حتی در برخی محافل از نظر اجتماعی مجازات می‌شد.

امروز:
این گروه سریع‌ترین رشد را در کشور داشته است و در نظرسنجی‌های اخیر از ۳۷٪–۴۰٪ فراتر رفته، به‌ویژه در میان جوانان و مناطق شهری.

۱۹۹۲:
به‌سختی به ۵٫۸٪ می‌رسیدند. اعلام بی‌دینی بسیار غیرمعمول بود و حتی در برخی محافل از نظر اجتماعی مجازات می‌شد.

امروز:
این گروه سریع‌ترین رشد را در کشور داشته است و در نظرسنجی‌های اخیر از ۳۷٪–۴۰٪ فراتر رفته، به‌ویژه در میان جوانان و مناطق شهری.

عوامل کلیدی تغییر در این ۳۰ سال

۱.

ظهور رسوایی‌های مربوط به سوءاستفاده‌های کلیسایی:
شکایت‌ها و افشاگری‌های گسترده دربارهٔ سوءاستفاده‌های جنسی و نهادی در کلیسای کاتولیک شیلی (با پرونده‌های شاخص از دههٔ ۲۰۱۰) موجب فروپاشی اعتماد عمومی شد و جدایی گسترده از کلیسا را تسریع کرد.

۲.

سکولاریزاسیون سریع جامعه:
همزمان با تجربهٔ رشد سریع اقتصادی و گشایش بیشتر اجتماعی و فرهنگی شیلی در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، سبک‌های زندگی و قوانین نیز سکولار شدند (برای مثال، تصویب طلاق مدنی در سال ۲۰۰۴، قانونی شدن سقط جنین در سه مورد در سال ۲۰۱۷ و تصویب ازدواج همجنس‌گرایان در سال ۲۰۲۱).

۳.

تغییر نسلی:
نسل‌هایی که از دههٔ ۱۹۹۰ به بعد متولد شدند، در محیطی با دسترسی بیشتر به اطلاعات و تنوع فرهنگی رشد کردند و از ساختارهای مذهبی سنتی که والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان با آن‌ها بزرگ شده بودند، فاصله گرفتند.

José:

«می‌توانی به این موارد اشاره کنی که چه پرونده‌هایی بودند؟ اگر ممکن است، لینک اخبار یا منابع دیگری را که آن‌ها را مستند کرده‌اند نیز اضافه کن.»

Gemini:

پرونده‌هایی که این بحران را در شیلی آشکار کردند، ترکیبی از سوءاستفاده از قدرت، سوءاستفاده‌های جنسی و پنهان‌کاری نهادی مستمر از سوی سلسله‌مراتب عالی کلیسا بودند.

۱. پروندهٔ کارادیما (نقطهٔ عطف)

فرناندو کارادیما کشیش کلیسای قلب مقدس عیسی در محلهٔ ال بوسکه در سانتیاگو بود؛ این کلیسا متعلق به یکی از محله‌های نخبگان شیلی بود. او طی چندین دهه، با حمایت ضمنی یا پنهان‌کاری مقامات عالی‌رتبهٔ کلیسا، به‌عنوان یک رهبر معنوی بانفوذ فعالیت کرد.

افشاگری:
در سال ۲۰۱۰، قربانیان او، از جمله جیمز همیلتون، خوان کارلوس کروز و خوزه آندرس موریو، سوءاستفاده از قدرت، سوءاستفاده‌های روانی و جنسی را که در جوانی متحمل شده بودند، علنی کردند.

تأثیر:
در سال ۲۰۱۱، واتیکان او را در ارتباط با سوءاستفاده‌های جنسی مقصر اعلام کرد. در سال ۲۰۱۸، پاپ فرانسیس او را به‌طور قطعی از مقام روحانیت خلع کرد.

پیامد قضایی: در سال ۲۰۱۹، دستگاه قضایی شیلی تشخیص داد که اسقف‌نشین سانتیاگو مرتکب سهل‌انگاری و لاپوشانی شده است و این نهاد را به پرداخت غرامت به قربانیان محکوم کرد.

برای مطالعه بیشتر: CIPER Chile: سابقه سوءاستفاده‌های کارادیما

h t t p s : / / w w w . c i p e r c h i l e . c l / 2 0 1 8 / 0 5 / 2 3 / k a r a d i m a – e l – h i s t o r i a l – d e – s u s – a b u s o s – s o b r e – s a c e r d o t e s – y – s e m i n a r i s t a s /

La Tercera: افول فرناندو کارادیما

h t t p s : / / w w w . l a t e r c e r a . c o m / e a r l y a c c e s s / n o t i c i a / e l – o c a s o – d e – f e r n a n d o – k a r a d i m a – e l – e x p u l s a d o – s a c e r d o t e – q u e – n u n c a – p i d i o – p e r d o n – p o r – s u s – a b u s o s / F F A U M N Y C Z N C E L K P R 3 X W X H T N O M M /

۲. پرونده «Cura Tato» (خوزه آندرس آگیره)

این پرونده یکی از نخستین موارد رسانه‌ای بود که در اوایل دهه ۲۰۰۰ افکار عمومی را نسبت به این موضوع هشدار داد.

واقعیت: آگیره به دلیل سوءاستفاده‌های جنسی مستمر از افراد زیر سن قانونی مورد تحقیق قرار گرفت و محاکمه شد.

محکومیت: در سال ۲۰۰۴، دادگستری مدنی شیلی او را به دلیل جرایم سوءاستفاده جنسی از افراد زیر سن قانونی به ۱۲ سال زندان محکوم کرد. او یکی از نخستین کشیشانی بود که در این کشور به صورت کیفری محکوم شدند.

۳. سفر پاپ در سال ۲۰۱۸ و بحران اسقف‌ها

لحظه تعیین‌کننده سقوط اعتبار کلیسا در ژانویه ۲۰۱۸ و در جریان سفر پاپ فرانسیس به شیلی رخ داد.

درگیری: پاپ به‌طور علنی از خوان باروس، اسقف اوسورنو، دفاع کرد (قربانیان او را متهم کرده بودند که شاهد سوءاستفاده‌های کارادیما بوده و آن‌ها را لاپوشانی کرده است) و این اتهامات را «افترا» خواند.

واکنش: خشم اجتماعی در شیلی گسترده بود. پس از آن، پاپ چارلز اسکیکلونا، متخصص امور واتیکان، را برای تحقیق میدانی به شیلی فرستاد.

استعفای جمعی: پس از دریافت گزارش درباره لاپوشانی نظام‌مند در کلیسای شیلی، پاپ فرانسیس در ماه مه ۲۰۱۸ همه اسقف‌های شیلی را به رم فراخواند. پس از این نشست، تمام اسقف‌نشین شیلی (۳۴ اسقف) به صورت جمعی استعفای خود را ارائه کردند؛ رویدادی بی‌سابقه در تاریخ کلیسای کاتولیک.

۴. تحقیقات گسترده دادستانی (۲۰۱۸–تاکنون)

از سال ۲۰۱۸، دادستانی عمومی شیلی تحقیقات را به ابتکار خود آغاز کرد و اسناد و مدارکی را از اسقف‌نشین‌های چندین منطقه ضبط کرد.

دادستانی‌ها درباره بیش از ۲۰۰ عضو روحانیت (از جمله اسقف‌ها و کشیشان اسقف‌نشین‌هایی مانند رانکاگوا، والپارایسو و سانتیاگو) در ارتباط با صدها شکایت درباره سوءاستفاده و لاپوشانی آن تحقیق کردند.

برای مطالعه بیشتر: Clarín: پرونده‌ای که اسقف‌نشین شیلی را از هم پاشید

h t t p s : / / w w w . c l a r i n . c o m / m u n d o / k a r a d i m a – c a s o – d e p r e d a d o r – s e x u a l – a r r a s o – o b i s p a d o – c h i l e _ 0 _ B J b _ D S h R f . h t m l

José:

این افشاگری‌ها در سراسر جهان رخ دادند. چیزی که برای من جالب است این است که چرا فقط در شیلی این تعداد از مردم بیدار شدند، به‌گونه‌ای که این موضوع بسیار آشکار شد؛ در دیگر کشورها…

Gemini:

پدیده شیلی در این منطقه منحصربه‌فرد است. اگرچه رسوایی‌های مربوط به سوءاستفاده و لاپوشانی کلیسایی در سراسر جهان رخ داده‌اند (مانند ایرلند، ایالات متحده، استرالیا یا آلمان)، واکنش اجتماعی در شیلی باعث یکی از سریع‌ترین کاهش‌های تعلق دینی و وابستگی به نهادهای مذهبی در جهان شد.

عوامل:

۱. فروپاشی «سرمایه اخلاقی» تاریخی

کلیسای کاتولیک شیلی از جایگاه اخلاقی بالایی برخوردار بود؛ در دوران دیکتاتوری آگوستو پینوشه، کلیسا از طریق نیابت همبستگی (Vicaría de la Solidaridad) سپر اصلی حمایت از قربانیان نقض حقوق بشر بود. هنگامی که آشکار شد همین نهاد سوءاستفاده از جوانان و کودکان در کلیساهای محلی را لاپوشانی کرده است، فروپاشی اعتماد به یک ضربه مستقیم نهادی تبدیل شد؛ برخورد میان تصویر اقتدار اخلاقی و واقعیت، سرخوردگی جمعی را تشدید کرد.

۲. نخبه‌گرایی شدن مناقشه (پرونده کارادیما)

برخلاف پرونده‌هایی که در مناطق روستایی یا حاشیه‌ای و با دسترسی اندک به رسانه‌ها رخ می‌دادند، پرونده کارادیما در کلیسای قلب مقدس در ال بوسکه (پروویدنسیا)، در مرکز نخبگان سانتیاگو، رخ داد. قربانیان از خانواده‌های بانفوذ و حرفه‌ای (پزشکان، روزنامه‌نگاران، فیلسوفان) بودند و به رسانه‌ها، منابع حقوقی و شبکه‌های ارتباطی دسترسی داشتند. آن‌ها مبارزه‌ای طولانی در عرصه رسانه‌ای و قضایی را ادامه دادند و مانع شدند که سلسله‌مراتب کلیسا بتواند موضوع را «خاموش» کند.

۳. اشتباه راهبردی سفر پاپ (۲۰۱۸)

در بیشتر کشورها، پاپ بحران‌های محلی را تعدیل می‌کند؛ اما در شیلی برعکس اتفاق افتاد: سفر فرانسیس در ژانویه ۲۰۱۸ به آخرین جرقه تبدیل شد. نامیدن اتهامات علیه خوان باروس به عنوان «افترا» باعث خشم گسترده در میان اقشار مختلف جامعه شد؛ واتیکان چارلز اسکیکلونا را فرستاد و خواستار استعفای همه اسقف‌ها شد؛ سلسله‌مراتب کلیسا اقتدار خود را در برابر جامعه از دست داد.

۴. جامعه‌ای در روند شتابان سکولاریزاسیون

از دهه ۱۹۹۰، شیلی رشد اقتصادی شتابانی را تجربه کرد، آموزش عالی گسترش یافت، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در میان جمعیت شهری به‌طور گسترده رواج پیدا کردند و تغییرات قانونی‌ای که آموزه‌های سنتی را به چالش می‌کشیدند به وجود آمدند (طلاق، سقط جنین در سه مورد، ازدواج همجنس‌گرایان). بحران سوءاستفاده به‌تنهایی باعث سکولاریزاسیون نشد، اما برای میلیون‌ها نفری که از پیش دچار تردید یا فاصله فرهنگی بودند، به آخرین عامل محرک برای قطع ارتباط با نهادهای مذهبی تبدیل شد.

مقایسه با سایر مناطق

در دیگر نقاط آمریکای لاتین: در کشورهایی مانند مکزیک، کلمبیا یا پرو، دین کاتولیک همچنان ارتباط عمیقی با هویت فرهنگی، جشن‌های محلی و ساختارهای اجتماعی دارد؛ همین امر، با وجود اتهامات موجود، مقاومت بیشتری در برابر فاصله گرفتن گسترده از دین ایجاد می‌کند.

الگوی جهانی: وضعیت شیلی بسیار بیشتر به ایرلند یا اسپانیا شباهت دارد؛ در آن کشورها افشاگری‌های نظام‌مند طی یک یا دو دهه موجب خالی شدن سریع کلیساها شد و این نهاد را با سطوحی از اعتماد تاریخی پایین روبه‌رو کرد.

José:

این نشان می‌دهد که ارزش دارد مسائل کثیف را آشکار کنیم: افرادی هستند که می‌دانند چگونه بیدار شوند، آن‌ها فقط نیاز دارند که از اطلاعات آگاه شوند.

Gemini:

مورد شیلی دقیقاً همین را نشان می‌دهد: هنگامی که اطلاعات مستند، واقعیت‌ها و شواهد بدون سانسور در معرض افکار عمومی قرار می‌گیرند، تأثیر نهادی و اجتماعی آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

ترکیب سخن گفتن قربانیان، روزنامه‌نگاری تحقیقی دقیق و دسترسی گسترده مردم به اطلاعات، دهه‌ها لاپوشانی و سکوت را درهم شکست؛ جوامع یکپارچه و یکدست نیستند و برای همیشه نابینا باقی نمی‌مانند؛ آشکار کردن تناقض‌ها و سوءاستفاده‌ها در ساختارهای قدرت، مردم را وادار می‌کند باورهای خود را دوباره ارزیابی کنند و درباره اینکه به چه کسی اعتماد کنند، تصمیم‌های آگاهانه بگیرند.

José:

این گفت‌وگو درباره کاهش باور به نهادهای مذهبی در شیلی را چه نام بگذاریم؟

Gemini:

مستقیم / تحلیلی:

«فروپاشی ایمان در شیلی: از نیابت همبستگی تا بحران اعتماد»
«سکولاریزاسیون شیلی: عوامل پشت سر کاهش کاتولیسیسم»
«پایان یک عصر کلیسایی: بیداری جامعه شیلی»

روزنامه‌نگارانه / مستند:

«چرک‌ها را زیر نور خورشید آوردن: پرونده‌هایی که اعتبار کلیسا را در شیلی شکستند»
«تأثیر کارادیما و استعفای جمعی: کالبدشکافی یک سرخوردگی»
«از اقتدار اخلاقی تا سرخوردگی: سه دهه تحول در شیلی»

تأملی / فلسفی:

«نور واقعیت‌ها: وقتی اطلاعات جزم را درهم می‌شکند»
«هزینه سکوت: مورد شیلی و قدرت حقیقت»
«سکولاریزاسیون و آگاهی: فرایندی که باورها را در شیلی بازتعریف کرد»

José:

این عنوان‌ها شبیه یک خبر بد به نظر می‌رسند، انگار چیز خوبی از دست رفته است، مثلاً ایمان به خدا، و من این‌طور نمی‌بینم. من آن را یک بیداری می‌بینم و می‌خواهم عنوان نیز همین را منعکس کند. ایمان داشتن به خدا با ایمان داشتن به کلیسای کاتولیک یا کلیساهای انجیلی یکسان نیست…

Gemini:

تمایز میان دین نهادینه‌شده و معنویت فردی یا ایمان شخصی به خدا در اینجا اساسی است. کاهش اعتماد به نهادهای کلیسایی را می‌توان نه به عنوان از دست دادن ایمان به خدا، بلکه به عنوان رهایی از قیمومیت نهادی، افزایش آگاهی و بیداری انتقادی در برابر جزم و دستکاری کلیسایی توصیف کرد.

پیشنهادهای جدید برای عنوان:

بیداری / رهایی:

«بیداری شیلی: سقوط جزم‌های کلیسایی و رهایی آگاهی»
«افشای فریب: گسست جامعه شیلی از ساختارهای کلیسایی»
«رهایی از ایمان نهادی: بیداری انتقادی در برابر دستکاری کلیسایی»

حقیقت / شفافیت:

«فراتر از جامه روحانیت: سقوط کلیسا و بیداری حقیقت در شیلی»
«پایان یوغ کلیسا: چگونه اطلاعات آگاهی را در شیلی آزاد کرد»
«از ایمان کور تا قضاوت شخصی: سقوط هژمونی کلیسا»

مستقیم / تند:

«افشای روحانیون: بیداری اجتماعی که دین نهادینه‌شده را در شیلی شکست»
«بدون واسطه و بدون فریب: سقوط کلیسای کاتولیک در شیلی»
«فروپاشی انحصار کلیسا: بیداری یک جامعه آگاه»

خوزه:

«کسی که از جزم‌باوری زندگی می‌کند، منتقدان خود را تهمت می‌زند، هوش را اهریمنی جلوه می‌دهد، زیرا می‌داند که با هوش می‌توان کلاهبرداری را آشکار کرد، و ایمان کورکورانه را تقدیس می‌کند، زیرا هیچ مدرکی برای ارائه ندارد…

جمنای:

این همان پارادوکس بنیادین ساختارهایی است که بر کنترل جزم‌گرایانه استوارند: آن‌ها نمی‌توانند اجازه بررسی عقلانی را بدهند، زیرا تمام معماری آن‌ها به اطاعت بدون پرسش وابسته است.

وقتی یک نهاد یا یک نظام فاقد شواهد تجربی، انسجام تاریخی یا استواری اخلاقی باشد، سازوکارهای دفاعی آن همیشه یکسان هستند:

حمله شخصی و تهمت: چون نمی‌توانند استدلال‌ها را رد کنند، به طرف مقابل حمله می‌کنند. منتقد دیگر کسی نیست که به یک واقعیت قابل اثبات اشاره می‌کند، بلکه به او برچسب «کینه‌توز»، «عامل شر» یا «دشمن» زده می‌شود.

اهریمنی جلوه دادن عقل: تفکر انتقادی، پژوهش و تردید معقول به‌عنوان رذیلت‌های ناشی از غرور یا «دام‌های ذهن» معرفی می‌شوند، در حالی که تسلیم فکری در لباس فروتنی معنوی پنهان می‌شود.

بالا بردن جایگاه زودباوری: زودباوری کورکورانه — یعنی پذیرفتن ادعاها بدون مدرک — دقیقاً به این دلیل که اثبات و راستی‌آزمایی عناصری هستند که این ساختگی بودن را از هم می‌پاشند، به‌عنوان والاترین فضیلت اخلاقی («ایمان ناب») بازتعریف می‌شود.

وقتی مردم شروع به مطالبه شواهد، تطبیق متون با تاریخ واقعی و آشکار کردن تناقض‌های میان گفتار و کردار می‌کنند، جزم‌باوری انحصار خود را از دست می‌دهد. هوش و اطلاعات جست‌وجوی معنا یا اخلاق را نابود نمی‌کنند؛ چیزی که نابود می‌کنند واسطه‌گری سوءاستفاده‌گرانه و کسب‌وکار فریب است. به همین دلیل، نخستین گام به سوی هرگونه رهایی واقعی — چه اجتماعی، چه تاریخی و چه مربوط به آگاهی خود فرد — همیشه جرئت کردن برای اندیشیدن مستقل بوده است. https://gabriels.work/2026/05/14/1335/

پایان گفت‌وگو میان خوزه و جمنای.

اینفوگرافیک و اطلاعاتی که به بیدار شدن از فریب جزم‌باوری کمک می‌کنند:

اسطوره‌های رومی: تغییرِ دروغین پولس

داستان شائول طرسوسی (اعمال رسولان ۷-۹) یک معجزه نیست؛ بلکه مهندسی سیاسی روم برای نفوذ در پیام، نابود کردن عدالت و تضمین بی‌کیفر ماندن ستمگر است.

۱. پوچی اخلاقی (اعمال رسولان ۷)
می‌گویند استفانوس در حالی که جلادانش او را سنگسار می‌کردند، برای آنان دعا کرد. دروغ است.

«مرد ستمگر نزد عادلان منفور است» (امثال ۲۹:۲۷).

وادار کردن قربانی به دوست داشتن کسی که او را نابود می‌کند، دست‌کاری روانی برای خلع سلاح انسان عادل است.

۲. شر ماهیت خود را تغییر نمی‌دهد (اعمال رسولان ۹)
آیا یک دشمن سرسخت صرفاً با دیدن یک نور به قدیس تبدیل می‌شود؟ محال است.

امثال ۱۱، کتاب حکمت یشوع بن سیراخ ۳۷ و دانیال ۱۲:۱۰ این موضوع را روشن بیان می‌کنند: شرور نخواهد فهمید.

آزارگران نادان نبودند: آن‌ها سخنان قدیسان را می‌شنیدند، پیام را می‌فهمیدند و دقیقاً به همین دلیل از آن نفرت داشتند. کسی که از عدالت ابتدایی متنفر است، هرگز عدالت پیشرفته را دوست نخواهد داشت.

۳. بهانه بی‌نقص روم
اسطوره «آزارگر توبه‌کرده» دو کارکرد نظام‌مند دارد:

«چشم در برابر چشم» را لغو می‌کند: انسان عادل را از مطالبه عدالت منع می‌کند. تو را مجبور می‌کند تحت وعده دروغین اینکه «فردا ممکن است تغییر کند»، جنایتکار را تحمل کنی.

چهره امپراتوری را تطهیر می‌کند: این همان سناریویی است که روم برای خودش به کار برد: «دیدید؟ قبلاً آزار می‌رساندیم، حالا پیام را منتشر می‌کنیم. گذشته را فراموش کنید و تسلیم اقتدار معنوی جدید ما شوید».

نتیجه: آن‌ها «پولس» را به‌عنوان یک شهروند رومی خلق کردند که به‌طور مصلحت‌آمیزی تسلیم شدن در برابر قدرت بت‌پرست را تبلیغ می‌کند (رومیان ۱۳:۱). این رستگاری نبود؛ بلکه استراتژی امپراتوری بود تا مجرم را مسئول اداره آموزه قربانیان خود کند. https://gabriels.work/2026/06/15/40-ideas-contra-los-extorsionadores-que-haran-que-el-cesar-maldiga-aun-mas-a-la-inteligencia-artificial/


آنها در مقابل چشمانت فریبت می‌دهند، اما متوجه نمی‌شوی چون از این جزئیات بی‌خبری. لباس مبدل می‌تواند چشم‌ها را فریب دهد، اما بر سر سفره نه. گرگ خود را به شکل بره درمی‌آورد، اما نمی‌تواند گرسنگی‌اش برای گوشت را پنهان کند. گوشت آنچه را که لباس پنهان کرده آشکار می‌کند. در سرزمین تنبلی ذهنی، عوام‌فریب پادشاه است. ACB 97 22[51] 68 , 0017
│ Persian │ #BHYNW

 «قدرت واقعی‌ات را نشان بده» — زئوس، جبرئیل را به چالش می‌کشد. (زبان ویدیو:ترکی) /183/ https://youtu.be/nUin3B3FZKo,
Day 194

 پیشگویی‌های اشعیا که اسلام و مسیحیت را به چالش می‌کشند. (زبان ویدیو:روسی) /127/ https://youtu.be/a3Hpz5ALPrU

«نبوتهای اشعیا که ادیان ساختهشده از طریق فریب امپراتوری روم را به چالش میکشند

مسیحیت، اسلام و نبوتی ناخوشایند برای رومتعلیم مشترک(مسیحیت و اسلام)

مسیحیت و اسلام ادعا میکنند که جبرئیل تولد باکرهوار عیسی را اعلام کرد تا نبوت اشعیا تحقق یابد (متی ۱ / قرآن ۱۹).

اما اشعیا ۷:۱۴–۱۶ نه عیسی را اعلام میکند و نه درباره ‘باکرهٔ ابدی’ سخن میگوید.

این نشانه به پادشاه آحاز داده شد و باید فوراً تحقق مییافت، پیش از آنکه کودک بتواند میان نیک و بد تمایز قائل شود.

اشعیا درباره یک زن جوان سخن میگوید، نه درباره زنی که پس از زایمان نیز باکره باقی مانده باشد.

تحقق این نبوت با حزقیا، پادشاه وفادار دوران آحاز، روی میدهد:

او مار برنزی را نابود کرد (دوم پادشاهان ۱۸:۴–۷)

خدا با او بود (عمانوئیل)

شکست آشور که اشعیا پیشگویی کرده بود (دوم پادشاهان ۱۹:۳۵–۳۷)

آموزه تولد باکرهٔ ابدی، که میان مسیحیت و اسلام مشترک است، از اشعیا سرچشمه نمیگیرد، بلکه از بازتفسیر بعدیای میآید که روم تحمیل کرد.

این تناقضات از سوی خدا نیستند. یک امپراتوری ستمگر مردمانی را که خواهان احترام به کرامت خود بودند نمیخواست، بلکه مردمانی زانوزده میخواست.

در ادامه، بهتفصیل توضیح داده میشود که چگونه، طبق متون کتاب مقدس، نبوت اشعیا درباره باکره با پادشاه حزقیا تحقق یافت.

حدود سال ۱۴۴۰ پیش از میلاد، یهوه به موسی فرمان داد ماری برنزی بسازد و آن را بر ستونی قرار دهد تا هر کس به آن نگاه کند شفا یابد؛ او هرگز فرمان نداد که آن مار مورد احترام قرار گیرد، به آن دعا شود یا بهعنوان شیء دعا و پرستش استفاده شود.

زمینه — اعداد ۲۱:۴–۹اسرائیلیان در بیابان علیه خدا و موسی شکایت کردند، و یهوه مارهای زهرآگینی فرستاد که بسیاری را گزیدند و کشتند. خدا به موسی فرمان داد ماری برنزی بسازد و آن را بر ستونی قرار دهد. هر کس گزیده میشد، اگر به مار برنزی نگاه میکرد، زنده میماند.

حدود هفت قرن بعد، در حدود سال ۷۱۵ پیش از میلاد، پادشاه حزقیا مار برنزی را نابود کرد، زیرا قوم اسرائیل شروع به پرستش آن و سوزاندن بخور برای آن کرده بودند. این کار نقض آشکار شریعت خدا و تحریف هدف اصلی آن بهعنوان نماد شفا بود (اعداد ۲۱:۴–۹). به همین دلیل، حزقیا در جریان اصلاحات دینی خود آن را از میان برداشت، همانگونه که در دوم پادشاهان ۱۸:۴ آمده است.

سپاه آشور با اطمینان کامل خوابیده بود.

ربشاقی حزقیا را به چالش کشید و گفت:

‘بر چه اعتماد داری؟ هیچ خدایی هیچ قومی را از دست من نجات نداده است’ (دوم پادشاهان ۱۸:۱۹–۳۵).

حزقیا به معبد رفت و به یهوه دعا کرد و خواست که نام او در برابر ملتها دفاع شود (دوم پادشاهان ۱۹:۱۴–۱۹).

آن شب، یهوه تنها یک فرشته فرستاد که ۱۸۵٬۰۰۰ سرباز آشوری را کشت (دوم پادشاهان ۱۹:۳۵؛ اشعیا ۳۷:۳۶).

سِنحاریب خوار و بیسپاه به نینوا گریخت (دوم پادشاهان ۱۹:۳۶).

این رهایی تصادفی نبود. اشعیا نشانهای فوری به آحاز داده بود: زن جوانی از زمان او آبستن خواهد شد و پیش از آنکه کودک بزرگ شود، یهودا از دشمنانش رهایی خواهد یافت (اشعیا ۷:۱۰–۱۶).

حزقیا، پسر آحاز، تحقق آن را دید (دوم پادشاهان ۱۸–۱۹).

«
«در مرقس ۳:۲۹ دربارهٔ ‘گناه بر ضد روح‌القدس’ که نابخشودنی دانسته شده، هشدار داده می‌شود. اما تاریخ و عمل رومیان یک وارونگی اخلاقی نگران‌کننده را آشکار می‌کند: مطابق با آموزهٔ آنان، گناه واقعیِ نابخشودنی نه خشونت است و نه بی‌عدالتی، بلکه زیر سؤال بردن اعتبار کتاب مقدسی است که خودشان تدوین و تحریف کرده‌اند. در همین حال، جنایت‌های سنگینی مانند کشتن بی‌گناهان نادیده گرفته شده یا توسط همان قدرتی توجیه شده است که ادعای خطاناپذیری می‌کرد. این نوشته بررسی می‌کند که این ‘گناه یگانه’ چگونه ساخته شد و چگونه این نهاد از آن برای حفظ قدرت خود و توجیه بی‌عدالتی‌های تاریخی استفاده کرد.

در مقاصدی متضاد با مسیح، ضد مسیح قرار دارد. اگر اشعیا ۱۱ را بخوانید، مأموریت مسیح را در زندگی دوم او خواهید دید، و آن این نیست که به همه لطف کند، بلکه فقط به صالحان. اما ضد مسیح فراگیر است؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد سوار کشتی نوح شود؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد همراه لوط از سدوم خارج شود… خوشا به حال کسانی که این کلمات برایشان توهین‌آمیز نیست. کسی که از این پیام آزرده نشود، او صالح است، تبریک به او: مسیحیت توسط رومیان ایجاد شد؛ تنها ذهنی که دوستدار تجرد (عزوبت) است و خاصِ رهبران یونانی و رومی، دشمنان یهودیان باستان، می‌تواند پیامی مانند این را تصور کند: ‘اینان کسانی هستند که خود را با زنان نجس نکرده‌اند، زیرا باکره مانده‌اند. آنها هر جا که بره برود، او را دنبال می‌کنند. آنها از میان مردمان خریده شده‌اند تا نوبر باشند برای خدا و بره’ در مکاشفه ۱۴: ۴، یا پیامی شبیه به این: ‘زیرا در قیامت نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان خدا در آسمان خواهند بود’، در متی ۲۲: ۳۰. هر دو پیام به نظر می‌رسد که از یک کشیش کاتولیک رومی آمده باشند، نه از یک پیامبر خدا که این برکت را برای خود می‌طلبد: ‘کسی که همسر یابد، خیری یافته و از خداوند رضایت کسب کرده است’ (امثال ۱۸: ۲۲)، لاویان ۲۱: ۱۴ ‘او نباید زنی بیوه یا مطلقه یا زن بدنام یا فاحشه بگیرد، بلکه باید دختری باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.’

من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم.

اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم.

برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.

تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.

اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام.

به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم.

امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.

و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟

یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: ‘از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!’
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)

پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن ‘محبت به دشمن’ که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند.
آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.

«

1 Kijk naar de relatie tussen de door Rome gecanoniseerde uitspraak en het beeld van de zon: Ik ben het «licht van de wereld». «Ik ben de zon». https://ellameencontrara.com/2026/08/24/kijk-naar-de-relatie-tussen-de-door-rome-gecanoniseerde-uitspraak-en-het-beeld-van-de-zon-ik-ben-het-licht-van-de-wereld-ik-ben-de-zon/ 2 الإمبراطورية الرومانية، بحيرة، محمد، يسوع واليهودية المضطهدة. https://ellameencontrara.com/2026/07/07/idi23irr/ 3 불의한 청지기의 비유: 메시지를 왜곡할 불충한 자들에 대한 경고. https://bestiadn.com/2026/05/25/idi30a/ 4 Avertissement : Lire ceci pourrait détruire votre foi aveugle dans les dogmes que Rome a imposés comme une vérité incontestable par le sang, le pillage et la violence. https://ntiend.me/2026/05/14/avertissement-lire-ceci-pourrait-detruire-votre-foi-aveugle-dans-les-dogmes-que-rome-a-imposes-comme-une-verite-incontestable-par-le-sang-le-pillage-et-la-violence/ 5 বাইবেলীয় সমর্থনকারীর দুঃস্বপ্ন https://purifying-the-message.blogspot.com/2026/08/blog-post_462.html

«مرد، جبرئیل، ناهماهنگی پیام زئوس را آشکار میکند: ‘خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنهٔ عدالتاند، به شرط آنکه چشم در برابر چشم را فراموش کنند و دشمنِ عدالت را دوست بدارند.’

اشعیا ۴۲:۱۷ ‘کسانی که به بتها توکل میکنند و به تندیسهای ریختهشده میگویند: ‘شما خدایان ما هستید’، به عقب رانده خواهند شد و سخت رسوا خواهند گشت.’ اگر یکی از آن بتهایی که مردم به آنها دعا میکنند، میتوانست از گوشت و استخوان شود و در خیابانهای ما راه برود و خود را قدیس جلوه دهد، مانند فرشتهای که پیام فرضی ‘دشمنت را دوست بدار، مرا طرد نکن’ را میآورد، مطمئناً انسانی منطقی و آگاه میتوانست نقاب او را اینگونه بردارد: ‘یوحنا ۳:۱۶ ادعا میکند که خدا جهان را دوست داشت. یوحنا ۱۷:۹ میگوید که عیسی برای جهان دعا نکرد. دو متن، تنها یک سؤال: اینها چگونه با هم جور درمیآیند؟ و حال که صحبت از چیزهای ناهمگون است، تو نمیتوانی مرا فریب دهی. اگر دانیال ۹:۲۱ میگوید که جبرئیل یک مرد است، و اگر تثنیه ۲۲:۵ اشاره میکند که یهوه از مردی که لباس زنانه میپوشد بیزار است، اما جبرئیل محبوب خداست، پس تو نمیتوانی جبرئیل باشی.’

دگم مشترک (مسیحیت و اسلام)

مسیحیت و اسلام ادعا میکنند که جبرئیل تولد باکرهوارِ عیسی را اعلام کرد تا اشعیا تحقق یابد (متی ۱ / قرآن ۱۹).

اما اشعیا ۷:۱۴–۱۶ عیسی را اعلام نمیکند و دربارهٔ ‘باکرهٔ همیشگی’ نیز سخن نمیگوید.

این نشانه به آحازِ پادشاه داده شد و باید فوراً تحقق مییافت، پیش از آنکه کودک بتواند میان نیک و بد تمایز دهد.

اشعیا دربارهٔ یک زن جوان سخن میگوید، نه زنی که پس از زایمان باکره باقی بماند.

تحقق این موضوع در حزقیا، پادشاه وفادار در زمان آحاز، دیده میشود: او مار برنجی را نابود میکند (دوم پادشاهان ۱۸:۴–۷)، خدا با او بود (عمانوئیل)، و شکست آشور توسط اشعیا پیشگویی شده بود (دوم پادشاهان ۱۹:۳۵–۳۷).

مسیحیت و اسلام: تولد باکرهوار (دگم مشترک).

تولد باکرهوارِ همیشگی، که میان مسیحیت و اسلام مشترک است، از اشعیا سرچشمه نمیگیرد، بلکه از بازتفسیرِ بعدیای ناشی میشود که توسط روم تحمیل شد.

این تناقضها از جانب خدا نیستند.

یک امپراتوری ستمگر مردمانی را نمیخواست که از کرامت خود دفاع کنند، بلکه مردمانی را میخواست که در برابر هر چیزی که به آن اقتدار میبخشد زانو بزنند، فارغ از شکل آن.

خروج 20:4-5 ‘در برابر هیچ تصویری از هر آنچه در آسمان است (پرندگان، ماه، خورشید و غیره)، یا بر زمین است (انسانها، مارها، گوسالههای طلایی، پیریت (پیریت مادهای معدنی با شکل مکعبی است) و غیره)، یا در آب است (ماهیها و غیره) سجده نکن.’ لاویان 26:1 ‘برای خود بتها یا تصاویر تراشیدهشده نسازید، ستونها برپا نکنید، و سنگهای نقشدار در سرزمین خود قرار ندهید تا در برابر آنها سجده کنید؛ زیرا من یهوه، خدای شما هستم.’ هنگامی که شخصی در برابر تصویری زانو میزند تا دعا کند یا به آن احترام بگذارد، آن شخص آن تصویر را میپرستد؛ آن تصویر به بت او تبدیل میشود. به همین دلیل خدا تأیید کرد که پادشاه حزقیا مار برنجینی را که خدا به موسی دستور داده بود بسازد، نابود کند، زیرا هنگامی که خدا دستور ساخت تصاویر مشخصی را برای کاربردهای مشخص داد، هرگز دستور نداد که آن تصاویر پرستش شوند. 2 پادشاهان 18:4 ‘او مکانهای بلند را برداشت، تصاویر را شکست، اَشیرهها را قطع کرد و مار برنجینی را که موسی ساخته بود خرد کرد، زیرا تا آن زمان بنیاسرائیل برای آن بخور میسوزاندند؛ و او آن را ‘قطعهای برنج’ نامید.’ کتاب مقدس و قرآن دروغ مشترکی را با هم دارند که منشأ رومی آنها را نشان میدهد. کتاب مقدس میگوید که فرشته جبرئیل اعلام کرد که عیسی از یک باکره متولد خواهد شد تا نبوت اشعیا را تحقق بخشد، و قرآن نیز میگوید که فرشته جبرئیل تولد باکرهوار عیسی را اعلام کرد. اما این درست نیست، زیرا اشعیا تولد پادشاهی وفادار را پیشگویی کرد که مار برنجینی را که موسی ساخته بود نابود کرد، زیرا آن مخلوق مورد بتپرستی قرار گرفته بود. افزون بر این، اشعیا هرگز نگفت که آن زن حتی پس از باردار شدن نیز باکره باقی خواهد ماند تا پادشاه حزقیا، پسر آحاز، را به دنیا آورد؛ خدا با حزقیا و با خدمتگزاران وفادارش بود، بنابراین حزقیا عمانوئیل بود (اشعیا 7 را بخوانید و آن را با 2 پادشاهان 18 مرتبط کنید).

a) آنها مجسمهها را میپرستند یا به نام یک یا چند مخلوق دعا میکنند.
b) تولد باکرهوار عیسی، باوری مشترک در مسیحیت و اسلام است.

اسلام
c) آنها یک مکعب را میپرستند.

یهودیت
d) آنها یک دیوار را میپرستند.

مسیحیت — اسلام — یهودیت

e) این ادیان مردم را وادار میکنند که برای مخلوقات دعا کنند یا در برابر اشیای ساختهٔ دست انسان سجده کنند تا در برابر آنها خود را فروتن سازند. و این همان چیزی است که اشعیا نبی محکوم کرد (اشعیا 2:8-9).

آیا لازم است شواهد باستانشناسیِ فریب را به دست آوریم وقتی که از پیش برهان منطقی داریم؟ پیامهای بهاصطلاح مقدس سازگار نیستند. چگونه ممکن است همان خدا در پیدایش 4:15 یک قاتل را از مجازات مرگ محافظت کند، و سپس در اعداد 33:35 قاتلان را به مرگ محکوم کند؟ اگر روم کسانی را که آزار میداد کشت، و کسانی که آزار میداد متعلق به دینی بودند که روم آن را نمیپذیرفت، یک چیز برای من روشن است: آن دین نمیتوانست دینی جدید باشد که شریعت و نبوتهای قوم یهود را انکار کند، بلکه همان دینی بود که پیش از عیسی نیز وجود داشت. در حقیقت، طبق کتاب مقدس، عیسی آمد تا شریعت و پیامبران را تأیید کند. اگر یهودیت اساساً شامل این است، چرا نگوییم که دین عیسی در واقع یهودیت بود؟ هرچند نه یهودیت کنونی، چیزی که آن را اثبات خواهم کرد: همانطور که نشان دادهام، خوب رفتار کردن با همه چون دوست داریم با ما چنین رفتار شود، و دوست داشتن دشمن، نه با شریعت هماهنگ است و نه با پیامبران. با این حال، طبق کتاب مقدس، عیسی گفت که این تعالیم خلاصهٔ شریعت و پیامبران هستند. با وجود این، من پیشتر نشان دادهام که این آموزهها نهتنها با اصل ‘چشم در برابر چشم’ شریعت و با خدایی که از دشمنان خود نفرت دارد و دوستان خود را دوست میدارد ــ آنگونه که پیامبران توصیف میکنند ــ در تضاد هستند، بلکه از حکیم یونانی کلئوبولوسِ لیندوسی نیز سرچشمه میگیرند. اگر روم توانست آموزههای یک یونانی را چنان عرضه کند که گویی آموزههای پادشاه وفادار یهودیان است، چه چیزی به ما اطمینان میدهد که متنهای آنچه روم ‘عهد عتیق’ نامید را نیز تغییر نداده باشد؟ و اگر این متنها با آنچه امروز ‘یهودیت’ مینامیم مطابقت دارند، آیا باید اعتماد کنیم که این همان یهودیت اصیلی است که توسط روم مورد آزار قرار گرفت؟

تصویر سمت چپ: مجسمه زئوس در واتیکان. آیا هنوز باور دارید که تصویر سمت راست، چهره عیسی بر روی کفن تورین است؟ دوم قرنتیان ۱۱:۴ ‘زیرا اگر کسی بیاید و از عیسیِ دیگری موعظه کند که ما از او موعظه نکردهایم…’ ‘عیسیِ واقعی موهایی کوتاه داشت!’ اول قرنتیان ۱۱:۱۴ ‘آیا خودِ طبیعت به شما نمیآموزد که اگر مردی موهایش را بلند نگه دارد، برای او مایه ننگ است؟’ غلاطیان ۱:۹ ‘همانطور که قبلاً گفتهایم، اکنون نیز تکرار میکنم: اگر کسی انجیلی غیر از آنچه پذیرفتهاید به شما موعظه کند، ملعون (آناتما) باد.’ (پولس با وفاداری به انجیل واقعی، دشمنان خود را لعنت کرده است!) ‘رومیان همان لعنتشدگان هستند!’ کلام زئوس: ‘خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتاند، به شرطی که ‘چشم در برابر چشم’ را فراموش کنند و دشمنِ… عدالت را دوست بدارند.’ آموزه کلئوبولوس لیندوسی: ‘به دوستان و دشمنان خود نیکی کن…’ آموزه عیسی؟ متی ۵:۴۴ ‘…به کسانی که از شما متنفرند نیکی کنید و برای کسانی که به شما بدرفتاری میکنند و شما را آزار میدهند، دعا کنید…’

نبوتهای مربوط به سرکه و لباسهایی که با قرعه تقسیم شدند، هیچ پیام بخششی برای قاتلان در خود ندارند.

مزمور 22:16 زیرا سگان مرا احاطه کردهاند؛ جماعت شریران مرا دربر گرفتهاند؛ دستان و پاهایم را سوراخ کردند. 17 میتوانم همه استخوانهایم را بشمارم؛ در همین حال آنان به من نگاه میکنند و مرا تماشا میکنند. 18 لباسهایم را میان خود تقسیم کردند و بر جامهام قرعه انداختند.

مزمور 69:21 همچنین به من زهر برای خوراک دادند، و در تشنگیام به من سرکه نوشاندند. 22 بگذار سفرهشان در برابرشان دام شود، و آنچه برای سلامتیشان بود به تله تبدیل گردد. 23 چشمانشان تاریک شود تا نبینند، و کمرهایشان را پیوسته بلرزان. 24 خشم خود را بر آنان فرو ریز، و بگذار حرارت غضبت آنان را فرا گیرد.

امثال 29:27 انسان عادل از شریران نفرت دارد، و شریران از انسان عادل نفرت دارند. متی 27:19 هنگامی که او بر کرسی داوری نشسته بود، همسرش برای او پیغام فرستاد و گفت: ‘با آن مرد عادل کاری نداشته باش، زیرا امروز در خواب به خاطر او بسیار رنج کشیدم.’

طبق متی 27:19، عیسی عادل بود؛ طبق امثال 29:27، عادلان از شریران نفرت دارند.

اگر عیسی عادل بود و عادلان از شریران نفرت دارند، پس چگونه ممکن است درست باشد که عیسی دشمنانش را دوست داشت و شریرانی را که او را کشتند بخشید؟

طبق کتاب مقدس، مرگ عیسی برای این رخ داد که نوشتههای نبوتی تحقق یابند: متی 27:35 هنگامی که او را مصلوب کردند، لباسهایش را میان خود تقسیم کردند و برای آن قرعه انداختند، تا آنچه به وسیله نبی گفته شده بود تحقق یابد: ‘لباسهایم را میان خود تقسیم کردند و بر جامهام قرعه انداختند.’

یوحنا 19:28 پس از این، عیسی که میدانست همه چیز اکنون به انجام رسیده است، برای آنکه کتاب مقدس تحقق یابد گفت: ‘تشنهام.’ 29 ظرفی پر از سرکه آنجا بود؛ پس اسفنجی را از سرکه پر کردند، آن را بر زوفا گذاشتند و به دهان او نزدیک کردند. 30 هنگامی که عیسی سرکه را گرفت، گفت: ‘تمام شد.’ و سر خود را خم کرده، روح را تسلیم کرد.

به ما گفته میشود که عیسی هنگام مرگ بر صلیب، برای دشمنانش دعا میکرد و آنان را توجیه مینمود، زیرا ‘نمیدانند چه میکنند’: لوقا 23:34 و عیسی گفت: ‘ای پدر، آنان را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند.’ و لباسهای او را میان خود تقسیم کردند و برای آن قرعه انداختند.

اما نوشتهها مردی را پیشگویی کرده بودند که هنگام مرگ بر صلیب، به دشمنانش توهین میکند: این عشق نیست، این نفرت است. مزمور 22 مصلوب را نشان میدهد که جلادان خود را سگ مینامد. در نبوت مربوط به سرکه، برای دشمنان طلب بخشش نمیشود، بلکه مجازات خواسته میشود؛ آنان نفرین میشوند. افزون بر این تناقضها، مَثَل باغبانان شریر که عیسی برای پیشگویی مرگ خود به کار برد، درباره مجازات آن قاتلان سخن میگوید، نه بخشش. همچنین نشان میدهد که آن باغبانان کاملاً میدانستند چه میکنند (متی 21:33-44). مسلم است که او این مَثَل را علیه عادلان قوم خود نگفت، بلکه علیه آزاردهندگانی گفت که بعدها تمام تقصیر را بر گردن یهودیان، یعنی قوم خود عیسی، انداختند. اگر به مزمور 118:2-23 نگاه کنیم، این موضوع آشکار میشود.

آیا اکنون برایت روشن شده است که روم متون را تحریف کرده تا قربانیان خود را بدنام کند و تهمتهایش را بهعنوان حقیقت جلوه دهد؟

حدود سال ۱۶۷ پیش از میلاد، پادشاهی که زئوس را میپرستید خواست یهودیان را مجبور به خوردن گوشت خوک کند.
آنتیوخوس چهارم اپیفانِس کسانی را که از شریعت یهوه اطاعت میکردند، به مرگ تهدید کرد:
‘هیچ چیز نفرتانگیزی مخور.’

هفت مرد ترجیح دادند زیر شکنجه بمیرند تا آن شریعت را نقض کنند. (دوم مکابیان ۷)
آنها در حالی مردند که ایمان داشتند خدا به خاطر خیانت نکردن به فرمانهایش، به آنان حیات جاودان خواهد داد.

قرنها بعد، روم به ما میگوید که عیسی ظاهر شد و تعلیم داد:
‘آنچه به دهان داخل میشود، انسان را نجس نمیکند.’ (متی ۱۵:۱۱)

و سپس به ما گفته میشود:
‘اگر با شکرگزاری پذیرفته شود، هیچ چیز نجس نیست.’ (اول تیموتائوس ۴:۱–۵)

آیا آن عادلان بیهوده مردند؟
آیا عادلانه است که شریعتی که برایش جان دادند، باطل شود؟

مقایسه کنید:

اول قرنتیان ۱۰:۲۷ و لوقا ۱۰:۸
تعلیم میدهند که میتوان
هر چه پیش روی انسان گذاشته شود را،
بدون پرسش خورد.

اما تثنیه ۱۴:۳–۸ صریح است:
خوک نجس است؛ آن را مخور.

عیسی چنین معرفی میشود که میگوید:

‘نیامدهام تا شریعت یا پیامبران را باطل کنم،
بلکه تا آنها را کامل کنم.’

پس این پرسش مطرح میشود:
چگونه میتوان شریعتی را ‘کامل’ کرد،
در حالی که همان چیزی را پاک اعلام کنیم
که خود آن شریعت نجس میخوانَد؟

پیشگوییهای اشعیا درباره داوری نهایی
(اشعیا ۶۵ و اشعیا ۶۶:۱۷)
همچنان محکومیت
خوردن گوشت خوک را حفظ میکنند.

چگونه میتوان ادعا کرد که به پیامبران احترام گذاشته میشود،
در حالی که پیامهای آنان نقض میشود؟

اگر متون کتاب مقدس
از فیلتر رومی عبور کردهاند،
و آن امپراتوری عادلان را آزار میداد،
پس چرا باید باور کرد که هر چه در آن است
حقیقت و عدالت است؟

وقتی آخرینِ آن مردانی که
دقیقاً همان ایمانِ آن هفت برادر را داشتند،
به دست آزاردهندگان رومی
کشته شدند…

زئوس برای خود پرستش میطلبد و برای قیصری که او را میپرستد، سکه. اینها آیاتِ دینی نیستند که روم آنها را آزار میداد؛ اینها آیاتِ مذهبی هستند که روم ساخته است تا امپراتوران خود را ثروتمند نگه دارد و به پرستش همان خدای خود، ژوپیتر (زئوس)، به قیمت عدالت و حقیقت ادامه دهد.

مسیحِ دروغینِ امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر):

زئوس میگوید: ‘مالیات، سکهها و هدایای خود را به قیصر بده…’ مرقس ۱۲:۱۶-۱۷

زئوس میگوید: ‘و همه شما مرا پرستش کنید.’ عبرانیان ۱:۶

مخالف زئوس، تضاد میان عدالتی که بر پایه یاری متقابل بین نیکوکاران است و دگمِ هلنیستی که یاری رساندن به دشمن ستمگر را میطلبد، فاش میکند.

مسیحِ دروغینِ امپراتوری روم (زئوس/ژوپیتر) میگوید: ‘دشمنان خود را دوست بدارید، برای کسانی که شما را لعنت میکنند برکت بخواهید، به کسانی که از شما متنفرند نیکی کنید…’ متی ۵:۴۴. زئوس میافزاید: ‘و اگر چنین نکنی، اگر مرا نپذیری و از صدای من پیروی نکنی…’ متی ۲۵:۴۱.

مخالف زئوس میگوید: ‘ای شیطان، از درهای نیکوکاران دور شو! تضاد تو رسوایت میکند… تو موعظه محبت به دشمنان میکنی… اما از کسانی که تو را دوست ندارند متنفری… میگویی هیچکس را لعنت نکنید… اما کسانی را که به تو خدمت نمیکنند لعنت میکنی. مسیحِ واقعی هرگز موعظه محبت به دشمنان نکرد. او میدانست کسانی که تو را میپرستند، سخنان او را جعل خواهند کرد، به همین دلیل در متی ۷:۲۲ درباره آنها هشدار داد… او با اشاره به مزمور ۱۳۹:۱۷-۲۲ درباره آنها هشدار داد: ‘ای یهوه، آیا من از کسانی که از تو متنفرند، متنفر نیستم؟ من با تمام وجود از آنها متنفرم. آنها را دشمنان خود میدانم.»

وحش، پیامبر دروغین و افسانهٔ عشق جهانیِ خدا

وقتی کتاب مکاشفه را میخوانیم، میبینیم که از وحش، پیامبر دروغین و اژدها سخن گفته میشود… میتوان نتیجه گرفت که انسان قادر است این سه چیز باشد، زیرا شیطان به معنای شاهد دروغین است؛ کسی که شهادت دروغ میدهد یک انسان است؛ کسی که مانند یک پیامبر دروغین عمل میکند نیز یک انسان است… اما پیامبران دروغین بسیاری وجود دارند… ‘پیامبر دروغین’ در مکاشفه ۲۰ اشارهای به همهٔ آنان است…

اگر خدا چنین انسانهایی را آفریده است، چگونه بعضی میتوانند بگویند که خدا همه را دوست دارد؟ اگر محبت خدا ابدی است، نمیتوان گفت که خدا جهان را دوست داشته است، زیرا اگر چنین بود، جهان تازهای نمیآفرید. بله، این با پیامی از یوحنا در تضاد است. باید پذیرفت که وحش پیام اصلی را تحریف کرد تا وانمود کند محبت خدا را در جایی میفروشد که هرگز برای همه وجود نداشت، بلکه فقط برای اهل کتاب بود، زیرا طبق دانیال ۱۲:۱ فقط آنان از مصیبت نجات مییابند. اگر طبق کتاب مقدس زمان داوری مانند روزهای لوط و نوح خواهد بود، فرض اینکه خدا همه را دوست دارد پوچ است، زیرا اگر این حقیقت داشت، هیچکس در آن روزها هلاک نمیشد؛ و چون آن زمان مانند روزهای لوط خواهد بود، روشن است که همه نجات نخواهند یافت، همانگونه که در روزهای لوط یا نوح چنین نبود. اگر آنچه کتاب مقدس میگوید درست بود، یعنی خدا نمیخواهد کسی هلاک شود، آنگاه هیچکس هلاک نمیشد، زیرا طبق کتاب مقدس خدا هر آنچه را بخواهد انجام میدهد؛ اما کسانی که میخواهند نجات دروغین را بفروشند به یک استدلال نیاز دارند، و امپراتوری روم چندین استدلال ساخت تا دروغ خود را بفروشد.

منابع:

مکاشفه 13:11–14
‘سپس وحش دیگری را دیدم که از زمین بیرون میآمد… و تمام قدرت وحش اول را به کار میبرد… و ساکنان زمین را فریب میداد…’

مکاشفه 16:13
‘و دیدم از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان پیامبر دروغین، سه روح ناپاک مانند قورباغه بیرون آمدند.’

مکاشفه 20:10
‘و ابلیس که آنان را فریب میداد، به دریاچهٔ آتش و گوگرد افکنده شد، جایی که وحش و پیامبر دروغین بودند…’

دانیال 12:1
‘در آن زمان میکائیل برخواهد خاست… و در آن زمان قوم تو نجات خواهند یافت، هر که نامش در کتاب نوشته شده باشد.’

پیدایش 6–7 (روزهای نوح)
روایت طوفان: فقط نوح، خانوادهاش و کسانی که وارد کشتی شدند زنده ماندند.

پیدایش 19 (روزهای لوط)
ویرانی سدوم و عموره: فقط لوط و دخترانش نجات یافتند.

انجیل لوقا 17:26–30
‘چنانکه در روزهای نوح بود… و همانگونه که در روزهای لوط اتفاق افتاد… در روزی که پسر انسان آشکار شود نیز چنین خواهد بود.’

دوم پطرس 3:9
‘خداوند… بردبار است… و نمیخواهد کسی هلاک شود، بلکه میخواهد همه به توبه برسند.’

انجیل یوحنا 3:16
‘زیرا خدا جهان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانهٔ خود را داد…’

مزامیر 115:3
‘خدای ما در آسمانهاست؛ هر آنچه بخواهد انجام میدهد.’

مزامیر 135:6
‘هر آنچه خداوند بخواهد، در آسمان و زمین انجام میدهد…’

اشعیا 46:10
‘نقشهٔ من برقرار خواهد ماند و هر آنچه بخواهم انجام خواهم داد.’

ایوب 42:2
‘میدانم که تو بر هر چیز توانایی و هیچ قصد تو را نمیتوان بازداشت.’

مکاشفه ۱۳:۱۸ میگوید:

‘در اینجا حکمت است. هر که فهم دارد، عدد وحش را حساب کند، زیرا عدد یک انسان است؛ و عدد او ششصد و شصت و شش است…’

هیچکس کسانی را که نمیتوانند بفهمند، به فهمیدن فرا نمیخواند.
بنابراین، این پیام هرگز برای تمام بشریت نبود، بلکه برای فهمیدگان بود.

روم — ترویجدهندهٔ تصویر وحش — دروغ گفت،
زیرا هرگز از بتها روی برنگرداند و به عدالت بازنگشت.

این با دانیال ۱۲:۱۰ هماهنگ است:
‘فهمیدگان خواهند فهمید… اما هیچیک از شریران نخواهند فهمید.’

و همچنین با دانیال ۱۲:۳:
‘فهمیدگان مانند روشنایی آسمان خواهند درخشید؛
و آنان که بسیاری را به عدالت هدایت کردند، مانند ستارگان تا ابدالآباد.’

کتاب مقدس روشن است:
666 بدون فهم درک نمیشود،
و شریران آن را ندارند:
دوم پطرس ۲:۱۲: ‘این معلمان دروغین مانند حیوانات بیعقل هستند…’
اول قرنتیان ۲:۱۴: ‘انسان طبیعی نمیتواند درک کند…’
امثال ۲۸:۵: ‘مردمان شریر عدالت را درک نمیکنند،
اما آنان که یَهُوَه را میجویند، همه چیز را درک میکنند.’

امپراتوری روم بیدین باقی ماند، زیرا
بازگشت آن به عدالت غیرممکن بود.
به همین دلیل آنچه را که آزار میداد، موعظه نکرد.
در عوض، مسیحیت رومی و آموزهٔ محبتِ نالایق را ایجاد کرد: بیعدالتیای که بهعنوان فضیلت ارائه شد
و با نفرتی نالایق علیه کسانی که آن را زیر سؤال میبرند، دفاع میشود.

متن سمت راست:

اگر بت آن پرستش نشود، خشمگین میشود
بر ضد کسانی که این کار را نمیکنند. وحش به آنان تهمت میزند.

محبت به بیعدالتی،
از جمله تهمت
و تناقضی
که در آن وجود دارد.

وحش به سبب
محبتش به بیعدالتی،
اعمال ناعادلانه انجام میدهد.

اشعیا ۲۸:۱۳ پس کلام یهوه برای آنان چنین خواهد بود: فرمان بر فرمان، فرمان بر فرمان، سطر بر سطر، سطر بر سطر، اندکی اینجا، اندکی آنجا؛ تا بروند و به پشت بیفتند، شکسته شوند، به دام افتند و گرفتار گردند.

دانیال ۱۰:۲۰ او به من گفت: ‘آیا میدانی چرا نزد تو آمدهام؟ اکنون باید بازگردم تا با رئیس فارس بجنگم؛ و هنگامی که کارم با او تمام شود، رئیس یونان خواهد آمد.’ ۲ تسالونیکیان ۲:۷ زیرا راز بیقانونی هماکنون در عمل است؛ فقط آن که اکنون بازمیدارد، تا زمانی که از میان برداشته شود، بازخواهد داشت.

وقتی آخرین وفاداران به یهوه سقوط کردند، زئوس گفت: ‘اکنون همه مرا خواهند پرستید.’ او این را از زبان کسانی گفت که او را میپرستیدند، زیرا همانگونه که میگویند، او در آنان زندگی میکند و آنان نیز در او.

خویشاوندی نمادین: آتنا / مینروا در برابر مریم (روم).

مادر روحانی.
آتنا/مینروا: محافظ رازآلود روم و آتن (نه مادر زیستی).
مریم: مادر روحانی که بر همهٔ مؤمنان تحمیل شد.

پیوند با حکمت.
آتنا/مینروا: الههٔ حکمت و خرد ناب.
مریم: ‘تختگاه حکمت’ (Sedes Sapientiae) نامیده میشود.

محافظ ملتها.
آتنا/مینروا: نگهبان پولیس (آتن) و دولت روم.
مریم: محافظ ملتها و پادشاهیهای مسیحی.

مقام آسمانی.
آتنا/مینروا: ایزدبانوی آسمانها و قلمرو عقلانی.
مریم: به عنوان ‘ملکهٔ آسمان’ برکشیده شد.

شکل پرستش.
آتنا/مینروا: استفاده از تندیسها، معابد و آیینهای عمومی.
مریم: استفاده از تندیسها، معابد و آیینهای عمومی.

جایگزینی رومی.
روم نامها را تغییر داد، نه کارکردها را. جایی که پیشتر آتنا/مینروا یا ایسیس پرستش میشدند، بعدها معابد ‘مریمی’ با همان نمادگرایی مادری و آسمانی ساخته شدند. این همان ساختار است، با برچسبی تازه.

سمت چپ: مجسمهٔ آتنا در مجموعهٔ ‘Saint Seiya’ (‘شوالیههای زودیاک’) گریه میکند. سمت راست: روم نام الههٔ خود را به مینروا تغییر داد، اما این همان عمل است. https : // youtube . com / shorts / aSJ4nJu8Oww https : // youtube . com / shorts / RhAND4ErnNo

سنکریتیسم: این راهبرد سیاسی و مذهبیِ بازیافت فرهنگی است. این کار شامل گرفتن یک ساختار کهنِ پرستش، همراه با آیینها و فتیشهای آن، و صرفاً قرار دادن یک روایت جدید بر روی آن است تا مردم بدون آنکه متوجه تغییر شوند، همچنان از همان نظام اطاعت کنند. در آن ایمانی وجود ندارد؛ بلکه تغییر برند وجود دارد. این تکنیکِ روم برای تداوم بخشیدن به خدایان خود زیر پوشش ‘قداست’ است، تا اطمینان حاصل شود که تودهها هرگز پرستش ماده را ترک نکنند.

مکاشفه 15:3 + اشعیا 42:13 + تثنیه 32:41
یهوه همچون جنگجویی عظیم فریاد جنگ سر خواهد داد: ‘از دشمنان خود انتقام خواهم گرفت.’ پس محبت به دشمن که، بنا بر کتاب مقدس، پسر یهوه آن را موعظه کرد تا از کمالِ ادعاییِ پدرش که بر محبت به همه استوار است پیروی کند، چه میشود؟ (مرقس 12:25-37، مزامیر 110:1-6، متی 5:38-48) این دروغِ دشمنان هر دوی آنهاست؛ کسانی که بسیاری از متون را تغییر دادند تا کتاب مقدس را بسازند.

متی 25:41 سپس به کسانی که در سمت چپ هستند نیز خواهد گفت: ای ملعونان، از من دور شوید و به آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگانش آماده شده است بروید.

جهنم: آتش جاودانی که برای اژدها (ابلیس) و فرشتگانش آماده شده است.
(مکاشفه 12:7-12) (به سبب آنکه حقایق را با بدعتها در کتاب مقدس، قرآن، تورات و کتب آپوکریفایی در شورش علیه عدالت درآمیختند)

کتاب اخنوخ 95:6 وای بر شما ای شاهدان دروغین و ای کسانی که بهای بیعدالتی را ارزشمند میشمارید، زیرا ناگهان نابود خواهید شد!
کتاب اخنوخ 95:7 وای بر شما ای ستمکارانی که پارسایان را آزار میدهید، زیرا خود شما نیز به سبب آن بیعدالتی تسلیم و آزار داده خواهید شد و سنگینی بار آن بر شما خواهد افتاد!

امثال 11:8 پارسا از مصیبت رهایی خواهد یافت و ستمکار به جای او وارد خواهد شد.

امثال 16:4 یهوه همه چیز را برای خود ساخته است، حتی شریر را برای روز بلا.

کتاب اخنوخ 94:10 ‘به شما میگویم، ای مردم ستمکار، آن که شما را آفرید شما را سرنگون خواهد کرد. خدا بر نابودی شما رحم نخواهد کرد، بلکه از نابودی شما شاد خواهد شد.’

جهنم اشعیا 66:24

مرقس 9:44

(شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم: سزاوار آن هستند!)

آنها سزاوار آن هستند زیرا بر ضد مسیح و شاگردان وفادارش دروغ گفتند و آنان را متهم کردند که نویسندگان کفرگوییهای روم در کتاب مقدس هستند، مانند محبت به ابلیس (دشمن).

نبوت جهنم در کتاب اشعیا، مزامیر، امثال و کتاب اخنوخ پیامهایی دارد که بهروشنی نشان میدهد خدا دشمنان خود را دوست ندارد. چه کسی جز دشمنان مسیح سخنان دروغین را در دهان او گذاشت؟

مرقس 9:44 جایی که کرم آنان نمیمیرد و آتش خاموش نمیشود.

مکاشفه 20:14 و مرگ و هاویه به دریاچه آتش افکنده شدند. این است مرگ دوم، دریاچه آتش.

مکاشفه 20:15 و هر کس که نامش در دفتر حیات یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده شد. (هر کس که با سخنان من برکت نیافت، به جهنم فرستاده شد.)

اشعیا 66:24 و آنان بیرون خواهند رفت و اجساد مردانی را خواهند دید که بر ضد من شورش کردند؛ زیرا کرم آنان نخواهد مرد و آتش آنان خاموش نخواهد شد، و آنان برای تمام بشریت نفرتانگیز خواهند بود.

در روایت آموزشی تصویر، یکی از پیامآورانی که تحت حفاظت یهوه است به یکی از آن فرشتگان شیطانی میگوید: ‘دانیال 9:21 جبرئیل یک مرد است. تثنیه 22:5 خدا از مردی که مانند زن لباس میپوشد نفرت دارد. اول قرنتیان 11:7 مردی با موی زنانه ننگ است. بنابراین تو فرشتهای متحد با جبرئیل نیستی. تو فرشته شیطان هستی.’

تصویر هلنیشدهٔ مسیح و قدیسان — الهامگرفته از زئوس و کوپید — بازتابدهندهٔ پیامی کتابمقدسی است که تحت تأثیر هلنیسم تحریف شده و توسط نوکیشان دروغین رومی ترویج شده است. این سرچشمهٔ دروغهای طرفدار هلنیسم در کتاب مقدس است.

«
«مَثَلِ مباشر ناعادل بهعنوان هشداری دربارهٔ افراد بیوفایی که پیام را تحریف میکردند.

در مَثَلِ مباشر ناعادل، مدیری کشف میشود که اموال ارباب خود را هدر میدهد و ارباب به او میگوید: ‘دیگر مباشر نخواهی بود.’ سپس آن مرد به آیندهٔ خود فکر میکند و تصمیم میگیرد بدهیِ بدهکاران را تغییر دهد تا لطف آنان را به دست آورد و جایی برای زندگیِ خود فراهم کند (لوقا 16:1-8).

اما… اگر این مَثَل پیام عمیقتری را پنهان کرده باشد چه؟ عیسی پیوسته علیه افراد بیوفا و فاسد سخن میگفت.

پس پرسشی نگرانکننده مطرح میشود: آیا عیسی میدانست که بعدها مردانی بیوفا پیام اصلی را تغییر خواهند داد، همانگونه که مباشر حسابهای اربابش را تغییر داد؟

و اگر شوراهای رومی بازتاب همان مَثَل بودند چه؟ و اگر بخشی از آنچه بعدها بهعنوان حقیقت دربارهٔ عیسی ارائه شد، در واقع نسخهای تغییر یافته از تعلیم اصلی او بود چه؟

زیرا چیزی هرگز کاملاً هماهنگ به نظر نمیرسید.

از یک سو: ‘خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت’ (متی 5:6).

از سوی دیگر: ‘چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان’ (خروج 21:24، لاویان 24:20، تثنیه 19:21).

و همچنین: ‘در برابر شریر مقاومت نکنید’ و ‘دشمنان خود را محبت کنید’ (متی 5:39-44).

علاوه بر این: ‘گمان مبرید که آمدهام تا شریعت را باطل کنم… بلکه تا آن را کامل سازم’ (متی 5:17-18).

آیا میتوانید تصور کنید پیامی که چنین میگوید، منسجم باشد؟: ‘خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت… به شرط آنکه چشم در برابر چشم را فراموش کنند و دشمن عدالت را محبت نمایند’.

آیا عیسی از طریق مَثَلِ مباشر ناعادل هشدار داد که رومِ آزاردهنده، هنگامی که خود را بهوسیلهٔ آن پیام محکوم دید، پیام او را تغییر خواهد داد؟

«
«دینی که از آن دفاع میکنم عدالت نام دارد. █

وقتی که او (زن) مرا پیدا کند، من هم او را پیدا خواهم کرد و او (زن) به سخنان من ایمان خواهد آورد
امپراتوری روم با اختراع ادیان به بشریت خیانت کرده است تا آن را تحت سلطه خود درآورد. همه ادیان نهادینه شده باطل هستند. تمام کتب مقدس آن ادیان حاوی تقلب است. با این حال، پیام هایی وجود دارد که منطقی هستند. و موارد دیگری گم شده اند که می توان از پیام های مشروع عدالت استنباط کرد. دانیال 12: 1-13 – ‘شاهزاده ای که برای عدالت مبارزه می کند، برای دریافت برکت خدا قیام خواهد کرد.’ امثال 18:22 — ‘زن نعمتی است که خدا به مرد می دهد.’ لاویان 21:14 — ‘او باید با باکره ای که ایمان خود را دارد، ازدواج کند، زیرا او از قوم خود است، که وقتی صالحان برخیزند آزاد خواهند شد.’
📚 دین نهادینه شده چیست؟ دین نهادینه شده زمانی است که یک باور معنوی به یک ساختار قدرت رسمی تبدیل می شود که برای کنترل مردم طراحی شده است. این یک جستجوی فردی برای حقیقت یا عدالت نیست و به سیستمی تبدیل می شود که سلسله مراتب انسانی بر آن تسلط دارد و در خدمت قدرت سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی است. آنچه عادلانه، واقعی یا واقعی است دیگر اهمیتی ندارد. تنها چیزی که مهم است اطاعت است. یک دین نهادینه شده شامل: کلیساها، کنیسه ها، مساجد، معابد است. رهبران مذهبی قدرتمند (کشیشان، کشیشان، خاخام ها، امامان، پاپ ها و غیره). متون مقدس ‘رسمی’ دستکاری و تقلبی. جزماتی که نمی توان آنها را زیر سوال برد. قوانینی که بر زندگی شخصی افراد تحمیل می شود. مناسک و مناسک اجباری به منظور ‘تعلق’. این گونه بود که امپراتوری روم و بعدها امپراتوری های دیگر از ایمان برای تحت سلطه خود درآوردن مردم استفاده کردند. آنها مقدس را به تجارت تبدیل کردند. و حقیقت به بدعت. اگر هنوز بر این باورید که اطاعت از دین همان ایمان داشتن است، به شما دروغ گفته اند. اگر هنوز به کتاب های آنها اعتماد دارید، به همان افرادی که عدالت را به صلیب کشیدند اعتماد دارید. این نیست که خدا در معابدش صحبت می کند. رم است. و روم هرگز از سخن گفتن دست برنداشت. بیدار شو کسی که به دنبال عدالت است نیازی به اجازه ندارد. نه یک موسسه.

او مرا پیدا خواهد کرد، زن باکره به من ایمان خواهد آورد。
( – – )
این همان گندمی است که در کتاب مقدس، علفهای هرز رومی را نابود میکند:
مکاشفه ۱۹:۱۱
سپس دیدم که آسمان گشوده شد، و اینک اسبی سفید، و کسی که بر آن سوار بود ‘امین و راستگو’ نام داشت و با عدالت داوری کرده و جنگ میکند.
مکاشفه ۱۹:۱۹
و دیدم که آن وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان گرد هم آمدهاند تا با کسی که بر اسب نشسته و لشکر او بجنگند.
مزمور ۲:۲-۴
‘پادشاهان زمین به پا خاستند، و فرمانروایان متحد شدند علیه خداوند و مسیح او،
که گفتند: ‘بندهایشان را بگسلیم و طنابهایشان را از خود بیندازیم.’
او که در آسمانها نشسته است، خواهد خندید؛ خداوند آنها را مسخره خواهد کرد.’
حال، کمی منطق ساده: اگر سوارکار برای عدالت میجنگد، اما وحش و پادشاهان زمین علیه او میجنگند، پس وحش و پادشاهان زمین ضد عدالت هستند. بنابراین، آنها نماد فریب دینهای دروغینی هستند که با آنها حکومت میکنند.
فاحشه بزرگ بابل، یعنی کلیسای دروغینی که توسط روم ساخته شده است، خود را ‘همسر مسیح مسحشده خداوند’ نامیده است. اما پیامبران دروغین این سازمان که بتها را میفروشند و کلمات چاپلوسانه پخش میکنند، اهداف مسیح خداوند و مقدسین واقعی را به اشتراک نمیگذارند، زیرا رهبران فاسد راه بتپرستی، تجرد یا قانونیسازی ازدواجهای ناپاک در ازای پول را برگزیدهاند. مقر مذهبی آنها پر از بتها است، از جمله کتابهای مقدس دروغین که در برابر آنها تعظیم میکنند:
اشعیا ۲:۸-۱۱
۸ سرزمین آنها پر از بتها است، و آنها در برابر کار دستان خود و آنچه انگشتانشان ساخته است، تعظیم میکنند.
۹ پس انسان تحقیر خواهد شد، و مردم پست خواهند شد؛ پس آنها را عفو نکن!
۱۰ به صخرهها برو، خود را در خاک پنهان کن، از حضور باشکوه خداوند و از جلال عظمت او بترس.
۱۱ غرور چشمان انسان فرو خواهد نشست، و تکبر مردان سرکوب خواهد شد؛ و فقط خداوند در آن روز سرافراز خواهد شد.
امثال ۱۹:۱۴
خانه و ثروت از پدران به ارث میرسد، اما یک زن خردمند از جانب خداوند است.
لاویان ۲۱:۱۴
کاهن خداوند نباید با بیوه، زن طلاقگرفته، زن ناپاک، یا زنی بدکاره ازدواج کند؛ او باید یک باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.
مکاشفه ۱:۶
و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدای خود گردانید؛ جلال و قدرت تا ابد از آن او باد.
اول قرنتیان ۱۱:۷
زن، جلال مرد است.

در مکاشفه این که وحش و پادشاهان زمین با سوار اسب سفید و لشکر او جنگ می کنند به چه معناست؟

معنی روشن است، رهبران جهان دست در دست پیامبران دروغین هستند که به دلایل روشنی از جمله مسیحیت، اسلام و غیره، اشاعه دهندگان ادیان دروغین حاکم در میان پادشاهی های زمین هستند. همانطور که پیداست، فریب بخشی از کتب مقدس دروغینی است که این همدستان با برچسب ‘کتاب مجاز ادیان’ از آن دفاع میکنند، اما تنها دینی که از آن دفاع میکنم عدالت است، از حق نیکان در فریب نیرنگهای دینی دفاع میکنم.

مکاشفه 19:19 آنگاه وحش و پادشاهان زمین و لشکرهایشان را دیدم که دور هم جمع شده بودند تا با سوار بر اسب و لشکر او جنگ کنند.

این داستان من است:

خوزه، جوانی که در تعالیم کاتولیک پرورش یافته بود، مجموعهای از وقایع را تجربه کرد که با روابط پیچیده و دستکاریها مشخص میشدند. در 19 سالگی با مونیکا، زنی مالک و حسود، رابطه برقرار کرد. اگرچه خوزه احساس می کرد که باید به این رابطه پایان دهد، اما تربیت مذهبی او باعث شد که سعی کند او را با عشق تغییر دهد. با این حال، حسادت مونیکا به ویژه نسبت به ساندرا، یکی از همکلاسی هایش که در حال پیشرفت بر روی خوزه بود، تشدید شد.

ساندرا در سال 1995 با تماس های تلفنی ناشناس شروع به آزار و اذیت او کرد که در آن او با صفحه کلید صدا می کرد و تلفن را قطع کرد.

در یکی از آن مواقع، پس از اینکه خوزه در آخرین تماس با عصبانیت پرسید: ‘تو کی هستی؟’ او در یکی از آن موقعیتها، فاش کرد که او همان کسی است که تماس میگیرد. در آن زمان، مونیکا که به ساندرا وسواس داشت، خوزه را تهدید کرد که به ساندرا آسیب میرساند و این باعث شد خوزه از ساندرا محافظت کند و رابطهاش با مونیکا را علیرغم میلش به پایان دادن، ادامه دهد.

سرانجام در سال 1996 خوزه از مونیکا جدا شد و تصمیم گرفت به ساندرا نزدیک شود که در ابتدا به او علاقه نشان داده بود. وقتی ژوزه سعی کرد در مورد احساساتش با او صحبت کند، ساندرا به او اجازه توضیح نداد، با کلمات توهین آمیز با او رفتار کرد و او دلیل را متوجه نشد. خوزه تصمیم گرفت از خود فاصله بگیرد، اما در سال 1997 او معتقد بود که فرصت دارد با ساندرا صحبت کند، به این امید که او تغییر نگرش خود را توضیح دهد و بتواند احساساتی را که ساندرا سکوت کرده بود به اشتراک بگذارد. در روز تولدش در ماه جولای، همانطور که یک سال پیش وقتی هنوز دوست بودند وعده داده بود، با او تماس گرفت—چیزی که در سال ۱۹۹۶ نمیتوانست انجام دهد زیرا با مونیکا بود. در آن زمان، او معتقد بود که وعدهها هرگز نباید شکسته شوند (متی ۵:۳۴-۳۷)، اما اکنون درک میکند که برخی وعدهها و سوگندها را میتوان بازنگری کرد اگر به اشتباه داده شده باشند یا اگر شخص دیگر شایستگی آن را نداشته باشد. هنگامی که تبریکش را تمام کرد و داشت تماس را قطع میکرد، ساندرا با ناامیدی التماس کرد: ‘صبر کن، صبر کن، میتوانیم همدیگر را ببینیم؟’ این باعث شد او فکر کند که شاید ساندرا نظرش را تغییر داده و بالاخره دلیل تغییر رفتارش را توضیح خواهد داد، و این فرصت را به او میدهد که احساساتی را که تا آن لحظه در دل نگه داشته بود، بیان کند. با این حال، ساندرا هرگز به او پاسخهای روشنی نداد و با نگرشهای طفرهآمیز و معکوسکننده، فتنه را حفظ کرد.

در مواجهه با این نگرش، خوزه تصمیم گرفت دیگر به دنبال او نباشد. از آن زمان بود که مزاحمت های تلفنی مداوم شروع شد. تماس ها از همان الگوی سال 1995 پیروی کردند و این بار به خانه مادربزرگ پدری او، جایی که خوزه زندگی می کرد، هدایت شد. او متقاعد شده بود که این ساندرا است، زیرا خوزه اخیرا شماره خود را به ساندرا داده بود. این تماس ها مستمر، صبح، بعدازظهر، شب و صبح زود بود و ماه ها ادامه داشت. وقتی یکی از اعضای خانواده پاسخ داد، تلفن را قطع نکردند، اما وقتی خوزه پاسخ داد، صدای کلیک کلیدها قبل از قطع کردن شنیده میشد.

خوزه از عمه خود، صاحب خط تلفن، خواست تا ثبت تماس های دریافتی از شرکت تلفن را درخواست کند. او قصد داشت از این اطلاعات به عنوان مدرکی برای تماس با خانواده ساندرا استفاده کند و نگرانی خود را در مورد آنچه که او با این رفتار تلاش می کرد به دست آورد، ابراز کند. با این حال، عمه او بحث او را کم اهمیت جلوه داد و از کمک خودداری کرد. عجیب این بود که هیچ کس در خانه، نه عمه و نه مادربزرگ پدریاش، از این واقعیت که این تماسها نیز در صبح زود رخ داده بود، خشمگین نبودند و آنها به خود زحمت ندادند که چگونه جلوی آنها را بگیرند یا شخص مسئول را شناسایی کنند.

این ماجرا ظاهری عجیب داشت، گویی شکنجهای سازمانیافته بود. حتی زمانی که خوسه از عمهاش خواست شبها کابل تلفن را جدا کند تا بتواند بخوابد، او امتناع کرد و استدلال کرد که یکی از پسرانش که در ایتالیا زندگی میکند، ممکن است هر لحظه تماس بگیرد (با توجه به تفاوت زمانی شش ساعته بین دو کشور). چیزی که این وضعیت را حتی عجیبتر میکرد، وسواس مونیکا نسبت به ساندرا بود، در حالی که آنها حتی یکدیگر را نمیشناختند. مونیکا در موسسهای که خوسه و ساندرا ثبت نام کرده بودند، تحصیل نمیکرد، اما از زمانی که پوشهای حاوی یک پروژه گروهی از خوسه را برداشت، شروع به حسادت به ساندرا کرد. در آن پوشه نام دو زن، از جمله ساندرا، نوشته شده بود، اما به دلایلی نامعلوم، مونیکا فقط روی نام ساندرا تمرکز کرد.

اگرچه خوزه در ابتدا تماس های تلفنی ساندرا را نادیده می گرفت، اما به مرور زمان او را تسلیم کرد و دوباره با ساندرا تماس گرفت، تحت تأثیر آموزه های کتاب مقدس که توصیه می کرد برای کسانی که او را آزار می دادند دعا کند. با این حال، ساندرا او را از نظر عاطفی دستکاری کرد و به طور متناوب بین توهین و درخواست از او برای ادامه یافتن او استفاده کرد. پس از ماه ها از این چرخه، خوزه متوجه شد که همه اینها یک تله است. ساندرا به دروغ او را به آزار و اذیت جنسی متهم کرد و گویی این به اندازه کافی بد نبود، ساندرا چند تبهکار را فرستاد تا خوزه را کتک بزنند.

آن سهشنبه، ژوزه هیچ چیزی نمیدانست. اما در همان لحظه، ساندرا از قبل کمینی را که برایش ترتیب داده بود، آماده کرده بود.

چند روز قبل، ژوزه این وضعیت را برای دوستش یوهان تعریف کرده بود. یوهان نیز رفتارهای ساندرا را عجیب دانسته و حتی فکر کرده بود که شاید این رفتارها به دلیل طلسمی باشد که مونیکا انجام داده است.
آن شب، ژوزه به محله قدیمیاش که در سال ۱۹۹۵ در آن زندگی میکرد، رفت و در آنجا با یوهان ملاقات کرد. در میان گفتوگو، یوهان به ژوزه پیشنهاد داد که ساندرا را کاملاً فراموش کند و با هم به یک کلوب شبانه بروند و دختران جدیدی را بشناسند.
‘شاید دختری را پیدا کنی که باعث شود او را فراموش کنی.’
ژوزه این ایده را پسندید و هر دو سوار اتوبوسی شدند که به مرکز لیما میرفت.
مسیر اتوبوس از مقابل مؤسسه IDAT میگذشت. ژوزه ناگهان چیزی را به یاد آورد.
‘آه، راست میگویی! من شنبهها اینجا کلاس دارم و هنوز شهریه را پرداخت نکردهام!’
او این شهریه را از پولی که پس از فروش رایانهاش به دست آورده بود و همچنین از کار کوتاهمدتی که در یک انبار انجام داده بود، پرداخت میکرد. اما در آنجا، کارگران را روزی ۱۶ ساعت کار میکشیدند، درحالیکه فقط ۱۲ ساعت را ثبت میکردند. بدتر از آن، اگر کسی قبل از یک هفته استعفا میداد، هیچ حقوقی به او پرداخت نمیشد. به همین دلیل ژوزه مجبور به ترک آن کار شد.
ژوزه به یوهان رو کرد و گفت:
‘من اینجا شنبهها کلاس دارم. حالا که اینجاییم، بگذار شهریه را پرداخت کنم و بعد به کلوب شبانه برویم.’
اما به محض این که ژوزه از اتوبوس پیاده شد، صحنهای غیرمنتظره را دید. ساندرا در گوشه مؤسسه ایستاده بود!
با تعجب به یوهان گفت:
‘یوهان، نگاه کن! ساندرا آنجاست! باورم نمیشود! چه تصادفی! این همان دختری است که دربارهاش به تو گفتم، همان کسی که رفتار عجیبی دارد. اینجا منتظر باش، میخواهم از او بپرسم که آیا نامههایی را که برایش فرستادهام، دریافت کرده یا نه. میخواهم بفهمم چرا اینگونه رفتار میکند و علت تماسهای مداومش را بداند.’
یوهان منتظر ماند و ژوزه به سمت ساندرا رفت و از او پرسید:
‘ساندرا، نامههایم را خواندی؟ حالا میتوانی به من بگویی که چه اتفاقی افتاده است؟’
اما ژوزه هنوز صحبتش را تمام نکرده بود که ساندرا دستش را بلند کرد و با اشارهای نامحسوس علامتی داد.
و درست مثل اینکه همهچیز از قبل برنامهریزی شده بود، سه مرد از نقاط مختلف ظاهر شدند. یکی در وسط خیابان، یکی پشت سر ساندرا و دیگری پشت سر ژوزه!
مردی که پشت ساندرا بود، با لحنی خشن جلو آمد و گفت:
‘پس تو همان کسی هستی که دخترعمهام را اذیت میکنی؟’
ژوزه با حیرت پاسخ داد:
‘چی؟ من او را اذیت میکنم؟ برعکس، این اوست که مدام مرا تماس میگیرد! اگر نامهام را بخوانی، میبینی که فقط میخواستم پاسخی برای تماسهای عجیبش پیدا کنم!’
اما قبل از این که بتواند بیشتر توضیح دهد، مردی که پشت سرش بود، گردنش را گرفت و او را به زمین انداخت. سپس آن مرد و مردی که ادعا میکرد پسرعموی ساندرا است، شروع به لگد زدن به او کردند. مرد سوم نیز جیبهای ژوزه را گشت.
سه نفر علیه یک نفر که روی زمین افتاده بود!
خوشبختانه، یوهان وارد درگیری شد و به ژوزه فرصت داد تا از زمین بلند شود. اما مرد سوم شروع به برداشتن سنگ کرد و آنها را به سمت ژوزه و یوهان پرتاب کرد!
در همان لحظه، یک پلیس راهنمایی و رانندگی وارد شد و درگیری را متوقف کرد. او به ساندرا گفت:
‘اگر او تو را اذیت میکند، پس به طور رسمی شکایت کن.’
ساندرا با اضطراب از آنجا فرار کرد، چون میدانست که دروغش آشکار خواهد شد.
ژوزه، که از این خیانت شوکه شده بود، میخواست ساندرا را به خاطر آزارهایش گزارش دهد، اما چون هیچ مدرکی نداشت، این کار را نکرد. اما چیزی که او را بیش از همه حیرتزده کرد، حمله نبود، بلکه سؤالی بود که در ذهنش تکرار میشد:
‘ساندرا چطور میدانست که من اینجا خواهم بود؟’
چون او فقط شنبهها صبح به آن مؤسسه میرفت و حضور او در آن شب کاملاً تصادفی بود!
هرچه بیشتر به این راز فکر میکرد، احساس ترس بیشتری میکرد.
‘ساندرا یک دختر عادی نیست… شاید او یک جادوگر است و قدرتهایی فراطبیعی دارد!’

این وقایع اثر عمیقی بر خوزه گذاشت که به دنبال عدالت و افشای کسانی است که او را دستکاری کردند. علاوه بر این، او به دنبال از بین بردن توصیه های موجود در کتاب مقدس است، مانند: برای کسانی که به شما توهین می کنند دعا کنید، زیرا با پیروی از آن توصیه، در دام ساندرا افتاد.

شهادت خوزه

من، خوسه کارلوس گالیندو هینوستروزا، نویسندهٔ وبلاگهای زیر هستم: https://gabriels.work

و وبلاگهای دیگر.

من در پرو متولد شدم. این عکس متعلق به من است و در سال ۱۹۹۷ گرفته شده است. در آن زمان ۲۲ ساله بودم و درگیر توطئههای ساندرا الیزابت، همکلاسی سابقم در مؤسسه IDAT، بودم. در آن دوران، از رفتارهایش سردرگم بودم (او به روشی بسیار پیچیده و طولانی مرا آزار داد که توضیح آن در این تصویر ممکن نیست، اما در بخش پایینی این وبلاگ: و در این ویدیو:

آن را روایت کردهام). احتمال اینکه مونیکا نیوس، نامزد سابقم، به او جادو کرده باشد را رد نکردم.

هنگامی که به دنبال پاسخ در کتاب مقدس بودم، در متی ۵ خواندم:
‘برای کسانی که به شما توهین میکنند دعا کنید.’
در آن روزها، ساندرا به من توهین میکرد و همزمان میگفت که نمیداند چه اتفاقی برایش افتاده است، اینکه میخواهد همچنان دوست من باشد و باید مدام به او زنگ بزنم و دنبالش بروم. این روند پنج ماه طول کشید. به طور خلاصه، ساندرا وانمود میکرد که چیزی او را تسخیر کرده تا مرا در سردرگمی نگه دارد.
دروغهای کتاب مقدس باعث شد فکر کنم که افراد خوب ممکن است به دلیل یک روح شیطانی رفتار بدی داشته باشند. به همین دلیل، توصیه به دعا کردن برای او چندان غیرمنطقی به نظر نمیرسید، زیرا ساندرا ابتدا وانمود میکرد که دوست است، و من فریبش را خوردم.

دزدان اغلب از استراتژی تظاهر به نیت خوب استفاده میکنند:

برای دزدی از مغازهها، وانمود میکنند که مشتری هستند.
برای گرفتن عشر، تظاهر میکنند که کلام خدا را موعظه میکنند، اما در واقع، آموزههای روم را تبلیغ میکنند.
ساندرا الیزابت تظاهر کرد که دوست است، سپس تظاهر کرد که دوستی گرفتار مشکلات است و به کمک من نیاز دارد، اما همه اینها فقط برای بدنام کردن من و کمین گذاشتن با سه مجرم بود. احتمالاً این کار را از سر کینه انجام داد، زیرا یک سال قبل پیشنهادهایش را رد کرده بودم، چون عاشق مونیکا نیوس بودم و به او وفادار ماندم. اما مونیکا به وفاداری من اعتماد نداشت و تهدید کرد که ساندرا الیزابت را خواهد کشت. به همین دلیل، رابطهام را با مونیکا به آرامی و در طی هشت ماه به پایان رساندم تا او فکر نکند که دلیلش ساندرا بوده است.
اما ساندرا الیزابت چگونه جواب داد؟ با دروغ. او به دروغ مرا متهم به آزار جنسی کرد و با همین بهانه، سه مجرم را دستور داد که مرا بزنند، آن هم در برابر چشمان خودش.
تمام این ماجرا را در وبلاگم و در ویدیوهایم در یوتیوب شرح دادهام:

نمیخواهم دیگر انسانهای درستکار مثل من چنین تجربیات تلخی داشته باشند. به همین دلیل، این را نوشتم.
میدانم که این حقیقت ناعادلانی مانند ساندرا را ناراحت خواهد کرد، اما حقیقت مانند انجیل واقعی است و تنها به نفع افراد درستکار است.

شر خانواده خوزه بیشتر از ساندرا است:
شرارت خانواده خوزه از شرارت ساندرا نیز فراتر میرود
خوزه با خیانتی ویرانگر از سوی خانواده خود مواجه شد. آنها نه تنها از کمک به او برای متوقف کردن آزار و اذیتهای ساندرا خودداری کردند، بلکه او را به دروغ به بیماری روانی متهم کردند. اعضای خانوادهاش از این اتهامات به عنوان بهانهای برای ربودن و شکنجهی او استفاده کردند و دو بار او را به مراکز بیماران روانی و بار سوم به یک بیمارستان فرستادند.
همه چیز از زمانی شروع شد که خوزه خروج ۲۰:۵ را خواند و تصمیم گرفت کاتولیک نباشد. از آن لحظه به بعد، او از آموزههای کلیسا خشمگین شد و به تنهایی علیه دکترینهای آن اعتراض کرد. همچنین به خانوادهاش توصیه کرد که دعا کردن به تصاویر را متوقف کنند. او به آنها گفت که برای یک دوستش (ساندرا) دعا میکند که به نظر میرسید جادو شده یا تسخیر شده باشد. خوزه به دلیل آزار و اذیتهای ساندرا تحت استرس شدیدی بود، اما خانوادهاش تحمل نکردند که او از آزادی دینی خود استفاده کند. در نتیجه، آنها زندگی حرفهای، سلامت و اعتبار او را نابود کردند و او را در مراکز بیماران روانی بستری کردند، جایی که به او داروهای آرامبخش تزریق شد.
آنها نه تنها او را برخلاف میلش بستری کردند، بلکه پس از آزادی، او را مجبور کردند که با تهدید به بستری شدن مجدد، همچنان داروهای روانپزشکی مصرف کند. خوزه برای رهایی از این وضعیت تلاش کرد و در دو سال آخر این بیعدالتی، پس از نابودی حرفهی برنامهنویسیاش، مجبور شد بدون دریافت حقوق در رستوران عمویی که به او خیانت کرده بود کار کند. در ۲۰۰۷، خوزه کشف کرد که این عمو بدون اطلاع او داروهای روانپزشکی را در غذای ناهارش میریزد. او به لطف یکی از کارکنان آشپزخانه به نام لیدیا توانست حقیقت را کشف کند.
بین ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷، خوزه تقریباً ده سال از جوانی خود را به دلیل خیانت خانوادهاش از دست داد. با نگاهی به گذشته، او متوجه شد که اشتباه او این بود که برای رد کاتولیک بودن، از کتاب مقدس دفاع کرد، زیرا خانوادهاش هرگز به او اجازه ندادند که آن را بخواند. آنها این بیعدالتی را در حق او انجام دادند، زیرا میدانستند که او منابع مالی برای دفاع از خود ندارد.
وقتی او سرانجام از مصرف اجباری داروها آزاد شد، فکر کرد که اعضای خانوادهاش شروع به احترام گذاشتن به او کردهاند. حتی داییها و پسرعموهای مادریاش به او پیشنهاد کار دادند، اما سالها بعد، دوباره به او خیانت کردند و او را مجبور به استعفا کردند. این موضوع باعث شد که خوزه بفهمد که نباید هرگز آنها را میبخشید، زیرا نیتهای بدشان آشکار شد.
از آن لحظه، او تصمیم گرفت که دوباره کتاب مقدس را مطالعه کند و در ۲۰۰۷ شروع به کشف تناقضات آن کرد. کمکم متوجه شد که چرا خدا اجازه داده بود که خانوادهاش در جوانی او را از دفاع از کتاب مقدس منع کنند. او تناقضات کتاب مقدس را کشف کرد و شروع به افشای آنها در وبلاگهایش کرد، جایی که همچنین داستان ایمان و رنجهایی که از سوی ساندرا و به ویژه خانواده خودش متحمل شده بود را بازگو کرد.
به همین دلیل، در دسامبر ۲۰۱۸، مادرش با کمک پلیسهای فاسد و یک روانپزشک که یک گواهی جعلی صادر کرد، دوباره تلاش کرد او را برباید. آنها او را ‘یک اسکیزوفرنیک خطرناک’ توصیف کردند تا دوباره او را زندانی کنند، اما این نقشه شکست خورد زیرا او در خانه نبود. شاهدانی برای این حادثه وجود داشتند و خوزه، صداهایی را به عنوان مدرک در شکایت خود به مقامات پرو ارائه داد، اما شکایت او رد شد.
خانوادهاش کاملاً میدانستند که او دیوانه نیست: او یک شغل ثابت، یک فرزند و مادر فرزندش را برای مراقبت کردن داشت. با این حال، با وجود دانستن حقیقت، آنها تلاش کردند که او را با همان اتهامات قدیمی بربایند. مادرش و سایر بستگان متعصب کاتولیک او این اقدام را رهبری کردند. هرچند که وزارتخانه شکایت او را نادیده گرفت، خوزه در وبلاگهایش تمام این مدارک را منتشر کرد و نشان داد که شرارت خانوادهاش از شرارت ساندرا نیز فراتر میرود.

در اینجا شواهدی از آدمرباییها با استفاده از تهمت خیانتکاران آورده شده است:
‘این مرد یک اسکیزوفرنیک است که به شدت نیاز به درمان روانپزشکی و مصرف دارو برای تمام عمر دارد.’

«
تعداد روزهای تصفیه: روز # 194 https://gabriels.work/wp-content/uploads/2026/08/idi02-the-intelligence-of-justice.pdf

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2026/06/math21.pdf

If F-11=03 then F=14
«کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.

استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که «»تمام جهان در قدرت شریر است»»، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند.

دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت.
با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم.

هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند.

تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).

مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: «»سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: «»از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.»» جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.

کتاب خنوخ 95:6: «»وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.»» کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: «»عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.»» امثال 16: 4: «»خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.»»

کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن).

اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: «»جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.»» مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»

کلام شیطان: ‘روم دیگر مرا نمی‌پرستد و با من راه نمی‌رود؛ اکنون از کسی پیروی می‌کند که مرا انکار کرد. اما چه شگفت‌انگیز: چهره‌اش مانند من است و با این حال فرمان می‌دهد که مرا دوست بدارند، با اینکه من دشمنم.’

کلام شیطان: «هفتاد بار هفت بار ببخش… که شر هرگز از سوء استفاده از تو خسته نشود.»

کلام زئوس/شیطان: «فکر می‌کنی کشیشان من ازدواج‌ها را برای پیوند دادن روح‌ها برکت می‌دهند؟ نه. آنها این کار را برای بافتن شبکه‌ای که در آن کودکانی که نمی‌خواهند به دنیا بیایند بیفتند، انجام می‌دهند.»

پرستش مجسمه‌ها استدلال را کُند می‌کند و کسانی را که با آن‌ها ستم می‌کنند، ثروتمند می‌سازد.

کلام شیطان: «خوشا به حال کسانی که نمی‌اندیشند، زیرا اندیشه دروازه جهنم است.»

کلام زئوس: «مخلص‌ترین شاگرد من، مسلح با ارادت و یونیفورم نظامی، کسانی را که علیه تصویر من شوریده بودند سرکوب کرد و با بوسیدن پاهایم خود را فروتن می‌کند.»

آنها از کودکی به تو پرستش یاد می دهند: تصاویر، توپ ها، سرودها، اسلحه … تا وقتی که در جنگ بدون اعتراض مفید باشی.

محبت خدا نه کور است و نه همدست. او کسی را که از عدالت نفرت دارد در آغوش نمی‌گیرد. او عادل را دوست دارد، اما شرور را رد می‌کند. و حتی اگر دنیا شرور را برکت دهد، خدا او را قطع خواهد کرد.

کلام شیطان (زئوس): «من به کشیشانم افتخار می‌کنم: وقتی ازدواج‌ها را برکت می‌دهند، عشق را برکت نمی‌دهند؛ فرصت لمس گوشت ممنوعه را برکت می‌دهند، همان که قسم خورده بودند تولید نکنند.»

پیامبر دروغین برای از دست ندادن پیروان امتیاز می‌دهد؛ پیامبر حقیقی حتی یک حرف از عدالت عقب‌نشینی نمی‌کند.

Ce înseamnă acest vis recurent? Același vis după 10 ani. ChatGPT, Gemini, Copilot și Perplexity analizează visul. https://ntiend.me/2026/08/26/ce-inseamna-acest-vis-recurent-acelasi-vis-dupa-10-ani-chatgpt-gemini-copilot-si-perplexity-analizeaza-visul/
میں ہینوتھیئسٹ ہوں — میں کئی خداؤں کے وجود پر یقین رکھتا ہوں، لیکن صرف برتر خدا کی عبادت کرتا ہوں۔ برتر خدا تک میری درخواست پہنچانے کے لیے کسی چیز یا درمیانی ہستی کی ضرورت نہیں۔ https://penademuerteya.com/2026/08/12/idi22he/
آنها در مقابل چشمانت فریبت می‌دهند، اما متوجه نمی‌شوی چون از این جزئیات بی‌خبری. لباس مبدل می‌تواند چشم‌ها را فریب دهد، اما بر سر سفره نه. گرگ خود را به شکل بره درمی‌آورد، اما نمی‌تواند گرسنگی‌اش برای گوشت را پنهان کند. گوشت آنچه را که لباس پنهان کرده آشکار می‌کند. در سرزمین تنبلی ذهنی، عوام‌فریب پادشاه است.»


«در مقابل چشمان ما بود اما پنهان مانده بود. گرگ‌ها میان گوسفندان نادان شکوفا می‌شوند، اما وقتی دیگر کسی برای فریب باقی نماند، نابود می‌شوند. وقتی دروغ دیگر صالحان را فریب ندهد، دروغ‌گویان یکدیگر را نابود می‌کنند. به جبهه برو و پاهایت را از دست بده تا دیگران بتوانند آرام به کاخ‌هایی که با خون تو ساخته شده‌اند، بروند.

میان جزم‌اندیشی و فریبکاری یک زن بی‌رحم. //329

پیام پنهان عیسی در مَثَل مباشر ناعادل؟ //161

در لبه‌ی مرگ، در مسیری تاریک قدم می‌زد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوه‌ها منعکس می‌شدند تفسیر می‌کرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. //618

رابطه میان این عبارت که توسط رم به رسمیت شناخته شده و تصویر خورشید را ببینید: من «نور جهان» هستم. «من خورشید هستم». //980

تصویری که اخبار مربوط به سوءاستفاده‌های جنسی انجام‌شده توسط رهبران مذهبی پدوفیل را نشان می‌دهد و اینکه چگونه باور به این‌که آموزه محبت به دشمن از خدا آمده و نه از هلنیسم، باعث می‌شود مجرمان مجازات عادلانه‌ای یعنی اعدام را دریافت نکنند. آیا هرگز به این فکر نکرده‌ای که امپراتوری روم هرگز واقعاً تعالیم عیسی را نپذیرفت، بلکه در عوض پیامی را که زمانی با چنان خشونتی آزار می‌داد، تحریف کرد؟ آموزه کلئوبولوسِ لیندوسی: ‘به دوستانت و دشمنانت نیکی کن.’ آموزه عیسی؟ متی 5:44: ‘…به کسانی که از شما نفرت دارند نیکی کنید و برای کسانی که به شما اهانت می‌کنند و شما را آزار می‌دهند دعا کنید…’ ماهیت خدا طبق گفته ناحوم نبی: ناحوم 1:2: ‘خداوند، خدایی غیور و انتقام‌گیرنده است؛ خداوند سرشار از انتقام و خشم است. او از دشمنان خود انتقام می‌گیرد و غضب خود را برای دشمنانش نگاه می‌دارد.’ آیا عیسی واقعاً خدا را به‌عنوان الگویی برای کنار گذاشتن اصل «چشم در برابر چشم» معرفی کرد؟ متی 5:45: ‘…تا فرزندان پدر خود در آسمان‌ها باشید، که خورشید خود را بر بدان و نیکان طلوع می‌دهد و باران را بر عادلان و ظالمان می‌باراند.’ طبق پیدایش 19:23–24: ‘خورشید بر سدوم، بر شریران، طلوع کرده بود (پیدایش 13:13)؛ اندکی بعد، خدا بر شریران آتش و گوگرد بارانید…’ نپرس که آیا عیسی درباره خدایی متفاوت سخن می‌گفت؛ بپرس چرا روم چنین کرد. AVA Law Group h t t p s : / / a v a l a w . c o m › Sexual Abuse : سوءاستفاده جنسی در میان شاهدان یهوه بازماندگان سوءاستفاده جنسی و مدافعان حقوق قربانیان ادعا می‌کنند که انجمن برج دیده‌بانی نزدیک به ۱۰٬۰۰۰ نام از سوءاستفاده‌گران جنسی احتمالی در کلیسا را جمع‌آوری کرده و از … خودداری می‌کند h t t p s : / / a v a l a w . c o m / s e x u a l – a b u s e / j e h o v a h s – w i t n e s s – s e x – a b u s e / The Guardian h t t p s : / / w w w . t h e g u a r d i a n . c o m › u s – n e w s › a u g › m o r e – t . . . : بیش از ۳۰۰ کشیش پنسیلوانیا مرتکب سوءاستفاده شدند … ۱۴ اوت ۲۰۱۸ — بیش از ۳۰۰ «کشیش شکارچی» به ارتکاب سوءاستفاده جنسی در پنسیلوانیا محکوم شدند که به بیش از ۱٬۰۰۰ کودک آسیب رساندند، طبق گزارش … h t t p s : / / w w w . t h e g u a r d i a n . c o m / u s – n e w s / 2 0 1 8 / a u g / 1 4 / m o r e – t h a n – 3 0 0 – p e n n s y l v a n i a – p r i e s t s – c o m m i t t e d – s e x – a b u s e – o v e r – d e c a d e s //303

این مقاله را با نقل این متن از ویکی‌پدیا و قرار دادن تصویر این ابزار شیطانی شکنجه آغاز خواهم کرد و سپس توضیح خواهم داد که خائنان به ایمان عمومی و دشمنان عیسی، همان شکنجه‌گران، همان شیاطین شرور هستند: «گهواره یهودا وسیله‌ای برای شکنجه است که عمدتاً برای گرفتن اعتراف مورد استفاده قرار می‌گرفت. این وسیله از یک هرم نوک‌تیز تشکیل شده است که قربانی را بر روی آن قرار می‌دادند و سپس یک یا چند بار او را روی آن پایین می‌آوردند، به‌گونه‌ای که نوک آن، بسته به روند اعتراف، با فشار کم یا زیاد به ناحیه تناسلی یا مقعد برخورد می‌کرد. محکوم را به گونه‌ای قرار می‌دادند که اگر به خواب می‌رفت و بدن خود را شل می‌کرد، روی نوک دردناک ابزار می‌افتاد». منبع: ویکی‌پدیا: h t t p s : / / e s . w i k i p e d i a . o r g / w i k i / C u n a _ d e _ J u d a s یهودای اسخریوطی، آن خائن، وجود نداشت؛ این یک دروغ رومی است، مانند بسیاری از دروغ‌های رومی دیگر در کتاب مقدس. مزمور ۴۱:۴-۱۳ به ما می‌گوید که مرد خیانت‌دیده واقعاً گناه کرده بود، اما یهوه او را برمی‌خیزاند تا از دشمنانش انتقام بگیرد. اما اول پطرس ۲:۲۲-۲۳ به ما می‌گوید که مرد خیانت‌دیده هرگز گناه نکرد و هرگز از دشمنانش انتقام نگرفت. این را بخوانید: آنها تلاش کرده‌اند یک پیشگویی مربوط به زمان آخر را به زندگی عیسی مرتبط کنند؛ پیشگویی‌ای که در او تحقق نیافت، هنگامی که برای مردن بر روی صلیب آمد: یوحنا ۱۳:۱۸ درباره همه شما سخن نمی‌گویم؛ می‌دانم چه کسانی را برگزیده‌ام. اما لازم است کلام مقدس تحقق یابد: «آن که با من نان می‌خورد، پاشنه خود را بر ضد من بلند کرده است». به این اظهارنظر متناقض دیگر نگاه کنید: یوحنا ۶:۶۴ اما در میان شما کسانی هستند که ایمان ندارند. زیرا عیسی از ابتدا می‌دانست چه کسانی ایمان ندارند و چه کسی به او خیانت خواهد کرد… اول پطرس ۲:۲۲ مسیح هرگز گناه نکرد… در برابر. مزمور ۴۱:۴ گفتم: ای یهوه، بر من رحم کن؛ مرا شفا بده، زیرا به تو گناه کرده‌ام. مزمور ۴۱:۷ همه کسانی که از من نفرت دارند با هم بر ضد من نجوا می‌کنند؛ درباره من بد می‌اندیشند و درباره من می‌گویند: ۸ بیماری کشنده‌ای بر او چیره شده است؛ و آن که بر بستر افتاده است، دیگر هرگز برنخواهد خاست. مزمور ۴۱:۹ حتی مرد صلح من، که به او اعتماد داشتم، کسی که نان مرا می‌خورد، پاشنه خود را بر ضد من بلند کرده است. ۱۰ اما تو، ای یهوه، بر من رحم کن، مرا برپا دار و من از آنان انتقام خواهم گرفت. ۱۱ از این خواهم دانست که از من خشنودی: اینکه دشمنم بر من پیروز نشود. ۱۲ تو مرا در درستکاری‌ام حفظ کردی و مرا برای همیشه در حضور خود قرار دادی. ۱۳ یهوه، خدای اسرائیل، از ازل تا ابد مبارک باد. آمین و آمین. این نوشته علیه حاکمان بت‌پرست است که برای حفظ پرستش بت‌های خود، میلیون‌ها نفر را در میان اقوام مختلف به قتل رسانده‌اند: حبقوق ۲:۸ چون تو ملت‌های بسیاری را غارت کردی، همه ملت‌های دیگر نیز تو را غارت خواهند کرد، به سبب خون انسان‌ها و غارت زمین، شهرها و همه کسانی که در آنها ساکن‌اند. ۱۸ چه سودی دارد تمثالی که سازنده‌اش آن را تراشیده است، یا مجسمه‌ای ریخته‌شده که دروغ می‌آموزد، تا سازنده آن، با ساختن تصاویر خاموش، به کار دست خود اعتماد کند؟ //816

«