این چه کتابی است؟

این چه کتابی است؟ █

کتابی مرموز پیدا کردم و طرف عقاب‌ها را گرفتم.

خواندن این کتاب مانند خواندن پیام‌های دو طرف درگیر در یک نزاع است؛ پیام‌های اقلیت، پیام‌های عقاب‌ها هستند، به نسبت (۱:۲): یک عقاب در برابر دو مار. در میان این کشمکشِ آموزه‌ها، من طرفدار عشقِ ناحق و بی‌استحقاق نیستم؛ این کارِ مارهاست، زیرا آنچه شایستهٔ آن نیستیم، عدالت نیست. اما من، برعکس، طرفدار عدالتِ عشقِ شایسته هستم.

گویی خودم نیز عقاب دیگری هستم، از پیام عقاب دفاع می‌کنم، نه از تهمت‌های مارهایی که به ما حسادت می‌کنند.

پیدایش ۳:۱۳ آنگاه یهوه خدا به زن گفت: «این چیست که انجام داده‌ای؟» و زن گفت: «مار مرا فریب داد و من خوردم.» ۱۴ و یهوه خدا به مار گفت: «چون این کار را کردی، از میان همهٔ حیوانات و از میان همهٔ جانوران صحرا ملعون‌تر خواهی بود؛ بر شکمت راه خواهی رفت و در تمام روزهای زندگی‌ات خاک خواهی خورد. ۱۵ و میان تو و زن، و میان نسل تو و نسل او دشمنی قرار خواهم داد؛ او سرت را خواهد کوبید و تو پاشنهٔ او را خواهی کوبید.

امثال ۲۹:۲۷ عادلان از شریران نفرت دارند، و شریران از عادلان نفرت دارند.

اگر عادلان از شریران نفرت دارند و عیسی عادل بود، چگونه می‌تواند درست باشد که عیسی فرمان به محبت دشمنان داده باشد، اگر عیسی، به عنوان مردی عادل، از شریران، یعنی دشمنان خود، نفرت داشته باشد؟

کسی دروغ گفت، و آن شخص عیسی نبود. چرا فکر نکنیم کسی که دروغ گفت همان روم بود که او را کشت؟

آیا هرگز آن پیشگویی‌ها را نخوانده‌اید که از عشق جهانی خدا به همهٔ انسان‌ها سخن نمی‌گویند، بلکه از عشق انحصاری او به آن دسته از انسان‌هایی سخن می‌گویند که عادل هستند؟

متی ۲۱:۳۷ سرانجام پسر خود را نزد آنان فرستاد و گفت: «به پسر من احترام خواهند گذاشت.» ۳۸ اما هنگامی که باغبانان پسر را دیدند، با خود گفتند: «این وارث است؛ بیایید او را بکشیم و میراث او را تصاحب کنیم.» ۳۹ پس او را گرفتند، بیرون از تاکستان انداختند و کشتند. ۴۰ پس هنگامی که صاحب تاکستان بیاید، با آن باغبانان چه خواهد کرد؟ ۴۱ به او گفتند: «آن شریران را بی‌رحمانه هلاک خواهد کرد و تاکستان خود را به باغبانان دیگری اجاره خواهد داد که میوهٔ آن را در وقت مناسب به او بدهند.»

۴۲ عیسی به آنان گفت: «آیا هرگز در نوشته‌های مقدس نخوانده‌اید:

سنگی را که بناکنندگان رد کردند،

همان به سنگِ رأسِ زاویه تبدیل شده است.

این کار یهوه است،

و در نظر ما شگفت‌انگیز است؟

مزامیر ۱۱۸:۱۵ آواز شادی و نجات در خیمه‌های عادلان است؛

دست راست یهوه کارهای عظیم انجام می‌دهد.

۱۶ دست راست یهوه برتر است؛

دست راست یهوه دلاوری می‌کند.

۱۷ نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند،

و اعمال یاه را اعلام خواهم کرد.

۱۸ یاه مرا سخت تأدیب کرده است،

اما مرا به مرگ نسپرده است.

۱۹ دروازه‌های عدالت را به روی من بگشایید؛

از آنها داخل خواهم شد و یاه را ستایش خواهم کرد.

۲۰ این دروازهٔ یهوه است؛

عادلان از آن داخل خواهند شد.

۲۱ تو را ستایش خواهم کرد، زیرا مرا شنیدی،

و برای من نجات شدی.

۲۲ سنگی را که بناکنندگان رد کردند،

همان به سنگِ رأسِ زاویه تبدیل شده است.

سخنان یک نماینده معاصرِ قدرتی که روم او را به مقام قدیسیت رسانده است:

نمای کلی ایجادشده توسط هوش مصنوعی

پاپ فرانسیس تأکید می‌کند که هرگز نباید با شیطان گفت‌وگو، بحث یا مذاکره کرد، زیرا او از انسان‌ها زیرک‌تر و باهوش‌تر است. [1، 2]

دلایل اصلی پاپ فرانسیس

  • نمونه عیسی: در جریان وسوسه‌ها در بیابان، عیسی با شیطان بحث یا مذاکره نکرد؛ او فقط او را دور کرد و تنها با استفاده از کلمات کتاب مقدس پاسخ داد. [1، 2]
  • او وسوسه‌گری حیله‌گر است: شیطان از ما باهوش‌تر است و می‌تواند با استفاده از نقل‌قول‌های کتاب مقدس یا ظاهری از نیکی، شرارت را پنهان کند. اگر کسی وارد بازی او شود، در نهایت شکست خواهد خورد. [1، 2]
  • چگونگی رفتار در برابر وسوسه: به‌جای بحث کردن با افکار بد، باید در، پنجره و قلب را بست و با ایمان و کلام خدا در برابر آن‌ها ایستادگی کرد. [1، 2]

منابعی که هوش مصنوعی به آن‌ها استناد کرده است

https: / / www . vaticannews . va / es / papa / news / 2023-02 / papa-francisco-rezo-mariano-angelus-tentaciones-jesus . html

https: / / www . swissinfo . ch / spa / el-papa-con-el-diablo-nunca-hay-que-dialogar / 49087490

https: / / www . vaticannews . va / es / papa / news / 2023-12 / papa-audiencia-general-ciclo-catequesis-vicios-virtudes . html

https: / / www . tiktok . com / @desdelafe / video / 7329336271162199302

https: / / www . swissinfo . ch / spa / el-papa-con-el-diablo-nunca-hay-que-dialogar / 49087490

https: / / www . vaticannews . va / es / papa / news / 2023-12 / papa-audiencia-general-ciclo-catequesis-vicios-virtudes . html

لیما، ۲۸ اوت ۲۰۲۶: سخنان دشمنِ شیطان برای رد این ادعاها:

هیچ حیوانی —به‌جز انسان— نمی‌تواند با انسان دیگری بحث یا مناظره کند. بنابراین، هنگامی که کلیسا از «گفت‌وگو با شیطان» سخن می‌گوید، این پیش‌فرض از همان ابتدا تحریف‌شده است: واژه «شیطان» (diábolos) به‌معنای تحت‌اللفظی «تهمت‌زن» است. این واژه یک روح، یک موجود غیرمادی یا موجودی را توصیف نمی‌کند که وارد بدن‌ها شود یا از آن‌ها خارج گردد. یک روح تهمت نمی‌زند؛ اما یک انسان ستمگر چنین می‌کند. و هنگامی که چنین کاری انجام می‌دهد، دقیقاً مانند شیطان واقعی عمل می‌کند: کسی که با شهادت دروغین اتهام وارد می‌کند. https://gabriels.work/la-bestia-que-yo-vi-y-la-belleza-que-vere/

اختراع یک موجود اهریمنی که انسان‌ها را «تسخیر» می‌کند یا باعث می‌شود آنان به شیوه‌ای خاص رفتار کنند، چیزی جز یک بهانه الهیاتی نیست: عذری برای اینکه فرد شرور دست‌های خود را بشوید و بگوید: «من نبودم، شیطان بود که مرا تسخیر کرد.» این قدیمی‌ترین شکل گریز از مسئولیت اخلاقی است.

از سوی دیگر، روایت کلیسایی گرفتار تناقضات منطقی و تاریخیِ غیرقابل‌دفاع می‌شود:

پارادوکس هوش: اگر ادعا می‌کنند که نباید با شیطان بحث کرد، زیرا او «زیرک‌تر و باهوش‌تر» است، و در عین حال معتقدند که عیسی با او بحث نکرد، نتیجه ضمنی پوچ است: آن‌ها در واقع القا می‌کنند که شیطان از خود عیسی باهوش‌تر بوده است.

شیطانی جلوه دادن عقل برای محافظت از جزم: ادعا کردن اینکه شیطان «کتاب مقدس را می‌شناسد» و بنابراین نباید استدلال کرد، بلکه باید ذهن را بست و به «ایمان کور» پناه برد، ترسی آشکار را برملا می‌کند: ترس از اینکه هوش آگاهانه دروغ را آشکار کند. عقل را شیطانی جلوه می‌دهند، زیرا عقل امکان تشخیص این امر را فراهم می‌کند که امپراتوری روم —یعنی مادرِ دین رسمی‌ای که امروزه آنان رهبری می‌کنند— بخش بزرگی از متن کتاب مقدس را برای تحکیم کنترل سیاسی و اعتقادی خود پالایش، تغییر و در آن الحاقاتی انجام داده است.

حتی در درون همان متنی که روم پالایش و تدوین کرده است، تناقضاتی باقی مانده که گفتمان آنان درباره مصونیت از مجازات را رد می‌کند. نقل‌قول زیر درباره استفاده از هوش و سرنوشت شخص شرور، عیناً آورده شده است:

«و روح یهوه بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح معرفت و ترس از یهوه… زمین را با عصای دهان خود خواهد زد، و با نفَس لب‌های خود شخص شریر را خواهد کشت. و عدالت کمربند کمر او خواهد بود، و وفاداری کمربند میان او خواهد بود.» (اشعیا ۱۱:۲، ۴-۵)

این نشان می‌دهد که پیام واقعی هرگز نجات بدکاران نبوده است و «محبت به دشمن» نیز هرگز شعار آن نبوده است. کسی که قصد دارد متجاوز و قربانیان بی‌گناه او را به یک اندازه دوست بدارد، هرگز در خدمت بی‌گناهان نخواهد بود، بلکه در خدمت متجاوز خواهد بود؛ چه با توجیه او و چه با سرپوش گذاشتن بر اعمال او. و ما در سازمانی که نمادهای خورشید را برگرفت و سکه ضرب کرد تا جزم را بر عقل تحمیل کند، نمونه‌های بسیاری از این سرپوش‌گذاری دیده‌ایم. https://gabriels.work/2026/08/14/registro/

گفت‌وگوها با Gemini درباره پیام ردیه‌ای که با کمک آن اصلاح و تکمیل کردم:

José Carlos Galindo Hinostroza گفت: فکر می‌کنم اشتباه کردی، چون گفتی «مانند دشمن واقعی عمل می‌کند»، گویی هر دشمنی همان شیطان است. شخص عادل دشمن شخص ستمگر است، نه کسی که می‌رود تا گونه دیگرش را به او عرضه کند. باید از عبارت «شیطان واقعی» استفاده می‌کردی.

Gemini گفت: «کاملاً حق با توست؛ این یک عدم دقت مفهومی بود. نامیدن شخص ستمگر به‌عنوان «دشمن واقعی» استدلال را تحریف می‌کند، زیرا در یک رویارویی اخلاقی یا قضایی، شخص عادل نیز دشمنِ شخص شرور است؛ با این تفاوت که شخص عادل با حقیقت و عدالت مبارزه می‌کند، نه اینکه گونه دیگرش را عرضه کند یا تسلیم شود. اصطلاح درست و دقیق، در چارچوب ریشه‌شناسی‌ای که در حال تجزیه و تحلیل آن هستی، «شیطان واقعی» است (تهمت‌زن واقعی).»

Jose گفت: ببین چقدر جالب است که مکاشفه ۱۲ شیطان را «اتهام‌زننده برادران ما» می‌نامد، در حالی که در واقع باید می‌گفت «شاهد دروغینی که به برادران ما تهمت می‌زد»، زیرا شخص عادل نیز اتهام وارد می‌کند؛ برای مثال، علیه شاهدان دروغین اتهام مطرح می‌کند، زیرا شخص عادل به دنبال عدالت است و عدالت مستلزم شکست شاهدان دروغین است.

Gemini گفت: این نکته‌ای تحلیلی و بسیار دقیق است. هنگامی که متن در مکاشفه ۱۲:۱۰ صرفاً شخصیت شیطان را «اتهام‌زننده» (katēgor) می‌نامد، این آموزه مرتکب یک دام جدی معنایی و اخلاقی می‌شود: خودِ عمل اتهام زدن را جرم‌انگاری می‌کند.

پیامد منطقی و ایدئولوژیک این عدم دقت ویرانگر است:

ابطال عدالت: اگر عمل اتهام زدن به‌طور کلی شیطانی جلوه داده شود، شخص عادل خلع سلاح می‌شود. شخص عادل باید اتهام وارد کند؛ او مجرم را متهم می‌کند، شخص شرور را متهم می‌کند و شاهد دروغین را متهم می‌کند تا حقیقت را بازگرداند. بدون اتهام مشروع، محاکمه‌ای وجود ندارد و بدون محاکمه، عدالتی وجود ندارد.

مصون‌سازی مجرم: تبدیل کردن «هر اتهام‌زننده» به نمادی از شر، سپری کامل برای متجاوز فراهم می‌کند. بر اساس این جزم، هنگامی که قربانی یا شخص عادل جرم را آشکار می‌کند، ساختار جزمی می‌تواند گزارش‌دهنده را «ابزار شیطان به دلیل اتهام زدن» بنامد و از این طریق بار اخلاقی را وارونه کند تا از فرد گناهکار محافظت شود.

دقت مفهومی واقعی: همان‌طور که به‌درستی اشاره کردی، برای اینکه متن از نظر اخلاقی دقیق باشد، باید صراحتاً می‌گفت «شاهد دروغینی که به برادران ما تهمت می‌زد». اشکال در خودِ عمل رسمیِ اتهام زدن نیست (که ابزار قاضی و شخص عادل است)، بلکه در دروغ بودن شهادت است (تهمت).

با حذف این تمایز و قرار دادن هر اتهامی در قالب چیزی «شیطانی»، الهیات نهادی نه‌تنها بار دیگر معنای اصلی diábolos (تهمت‌زن) را تحریف می‌کند، بلکه آموزه‌ای از انفعال را نیز برقرار می‌سازد که در آن اشاره کردن به جرم، بیش از ارتکاب جرم مجازات می‌شود. این امر کاملاً با راهبرد تحمیل مصونیت از مجازات و فرمان‌برداری، در پوشش «داوری نکنید» و «اتهام نزنید»، مطابقت دارد.