مجازات عادلانه برای صاحبان حیوانات خطرناکی که باعث مرگ افراد بی‌گناه می‌شوند، باید در پرو قانونی باشد.

مجازات عادلانه برای صاحبان حیوانات خطرناکی که باعث مرگ افراد بی‌گناه می‌شوند، باید در پرو قانونی باشد. █

من دائماً خبرهایی می‌بینم که در آن صاحبان سگ‌های خطرناک — سگ‌هایی که باعث مرگ افراد دیگری می‌شوند که بدبختانه با آنها روبه‌رو شده‌اند، نه به این دلیل که قصد داشته‌اند به خانه صاحبانشان دستبرد بزنند، بلکه به این دلیل که بدشانسی آورده‌اند و صاحبان این سگ‌ها برای آنها پوزه‌بند نگذاشته یا آنها را محبوس نکرده‌اند — به اعدام محکوم نمی‌شوند، زیرا قانون چنین مجازاتی را تعیین نکرده است.

این عدالت نیست. آنچه عادلانه است لزوماً قانونی نیست، و آنچه قانونی است همیشه عادلانه نیست. و عدالت، در این مورد، مجازات اعدام برای چنین سهل‌انگاری‌ای است. من با همه آنچه کتاب مقدس می‌گوید موافق نیستم، اما این مورد برای من عادلانه به نظر می‌رسد و باید از آن الگوبرداری کرد و آن را قانونی کرد:

خروج ۲۱:۲۸: «اگر گاوی مرد یا زنی را شاخ بزند و در نتیجه بمیرد، گاو باید سنگسار شود و گوشتش خورده نشود؛ اما صاحب گاو بی‌گناه شناخته شود. ۲۹ اما اگر گاو از مدت‌ها پیش شاخ‌زن بوده باشد و به صاحبش هشدار داده شده باشد، ولی او آن را نگه نداشته باشد، و گاو مرد یا زنی را بکشد، گاو باید سنگسار شود و صاحب آن نیز کشته شود.»

مزامیر ۱۱۹:۱۷: «با بنده خود نیکویی کن تا زنده بمانم،

و کلام تو را نگاه دارم.

۱۸ چشمان مرا بگشا تا ببینم

شگفتی‌های شریعت تو را.

۱۹ من در زمین غریب هستم؛

فرمان‌های خود را از من پنهان مکن.

۲۰ جان من از اشتیاق

به داوری‌های تو در هر زمان شکسته شده است.

۲۱ متکبران، یعنی ملعونان را توبیخ کردی،

که از فرمان‌های تو منحرف می‌شوند.»

چه کسی جز امپراتوری‌ای که هرگز از پرستش تصاویر دست نکشید، از فرمان‌های عادلانه منحرف شد؟

چه کسی جز روم، که دروغ گفت و ادعا کرد که عیسی هنگامی که بر صلیب بود دشمنان خود را بخشید، زندگی را از عیسی گرفت و سپس از پذیرفتن مجازات «جان در برابر جان» خودداری کرد؟ چه کسی این داستان را برای ما نقل کرد جز همان امپراتوری‌ای که از سگ‌ها استفاده می‌کرد تا پیروان دین عیسی را زنده‌زنده بخورند؟

آیا در اینجا برکتی از سوی قربانی نسبت به قاتلانش می‌بینید؟ آیا اینجا عشق به دشمن را می‌بینید؟ من نفرین علیه دشمنان را می‌بینم؛ فقط نفرتی موجه می‌بینم، نه عشق:

مزامیر ۶۹:۲۰ تمسخر قلب مرا شکسته است و من اندوهگینم.

منتظر کسی بودم که بر من شفقت کند، و کسی نبود؛

و تسلی‌دهندگان، و هیچ‌کس نیافتم.

۲۱ همچنین برای خوراک به من زهر دادند،

و در تشنگی‌ام به من سرکه نوشاندند.

متی ۲۷:۳۴ و در آنجا به او سرکه آمیخته با زهر دادند؛ اما عیسی پس از چشیدن آن، نخواست بنوشد.

مزامیر ۶۹:۲۲ سفره آنان در برابر ایشان به دام تبدیل شود،

و آنچه برای خیر است، به لغزشگاه.

۲۳ چشمان ایشان تاریک شود تا نبینند،

و کمرهایشان پیوسته بلرزد.

۲۴ خشم خود را بر آنان بریز،

و آتش غضب تو ایشان را فراگیرد.

۲۵ کاخ ایشان ویران شود؛

و در خیمه‌هایشان هیچ ساکنی نباشد.

چه کسی درباره این موضوع که قاتلان عیسی توسط خود عیسی بخشیده شدند به ما دروغ گفت؟

لوقا ۲۳:۳۴ و عیسی می‌گفت: «ای پدر، آنان را ببخش، زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند.» و جامه‌های او را میان خود تقسیم کردند و برای آنها قرعه انداختند.

آیا عیسی برای کسانی که همین الان با تحقیر آنها را «سگ» نامیده بود، درخواست بخشش می‌کرد؟

مزامیر ۲۲:۱۶ زیرا سگ‌ها مرا احاطه کرده‌اند؛

گروهی از بدکاران مرا محاصره کرده‌اند؛

دست‌ها و پاهایم را سوراخ کردند.

۱۷ می‌توانم همه استخوان‌هایم را بشمارم؛

در همین حال، آنان به من نگاه می‌کنند و مرا زیر نظر دارند.

۱۸ جامه‌هایم را میان خود تقسیم کردند،

و برای لباس من قرعه انداختند.

چه کسانی درباره عیسی و دین او به ما دروغ گفتند؟ آیا همان امپراتوران فاسد روم نبودند؟

چرا امپراتوری روم درباره قدیس‌هایی با ما سخن می‌گوید که قاتلان خود را می‌بخشند، در حالی که طبق دیگر نوشته‌های کتاب مقدس، که به نظر می‌رسد از سانسور امپراتوری روم جان سالم به در برده‌اند، عادلان از بدکاران نفرت دارند؛ همان امپراتوری‌ای که در نهایت محتوای کتاب مقدس را تعیین کرد؟

اعمال رسولان ۷:۵۹-۶۰ و هنگامی که استیفان را سنگسار می‌کردند، او دعا می‌کرد و می‌گفت: … «ای خداوند، این گناه را به حساب آنان مگذار.» و چون این را گفت، به خواب رفت.

امثال ۲۹:۲۷ عادلان از ناعادلان نفرت دارند، و ناعادلان از عادلان نفرت دارند.

چگونه اعمال رسولان ۷ می‌تواند شهادتی درست درباره مرگ و احساسات استیفان نسبت به قاتلانش باشد، اگر مکاشفه ۶ به ما می‌گوید که قدیسانِ کشته‌شده می‌خواهند مرگشان انتقام گرفته شود؟

مکاشفه ۶:۹ هنگامی که مُهر پنجم را گشود، زیر مذبح جان‌های کسانی را دیدم که به خاطر کلام خدا و شهادتی که داشتند کشته شده بودند. ۱۰ و با صدای بلند فریاد می‌زدند و می‌گفتند: «تا به کی، ای خداوند، مقدس و راستین، داوری نمی‌کنی و خون ما را از ساکنان زمین انتقام نمی‌گیری؟»

خدا درباره این دعاهای متناقض چه می‌گفت؟

«پس تکلیف چیست؟ مگر شما از من نخواستید که آن قاتلان را ببخشم، چون «نمی‌دانند چه می‌کنند»، و نگفتید که گناه آنان را که مرتکب قتل شده‌اند به حسابشان نگذارم؟ بالاخره کدام است؟ آیا شما با خودتان تناقض دارید، یا این شهادت دروغی است که قاتلان شما داده‌اند؟»

بدیهی است که در کتاب مقدس پیام‌های متعارضی وجود دارد: پیام‌های قدیسان در برابر پیام‌های غاصبان؛ غاصبان به دنبال مصونیت از مجازات برای جنایات خود علیه قدیسان بودند:

کسانی که میراث امپراتوریِ پرستش تصاویر خورشید را رهبری می‌کنند، هیچ استدلال منطقی‌ای ندارند و نمی‌توانند این مسائل را به‌طور منسجم توضیح دهند؛ به همین دلیل سکوت می‌کنند:

اشعیا ۴۱:۲۸ نگریستم، و هیچ‌کس نبود؛ و درباره این امور پرسیدم، و هیچ مشاوری وجود نداشت؛ از آنان پرسیدم، و کلمه‌ای پاسخ ندادند. ۲۹ اینک همه آنان باطل‌اند، و اعمالشان هیچ است؛ تصاویر ریخته‌شده آنان باد و پوچی هستند.

اشعیا ۴۷:۱۰ تو به شرارت خود اطمینان کردی و گفتی: «هیچ‌کس مرا نمی‌بیند.» حکمت و دانش تو تو را فریب داده‌اند، و در دل خود گفتی: «من هستم، و جز من کسی نیست.»

تاسیتوس از آزار و شکنجهٔ پیروان پیام مسیح سخن می‌گوید که نرون پس از آتش‌سوزی بزرگ روم در سال ۶۴ میلادی انجام داد. بر اساس گزارش او، نرون پیروان پیام مسیح را مقصر معرفی کرد تا سوءظن‌ها را از این احتمال که خود او باعث آتش‌سوزی شده بود، منحرف کند. تاسیتوس سپس روش‌های مختلف اعدام را توصیف می‌کند. از جمله می‌گوید برخی از پیروان پیام مسیح را با پوست حیوانات پوشاندند و سگ‌ها آن‌ها را تکه‌تکه کردند؛ برخی دیگر به صلیب کشیده شدند و برخی نیز سوزانده شدند.

بخش مربوط به سگ‌ها در نوشتهٔ تاسیتوس
کاملاً صریح است:

«در حالی که با پوست جانوران وحشی پوشانده شده بودند، توسط سگ‌ها تکه‌تکه شدند و جان باختند…»

h t t p s : / / e s . w i k i p e d i a . o r g / w i k i / N e r % C 3
% B 3 n

سخن شیطان: «توله‌های مرا اهریمنی جلوه ندهید؛ آن‌ها خطرناک نیستند، فقط این‌طور به نظر می‌رسند.»

باشد که این امر بدون
مجازات عادلانه باقی نماند:

پرو – ۲۰۲۳

🔴🔵آریکیپا: سگ نژاد پیت‌بول به‌طور خشونت‌آمیزی به
مرد سالخوردهٔ ۶۰ ساله حمله کرد و باعث مرگ او شد

پرو – دسامبر ۲۰۲۵

نوزاد در پی حملهٔ دو سگ پیت‌بول در SJL جان باخت: پلیس ملی پرو (PNP) دو نفر را بازداشت کرد

h t t p s : / / w w w . i n f o b a e . c o m / p e r u / 2 0 2 5 / 1 2 / 0 9 /b e b e – m u e r e – p o r – a t a q u e – d e – d o s – p e r r o s – p i t bu l l – e n – s j l – p n p – d e t i e n e – a – d o s – p e r s o n a s /

پرو – اوت ۲۰۲۶

دو سگ نژاد روتوایلر، زن سالخوردهٔ ۶۶ ساله‌ای را هنگامی که به بازار می‌رفت کشتند.

h t t p s : / / d i a r i o c o r r e o . p e / e d i c i o n / a r e q u i p a/ f a t a l – a t a q u e – e n – a r e q u i p a – p e r r o s – m a t a n – a-a n c i a n a – c u a n d o – i b a – a l – m e r c a d o – n o t i c i a /

پرو – دسامبر ۲۰۲۵

لیما شرقی: دادستانی دربارهٔ مرگ نوزاد ۱۱ ماهه پس از حملهٔ یک سگ پیت‌بول تحقیق می‌کند

h t t p s : / / w w w . g o b . p e / i n s t i t u c i o n / m p f n / n o t ic i a s / 1 3 0 8 7 1 4 – l i m a – e s t e – f i s c a l i a – i n v e s t i ga – f a l l e c i m i e n t o – d e – b e b e – d e – 1 1 – m e s e s – t r a s-s e r – a t a c a d o – p o r – u n – p e r r o – p i t b u l l

پرو – سپتامبر ۲۰۲۴

لا لیبرتاد: سه سگ پیت‌بول به پدر یک خانواده حمله کرده و او را کشتند و هشت فرزند را یتیم کردند

h t t p s : / / n o t i c i a s t r u j i l l o . p e / l a – l i b e r t a d -t r e s – p i t b u l l s – a t a c a n – y – m a t a n – a – p a d r e – d e -f a m i l i a – q u e – d e j a – o c h o – h i j o s – h u e r f a n o s /

پرو – مارس ۲۰۲۴

آریکیپا: سگ‌های پیت‌بول به پسربچهٔ ۶ ساله‌ای در خانهٔ خودش حمله کرده و او را کشتند

h t t p s : / / e l c o m e r c i o . p e / v i d e o s / p a i s / a r e q u ip a – p e r r o s – p i t b u l l – a t a c a n – y – m a t a n – a – n i n o -d e – 6 – a n o s – e n – s u – p r o p i a – c a s a – n n a v – a m t v – v id e o – p a i s – n o t i c i a /


کسانی جو آپ کو دھوکہ دیتے ہیں وہ اس کے بارے میں کوئی مربوط وضاحت نہیں دے سکتے۔ کلام شیطان: ‘اگر بر سرِ آنچه دزدیده شده فریاد بزنی، متهم به سنگدلی نسبت به دزد خواهی شد؛ اگر دزد را رحمت کنی، به خاطر دوست داشتنِ گرسنه و تشنه شدن… به سرقت، قدّیس خوانده می‌شوی.’ سنت تکرار می‌شود؛ وجدان دگرگون می‌شود. ACB 2 84[439] 37 , 0005
│ Persian │ #OXL

 وقتی خیریه، خیریه نیست بلکه بازاریابی است. (زبان ویدیو:اسپانیایی) /143/ https://youtu.be/naVdIpyuRhU,
Day 186

 اگر طبق کتاب مقدس همه انسان‌ها فقط یک بار می‌میرند، پس ایلعازرِ زنده‌شده اکنون کجاست؟ (زبان ویدیو:بنگالی) /112/ https://youtu.be/62EwtPe4gK0

«گابریل در برابر زئوس و قدرت جمعیت او.

زئوس و گابریل بر سر یک میز مچاندازی قدرت خود را میسنجیدند.

ماهیچههای زئوس مانند ستونهای آهنین کشیده شده بود، در حالی که با غرور لبخند میزد.

— ‘قدرت واقعیات را نشان بده…’ — زئوس با نگاهی چالشبرانگیز گفت.

گابریل با تمام توان بازویش را فشرد، اما در نهایت دست زئوس دست او را روی میز کوبید.

زئوس خندهای آمیخته با برتری سر داد.

— ‘زمان تو دیگر گذشته است…’

گابریل آرامآرام نگاهش را بالا آورد؛ نه با خشم، بلکه با آرامش پاسخ داد.

— ‘زمانی که میخواستم تو را با نیروی خشن شکست دهم، به پایان رسیده است.اکنون زمان شکست دادن تو با خرد آغاز شده است؛ همان خردی که انسان به وسیله آن موجوداتی نیرومندتر از خود را در قفس زندانی میکند.

زئوس، سرانجام خواهی فهمید که تو فقط یک مخلوق هستی و نمیتوانی قدرت بیپایان خدای خدایان را در خود جای دهی.اما من، با اعتراف صادقانه به برتری او بر تمام آفرینش، نیروی قدرت او را طلب میکنم؛ و بدینگونه، با قدرتی که از خودم نیست، تو را شکست خواهم داد.

این یعنی خرد.

اما تو هرگز در برابر خدای خدایان فروتن نشدی.از کاهنانت خواستی که جمعیت را متقاعد کنند در برابر تصویر تو سجده کنند، و آن جمعیت را به نیروی خودت تبدیل کردی.بله، آنها از من پرشمارترند.

اما من به سوی کسی میروم که از همه نیرومندتر است.و او تو نیستی، بلکه خدای آفریننده خدایان است؛ همان کسی که تو با خواستهها و غرورت علیه او شورش کردی.

در پایان، مانند حیوانی در قفس گرفتار خواهی شد، و من تو را همانگونه تماشا خواهم کرد که انسان حیوانی را در باغوحش تماشا میکند.ماهیچههایت نمیتوانند تو را از آنجا بیرون بیاورند.’

«
«در مرقس ۳:۲۹ دربارهٔ ‘گناه بر ضد روح‌القدس’ که نابخشودنی دانسته شده، هشدار داده می‌شود. اما تاریخ و عمل رومیان یک وارونگی اخلاقی نگران‌کننده را آشکار می‌کند: مطابق با آموزهٔ آنان، گناه واقعیِ نابخشودنی نه خشونت است و نه بی‌عدالتی، بلکه زیر سؤال بردن اعتبار کتاب مقدسی است که خودشان تدوین و تحریف کرده‌اند. در همین حال، جنایت‌های سنگینی مانند کشتن بی‌گناهان نادیده گرفته شده یا توسط همان قدرتی توجیه شده است که ادعای خطاناپذیری می‌کرد. این نوشته بررسی می‌کند که این ‘گناه یگانه’ چگونه ساخته شد و چگونه این نهاد از آن برای حفظ قدرت خود و توجیه بی‌عدالتی‌های تاریخی استفاده کرد.

در مقاصدی متضاد با مسیح، ضد مسیح قرار دارد. اگر اشعیا ۱۱ را بخوانید، مأموریت مسیح را در زندگی دوم او خواهید دید، و آن این نیست که به همه لطف کند، بلکه فقط به صالحان. اما ضد مسیح فراگیر است؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد سوار کشتی نوح شود؛ با وجود اینکه ناعادل است، می‌خواهد همراه لوط از سدوم خارج شود… خوشا به حال کسانی که این کلمات برایشان توهین‌آمیز نیست. کسی که از این پیام آزرده نشود، او صالح است، تبریک به او: مسیحیت توسط رومیان ایجاد شد؛ تنها ذهنی که دوستدار تجرد (عزوبت) است و خاصِ رهبران یونانی و رومی، دشمنان یهودیان باستان، می‌تواند پیامی مانند این را تصور کند: ‘اینان کسانی هستند که خود را با زنان نجس نکرده‌اند، زیرا باکره مانده‌اند. آنها هر جا که بره برود، او را دنبال می‌کنند. آنها از میان مردمان خریده شده‌اند تا نوبر باشند برای خدا و بره’ در مکاشفه ۱۴: ۴، یا پیامی شبیه به این: ‘زیرا در قیامت نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان خدا در آسمان خواهند بود’، در متی ۲۲: ۳۰. هر دو پیام به نظر می‌رسد که از یک کشیش کاتولیک رومی آمده باشند، نه از یک پیامبر خدا که این برکت را برای خود می‌طلبد: ‘کسی که همسر یابد، خیری یافته و از خداوند رضایت کسب کرده است’ (امثال ۱۸: ۲۲)، لاویان ۲۱: ۱۴ ‘او نباید زنی بیوه یا مطلقه یا زن بدنام یا فاحشه بگیرد، بلکه باید دختری باکره از قوم خود را به همسری بگیرد.’

من مسیحی نیستم؛ من یک هنوته‌ایست (Henotheist) هستم. من به یک خدای برتر که بالاتر از همه چیز است ایمان دارم، و باور دارم که خدایانی آفریده‌شده نیز وجود دارند — برخی وفادار و برخی فریبکار. من فقط به خدای برتر دعا می‌کنم.

اما از آن‌جا که از کودکی در مسیحیت رومی آموزش دیده بودم، سال‌ها به آموزه‌های آن باور داشتم. حتی زمانی که عقل سلیم چیز دیگری می‌گفت، آن عقاید را دنبال می‌کردم.

برای مثال — به‌اصطلاح — من گونهٔ دیگرم را به زنی تقدیم کردم که قبلاً یک سیلی به من زده بود. زنی که در ابتدا مثل یک دوست رفتار می‌کرد، اما بعد، بدون هیچ دلیل، شروع به رفتاری کرد که انگار من دشمنش هستم — با رفتارهایی عجیب و متناقض.

تحت تأثیر کتاب مقدس، باور داشتم که نوعی طلسم باعث این تغییر شده، و آنچه او نیاز داشت دعا بود تا به دوستی که قبلاً نشان داده بود (یا تظاهر کرده بود) بازگردد.

اما در نهایت، همه‌چیز بدتر شد. به محض اینکه فرصتی برای بررسی عمیق‌تر پیدا کردم، دروغ را کشف کردم و در ایمانم احساس خیانت دیدم. فهمیدم که بسیاری از این آموزه‌ها از پیام حقیقی عدالت نیامده‌اند، بلکه از هلنیسم رومی که به متون مقدس نفوذ کرده، آمده‌اند. و تأیید کردم که فریب خورده‌ام.

به همین دلیل، اکنون روم و فریب آن را محکوم می‌کنم. من با خدا نمی‌جنگم، بلکه با تهمت‌هایی که پیام او را تحریف کرده‌اند مبارزه می‌کنم.

امثال ۲۹:۲۷ می‌گوید که مرد عادل از بدکاران نفرت دارد. اما اول پطرس ۳:۱۸ می‌گوید که مرد عادل برای بدکاران مرد. چه کسی باور می‌کند کسی برای کسانی که از آن‌ها نفرت دارد بمیرد؟ باور به آن یعنی ایمان کور؛ یعنی پذیرش تضاد.

و وقتی ایمان کور موعظه می‌شود، آیا این به آن معنا نیست که گرگ نمی‌خواهد شکارش فریب را ببیند؟

یهوه مانند یک جنگجوی نیرومند فریاد خواهد زد: ‘از دشمنانم انتقام خواهم گرفت!’
(مکاشفه ۱۵:۳ + اشعیا ۴۲:۱۳ + تثنیه ۳۲:۴۱ + ناحوم ۱:۲–۷)

پس چه می‌توان گفت درباره‌ی آن ‘محبت به دشمن’ که طبق برخی آیات کتاب مقدس، پسر یهوه گویا آن را تعلیم داده و گفته باید کمال پدر را با محبت به همگان تقلید کنیم؟
(مرقس ۱۲:۲۵–۳۷، مزمور ۱۱۰:۱–۶، متی ۵:۳۸–۴۸)
این دروغی‌ست که دشمنان پدر و پسر آن را منتشر کرده‌اند.
آموزه‌ای جعلی که از آمیختن یونان‌گرایی با کلام مقدس پدید آمده است.

«

1 Apa arti mimpi berulang ini? Mimpi yang sama setelah 10 tahun. ChatGPT, Gemini, Copilot, dan Perplexity menganalisis mimpi tersebut. https://144k.xyz/2026/08/25/apa-arti-mimpi-berulang-ini-mimpi-yang-sama-setelah-10-tahun-chatgpt-gemini-copilot-dan-perplexity-menganalisis-mimpi-tersebut/ 2 죽음의 끝자락을 걷는다. 어둠의 길을 따라 나아가지만, 빛을 찾고 있다. 산에 투영된 불빛을 해석하며 한 걸음 한 걸음 조심스럽게 내딛는다. 실수하지 않기 위해, 죽음을 피하기 위해. https://gabriels.work/2026/07/04/idi30way/ 3 اور اگر وہ دن مختصر نہ کیے جاتے، تو کوئی بشر نجات نہ پاتا؛ لیکن برگزیدوں کی خاطر وہ دن مختصر کیے جائیں گے https://penademuerteya.com/2026/06/04/idi22uf/ 4 El Negocio del Bautismo No Necesita Inocentes que No pequen. Justos, seamos libres: no carguemos con culpas ajenas… Sí pequé, pero no fue por mi culpa. Nunca fue mi gran culpa. https://ellameencontrara.com/2026/04/11/justos-seamos-libres-no-carguemos-con-culpas-ajenas-si-peque-pero-no-fue-por-mi-culpa-nunca-fue-mi-gran-culpa/ 5 De profetieën van Jesaja die de religies uitdagen die door misleiding zijn gecreëerd door het Romeinse Rijk https://purifying-the-message.blogspot.com/2026/05/de-profetieen-van-jesaja-die-de.html

«آیا پیشگویی اشعیا دربارهٔ شهرهای ویرانشده از پیش تحقق یافته است؟

طبق کتاب مقدس، اشعیا دربارهٔ برخی از مردم میگوید که نخواهند دید:

اشعیا ۶:۱۰:

‘دل این قوم را سنگین کن، گوشهایشان را سنگین ساز و چشمانشان را کور کن، مبادا با چشمان خود ببینند، با گوشهای خود بشنوند، با دل خود بفهمند، بازگردند و شفا یابند.’

اشعیا ۶:۱۱-۱۲:

من گفتم: ‘ای خداوند، تا به کی؟’ و او پاسخ داد: ‘تا زمانی که شهرها ویران و بدون سکنه شوند، خانهها بدون انسان بمانند و سرزمین به بیابان تبدیل شود؛ تا زمانی که خداوند مردم را دور سازد و مکانهای متروک در میان سرزمین بسیار شوند.’

اما دربارهٔ افراد دیگری، اشعیا میگوید که آنان باید ببینند:

اشعیا ۴۲:۶-۷:

‘من، خداوند، تو را به عدالت خواندم و دستت را خواهم گرفت؛ تو را حفظ خواهم کرد و تو را برای قوم به عهدی و برای ملتها به نوری خواهم داد، تا چشمان نابینایان را بگشایی، اسیران را از زندان بیرون آوری و کسانی را که در تاریکی ساکناند از خانهٔ حبس رهایی دهی.’

کتاب مقدس همچنین میگوید که عیسی برای داوری کردن آمد:

یوحنا ۹:۳۹:

‘عیسی گفت: ‘من برای داوری به این جهان آمدم، تا آنان که نمیبینند ببینند و آنان که میبینند کور شوند.»

تناقض مطرحشده:

اگر عیسی برای تحقق پیشگوییهای مربوط به داوری نهایی آمده بود، پس داوری نهایی باید از طریق داوری او عدالت را به ارمغان آورده باشد؛ اما میبینیم که عدالت حاکم نیست. بنابراین، آن پیشگویی از طریق او تحقق نیافته است؛ زیرا برای اینکه این پیشگویی در شخصی تحقق یابد، آن شخص باید پیروزی عدالت را ببیند:

اشعیا ۴۲:۱-۴:

‘اینک بندهٔ من که او را حمایت میکنم؛ برگزیدهٔ من که جانم از او خشنود است. روح خود را بر او نهادهام؛ او عدالت را برای ملتها خواهد آورد.

فریاد نخواهد زد، صدای خود را بلند نخواهد کرد و صدای او در کوچهها شنیده نخواهد شد.

نیِ شکسته را نخواهد شکست و فتیلهٔ در حال سوختن را خاموش نخواهد کرد؛ به راستی عدالت را برقرار خواهد ساخت.

او سست نخواهد شد و دلسرد نخواهد گشت تا زمانی که عدالت را بر زمین برقرار سازد؛ و جزایر منتظر شریعت او خواهند بود.’

با این حال، کتاب مقدس عیسی را به عنوان کسی معرفی میکند که این پیشگویی را تحقق بخشیده است:

متی ۱۲:۱۶-۲۱:

‘و او به شدت به آنان فرمان داد که او را معرفی نکنند، تا آنچه به وسیلهٔ اشعیای نبی گفته شده بود تحقق یابد:

‘اینک بندهٔ من که او را برگزیدهام؛ محبوب من که جانم از او خشنود است. روح خود را بر او خواهم نهاد و او داوری را به ملتها اعلام خواهد کرد.

مجادله نخواهد کرد و فریاد نخواهد زد و هیچکس صدای او را در کوچهها نخواهد شنید.

نیِ شکسته را نخواهد شکست و فتیلهٔ در حال سوختن را خاموش نخواهد کرد، تا زمانی که داوری را به پیروزی برساند.

و ملتها به نام او امید خواهند بست.»

در اینجا تناقض دیگری پدیدار میشود؛ نه تنها به این دلیل که عدالت بر زمین حکمفرما نیست، بلکه به این دلیل نیز که کتاب مقدس بارها عیسی را در حال سخن گفتن با صدای بلند و بلند کردن صدای خود در برابر جمعیتها نشان میدهد، مانند موعظهٔ روی کوه:

متی ۵:۱-۲:

‘چون عیسی جمعیتها را دید، به کوه بالا رفت؛ و پس از آنکه نشست، شاگردانش نزد او آمدند. و دهان خود را گشود و آنان را تعلیم داد و گفت…’

به این تناقض توجه کنید:

متی ۵:۶:

‘خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنهٔ عدالت هستند، زیرا آنان سیر خواهند شد.’

در متی ۵:۶، او کسانی را که گرسنه و تشنهٔ عدالت هستند، یعنی عادلان، برکت میدهد. اما کمی پایینتر میخوانیم:

متی ۵:۳۸-۳۹:

‘شنیدهاید که گفته شده است: ‘چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان.’ اما من به شما میگویم: در برابر شخص شرور مقاومت نکنید؛ بلکه اگر کسی بر گونهٔ راستت سیلی زد، گونهٔ دیگر را نیز به سوی او برگردان.’

آیا گرسنه و تشنهٔ عدالت بودن به معنای تمایل داشتن به دریافت حملات بیشتر از سوی یک مهاجم شرور است؟

در متی ۵:۱۷ گفته میشود که او برای تحقق شریعت آمد، اما شریعت دقیقاً همان ‘چشم در برابر چشم’ را فرمان میدهد که همان بخش آن را تغییر میدهد:

متی ۵:۱۷:

‘گمان نکنید که آمدهام تا شریعت یا پیامبران را باطل کنم؛ نیامدهام تا باطل کنم، بلکه آمدهام تا تحقق بخشم.’

متی ۵، او را به عنوان کسی معرفی میکند که شریعتی را که فرمان به از میان برداشتن شر میدهد تحقق میبخشد، در حالی که همزمان او را در حال تعلیم دادنِ مقاومت نکردن در برابر شر نشان میدهد:

تثنیه ۱۹:۱۹-۲۱:

‘پس با او همانگونه رفتار کنید که او قصد داشت با برادر خود رفتار کند؛ بدینگونه شر را از میان خود برخواهی داشت. و کسانی که باقی میمانند خواهند شنید و خواهند ترسید و دیگر چنین شرارتی را در میان شما انجام نخواهند داد. بر او رحم نکنید: جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان، دست در برابر دست، پا در برابر پا.’

میتوان نتیجه گرفت که ساختار نهادی رومی پیام اصلی را دستنخورده حفظ نکرده، بلکه در متون مداخله کرده است. این تحریف تنها به سخنانی که به عیسی نسبت داده شده محدود نمیشود، بلکه به سنتهای کاتبان و نیز به پیامبران عهد عتیق گسترش مییابد.

هدف این نیست که عهد عتیق را بر عهد جدید برتری دهیم، بلکه اشاره کردن به شکافهای آشکاری است که در سراسر مجموعهٔ این کتاب وجود دارد.

شواهدی کوتاه از این تناقضهای درونی: از یک سو، فرمان عهد مستلزم انجام بریدگیهای آیینی بر بدن خود است:

پیدایش 17:10-11:

‘این است عهد من که باید میان من و شما و نسل تو بعد از تو نگه داشته شود: هر مردی در میان شما باید ختنه شود. پس گوشت غلفه خود را ختنه کنید و این نشانه عهد میان من و شما خواهد بود.’

از سوی دیگر، همان شریعت صراحتاً انجام هر نوع بریدگی یا ایجاد علامت بر روی پوست را ممنوع میکند:

لاویان 19:28:

‘به خاطر مردهای بر بدن خود جراحت ایجاد نکنید و هیچ علامتی بر خود نگذارید. من خداوند هستم.’

اگر متن در یک کتاب فرمان انجام یک بریدگی اجباری بر بدن را به عنوان نشانه تعلق صادر کند، اما در کتابی دیگر مداخلات یا بریدگیهای بدن را ممنوع سازد، فقدان انسجام درونی کل مجموعه تدوینشده آشکار میشود.

اگر عیسی تمام پیشگوییهایی را که به او نسبت داده شده به انجام نرسانده باشد، پس آنها چه زمانی تحقق خواهند یافت؟ پیشگویی اشعیا 6 چه زمانی تحقق خواهد یافت؟ آیا باور داری که با مقاومت نکردن در برابر شریر، اژدها را شکست میدهند؟

مکاشفه 12:17:

‘پس اژدها بر زن خشمگین شد و رفت تا با باقی فرزندان او، یعنی کسانی که احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند، جنگ کند.’

این پاسخ سنتیای است که معمولاً به این تناقض داده میشود:

‘الهیات رسمی استدلال میکند که پیشگویی اشعیا 6 دارای ‘کاربرد دوگانه’ یا تحقق در دو مرحله است. بر اساس این تفسیر، این پیشگویی ابتدا در دوران تبعید بابلی بهصورت جزئی تحقق یافت و سپس در روزگار عیسی بار دیگر تحقق پیدا کرد تا توضیح دهد چرا اکثریت مردم او را نپذیرفتند (با استفاده از نابیناییِ اشعیا 6:10 به عنوان حکمی الهی). بنابراین، آنها ادعا میکنند که متن با خود در تناقض نیست، بلکه بهتدریج آشکار میشود.’

اکنون ببینید چگونه این دیدگاه سنتی را رد میکنیم:

برای حفظ این ‘کاربرد دوگانه’، تفسیر نهادی مرتکب دستکاری آشکاری میشود: متن را در جایی قطع میکند که به نفعش باشد. آنها از بخش نخست پیشگویی برای توجیه نابینایی و توضیح اینکه چرا پیروزی آشکاری برای عدالت رخ نداده است استفاده میکنند، اما عمداً پایان همان بخش را در آیه 13 نادیده میگیرند:

اشعیا 6:13:

‘و اگر هنوز یک دهم در آن باقی مانده باشد، آن نیز دوباره نابود خواهد شد؛ اما همانگونه که بلوط و درخت ترپینت پس از بریده شدن، کُنده خود را باقی میگذارند، نسل مقدس نیز کُنده آن خواهد بود.’

اگر اشعیا 6 بر اساس این الگوی سنتی قبلاً در گذشته تحقق یافته بود:

پس آن ‘نسل مقدس’ (zera kodesh) کجاست؟ بازسازی واقعی آن کُنده که عدالت حقیقی را به زمین میآورد کجاست؟

نمیتوان یک پیشگویی را با در نظر گرفتن تنها داوری و نابینایی، ‘تحققیافته’ اعلام کرد و در عین حال الزام به برخاستن دوباره نسل مقدس و برقراری عدالتی را که در اشعیا 42 وعده داده شده نادیده گرفت.

اگر اشعیا 6:11-12 را جدا کنیم تا بگوییم که این پیشگویی تنها از طریق نابودی فیزیکی یا تبعید ‘قبلاً تحقق یافته است’، آنگاه آیه 13 بیپاسخ میماند و پیشگویی ناقص خواهد بود.

پایان دقیق فصل، نکتهای تعیینکننده را مطرح میکند که ادعای تحقق در گذشته یا تحقق نهایی را رد میکند:

اشعیا 6:13:

‘و اگر هنوز یک دهم در آن باقی مانده باشد، آن نیز دوباره نابود خواهد شد؛ اما همانگونه که بلوط و درخت ترپینت پس از بریده شدن، کُنده خود را باقی میگذارند، نسل مقدس نیز کُنده آن خواهد بود.’

گره اصلی مسئله در همینجاست:

چرخهای که با ویرانی پایان نمییابد:

متن نمیگوید که پس از ویرانی همهچیز تمام میشود؛ بلکه میگوید آنچه باقی بماند دوباره نابود خواهد شد تا تنها یک ‘کُنده’ یا تنه درخت باقی بماند.

هویت ‘نسل مقدس’:

اگر نابینایی و ویرانی داوری بر توده فاسد یا قوم سرسخت بوده باشد، آنگاه ‘نسل مقدس’ (zera kodesh) نمایانگر باقیمانده واقعی، یعنی ریشه پاکی است که نه تسلیم تحریف میشود و نه تسلیم نابینایی تحمیلشده.

اگر ادعا شود که اشعیا 6 قبلاً در گذشته بهطور کامل تحقق یافته است (چه در بابل و چه در دوران روم):

پس بازسازی واقعی آن کُنده کجا رخ داد؟

نهادهای بعدی (از جمله ساختار امپراتوریای که این متون را گردآوری و ویرایش کرد) مردم را همچنان در نابینایی روحانی و انقیاد نگه داشتند، بدون آنکه آن عدالت پیروزمندانهای که اشعیا از آن سخن میگوید آشکار شود.

معمای نسل:

اگر ‘نسل مقدس’ همان ساختار دینی نهادینهشده بعدی بود، ادامه وجود تناقضهای اخلاقی و متنی در نوشتههای قانونیشده معنایی نداشت.

بنابراین، با تحلیل ساختار این بخش، پیشگویی اشعیا 6 را نه میتوان رویدادی متعلق به گذشته دانست و نه چیزی که یک نظام نهادی آن را به پایان رسانده باشد.

‘نسل مقدس’ به افرادی اشاره دارد که قادرند از نظامی رها شوند که میخواهد آنها را به زانو درآورد.

این موضوع با پیشگوییهای دانیال 12:1-7 نیز هماهنگ است؛ جایی که از قومی مقدس و آزادی برای آن قوم سخن گفته میشود.

موضوع فقط ظاهراً هماهنگ کردن پیشگوییها با دستور کار امپراتوری نیست؛ شواهد نشان میدهد که تدوینکنندگان قانون مقدس چگونه از همان متون نبوی بهصورت گزینشی و متناقض استفاده کردهاند:

استفاده از اشعیا علیه شریعت و تناقض درباره غذا:

در متی 15:1-11، انجیلها از عیسی نقل میکنند که از اشعیا برای سرزنش کسانی استفاده میکند که خواستار رعایت شریعت سنتی بودند و در پایان میگوید: ‘آنچه وارد دهان میشود انسان را نجس نمیکند.’

با این حال، خود اشعیای نبی بهصراحت با این دیدگاه مخالفت میکند: در اشعیا 65:3-5 و اشعیا 66:17، نبی کسانی را که گوشت خوک و چیزهای ناپاک میخورند صراحتاً محکوم میکند و روشن میسازد که بر اساس دیدگاه نبوی، حتی در زمان داوری نهایی نیز غذاهایی وجود دارند که انسان را نجس میکنند.

اختراع عقیده تولد باکره (اشعیا 7:14-16):

هم مسیحیت و هم اسلام این عقیده را پذیرفتهاند که جبرئیل تولد از یک باکره را برای تحقق پیشگویی اشعیا اعلام کرده است (متی 1 / قرآن 19).

اما با بررسی متن اصلی اشعیا 7 مشخص میشود که این متن نه عیسی را اعلام میکند و نه درباره یک ‘باکره همیشگی’ سخن میگوید:

این نشانه بهطور مشخص به پادشاه آحاز داده شد و قرار بود فوراً تحقق یابد، پیش از آنکه کودک بتواند خوب را از بد تشخیص دهد.

اشعیا از یک زن جوان (almah) سخن میگوید، نه از زنی که پس از زایمان همچنان باکره باقی بماند.

تحقق تاریخی آن در حزقیا، پادشاه وفادار در دوران آحاز، رخ داد؛ همان کسی که مار برنزی را نابود کرد (دوم پادشاهان 18:4-7)، خدا با او بود (عمانوئیل)، و شکست آشور را که اشعیا پیشگویی کرده بود مشاهده کرد (دوم پادشاهان 19:35-37).

استفاده مصلحتی از قطعاتی که از زمینه خود جدا شدهاند نشان میدهد که معنای اصلی متن مورد احترام قرار نگرفته، بلکه متن برای القای عقیده دوباره ویرایش و بهزور با یک تفسیر خاص منطبق شده است.

تحریف رومیِ هوشع ۶:۲ و ناهماهنگی زمانی

نبوتهای آخرالزمانی و تفسیر جزمیِ آنها نهتنها دچار تناقضات هویتی میشوند، بلکه برای پنهان کردن احیای واقعی قوم عادل، ترتیب زمانی را نیز برهم میزنند.

این موضوع را میتوان در اینجا مشاهده کرد:

مکاشفه ۱۲:۷–۱۰:

‘سپس جنگی بزرگ در آسمان رخ داد: میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند… و اژدهای بزرگ بیرون افکنده شد… او به زمین افکنده شد و فرشتگانش نیز با او افکنده شدند. بنابراین، ای آسمانها و شما که در آنها ساکن هستید، شادی کنید.’

مکاشفه ۱۲:۱۲، ۱۷:

‘وای بر ساکنان زمین و دریا! زیرا ابلیس با خشم عظیم نزد شما فرود آمده است… آنگاه اژدها بر زن خشمگین شد و رفت تا با باقیِ نسل او، یعنی کسانی که احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند، بجنگد.’

۱. ناسازگاری دو جبهه و پارادوکس پیروزی

متن مکاشفه این صحنه را بهصورت گسسته ارائه میکند: از یک سو ‘ساکنان آسمان’ را پیروز نشان میدهد، اما سپس عادلان را در میان ‘ساکنان زمین و دریا’ نشان میدهد که بار دیگر مورد حمله اژدهایی قرار میگیرند که ظاهراً پیش از آن برای همیشه شکست خورده بود؛ گویی عادلان واقعاً پیروز نشدهاند.

اگر خود روایت میگوید که پیروزمندان برای غلبه بر اژدها، جان خود را تا سرحد مرگ خوار شمردند، این مستقیماً یادآور کسانی است که مرگ را بر خوردن گوشت خوک ترجیح دادند —همانگونه که در شهادت کتاب دوم مکابیان، فصل ۷، آمده است؛ جایی که فدا کردن جسم با یقین به میراث بردن زندگی جاودان انجام میشد—.

آیا آنها باید دوباره به زندگی بازگردند تا بار دیگر مورد حمله قرار گیرند و دوباره بمیرند؟ آیا باید دوباره به زندگی بازگردند تا عقیدهای را بپذیرند که توسط اقوام دیگری، بیگانه با قوم خودشان، ایجاد شده است؛ عقیدهای که در آن به آنها دستور داده میشود انسانی را پرستش کنند، با این ادعای پوچ که او هم انسان است و هم خدا، و افزون بر آن، سنت امپراتوری او را با همان ظاهر بصری زئوس به تصویر میکشد —همان خدای بتپرستی که کسانی که آنها را اعدام کردند، پرستش میکردند—؟ آیا آنها باید دوباره زنده شوند تا این یاوه را بشنوند که خوردن گوشت خوک دیگر انسان را نجس نمیکند (متی ۱۵:۱۱، اول قرنتیان ۱۰:۲۷)، یا اینکه باید در برابر موجودی آفریدهشده سجده کنند (عبرانیان ۱:۶)؟ آیا واقعاً باید دوباره مورد حمله قرار گیرند و دوباره بمیرند؟ اگر قرار باشد دوباره بمیرند، آن وجود جدید هرگز نمیتواند زندگی جاودان باشد.

در آسمان بودن یعنی با خدا بودن: ‘در آسمانها بودن’ یا با خدا بودن، به معنای مکانی فیزیکی و غیرجسمانی در میان ابرها نیست، بلکه به وضعیت پناه داشتن تحت حمایت خدا و همراه بودن خدا با انسان اشاره دارد. همانگونه که مزمور ۱۱۸:۶–۷ میگوید: ‘خداوند با من است؛ نخواهم ترسید. انسان با من چه میتواند بکند؟’

مردگان جنگ نمیکنند. این عادلانِ زنده هستند که با خدا هستند، و بودن با او در ابتدا آنها را از رویارویی با جنگ علیه دشمنان بر روی زمین معاف نمیکند.

۲. دستکاری محاسبه در هوشع ۶:۲

برای منحرف کردن این خط زمانی و پنهان کردن بیداری این جبهه، الهیات رومی نبوت هوشع ۶:۲ را گرفت و بهاشتباه آن را به رستاخیز عیسی پس از ۴۸ ساعت نسبت داد:

هوشع ۶:۱–۲:

‘بیایید، نزد خداوند بازگردیم؛ زیرا او ما را دریده است و ما را شفا خواهد داد؛ او ما را زده است و زخمهای ما را خواهد بست. پس از دو روز ما را زنده خواهد کرد؛ در روز سوم ما را برخواهد خیزانید و ما در حضور او زندگی خواهیم کرد.’

این نبوت بازگشت عیسی به زندگی پس از ۴۸ ساعتِ واقعی را توصیف نمیکند، بلکه مقیاس زمانیِ قومی جمعی را توصیف میکند که دوباره تجسد مییابد.

بر اساس معادلۀ نبوی که در آن یک روز نمایانگر هزار سال است (مزمور ۹۰:۴):

پس از دو روز (پس از ۴۸ ساعت / ۲۰۰۰ سال): مطابق با دوره پراکندگی و ناآگاهی است که از آغاز این عصر سپری شده است.

روز سوم (هزاره سوم): دوره کنونی است که در آن قرار داریم؛ دورهای که در آن این جبهه عادل به زندگی زیستی بازمیگردد.

۳. فروپاشی عقیدۀ رستاخیز عیسی و مزامیر نبوی

یکی از پایههای عقیدۀ رومی این است که نجات تنها از طریق ایمان به اینکه عیسی رستاخیز کرده است به دست میآید. با این حال، هنگامی که این فرض را با متون نبویای که کلیسا برای پشتیبانی از آن به کار برده مقایسه کنیم، تصویر عیسیِ رستاخیزکرده و کامل بهطور کامل فرو میریزد:

وارثی که گناه میکند و مجازات میشود (مزمور ۱۱۸): در مثل باغبانان شریر (متی ۲۱:۳۳–۴۴)، کلیسا سنگ ردشده در مزمور ۱۱۸:۲۲ را به عیسی نسبت میدهد. با این حال، مزمور ۱۱۸ یک مرد عادل را توصیف میکند که گناه میکند، توسط خدا مجازات میشود (‘خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد’) و سپس از دروازۀ عدالت عبور میکند. اگر منظور عیسیِ رستاخیزکردهای باشد که از آسمان فرود میآید، او نمیتوانست گناه کند، زیرا از پیش تمام حقیقت را میدانست. در مقابل، اگر منظور نسل عادلانی باشد که دوباره تجسد مییابند، عبور اولیه آنان از حالت ناآگاهی توضیح میدهد که چرا گناه میکنند، مورد سرزنش قرار میگیرند و سپس پاک میشوند. اگر او از ابرها بازنگردد، خودش در میان آن نسل مقدس است، اما راهی برای دانستن این موضوع ندارد، زیرا بدن جدید خاطراتی را که در بدن دیگری که قبلاً نابود شده است تجربه شده، حفظ نمیکند.

اعتراف به گناه و خیانت (مزمور ۴۱): الهیات ادعا میکند که عیسی هرگز گناه نکرد و از ابتدا میدانست چه کسی به او خیانت خواهد کرد. با این حال، مزمور ۴۱:۴، ۹ —که توسط عقیده بهزور بهعنوان نبوتی درباره عیسی تفسیر شده است— از مرد عادلی سخن میگوید که اعتراف میکند گناه کرده است (‘خداوندا، بر من رحم کن؛ جان مرا شفا ده، زیرا به تو گناه کردهام’) و سادهلوحانه به کسی اعتماد کرده که به او خیانت کرده است (‘حتی دوست صمیمی من که به او اعتماد داشتم و نان مرا میخورد، پاشنه خود را بر من بلند کرد’). اعتماد کردن به یک خائن هرگز با روایت عیسیِ دانای مطلق سازگار نیست، اما کاملاً با یک مرد عادل که دوباره در زمین تجسد یافته است سازگار است.

خائنان متعدد و افسانۀ یهودا (مزمور ۱۰۹): مزمور ۴۱ از یک خائن سخن نمیگوید، بلکه از چندین دشمن سخن میگوید. هنگامی که این بخش بهعنوان نبوتی که در عیسی تحقق یافته است فرو میریزد، ادعای تحقق مزمور ۱۰۹ نیز فرو میریزد: عقیدهای ساختگی که شخصیت یک خائن واحد، یعنی یهودا، را ابداع کرده است. دروغ بودن این عقیده در خود روایتهای متناقض متن رومیشده آشکار میشود —تناقضهایی که عمداً و بهصورت راهبردی ایجاد شدهاند تا دروغ مرکزی را تقویت کنند و توجه را به تناقضات فرعی منحرف سازند؛ تناقضاتی که به آن ظاهری از اعتبار میدهند—. این متون دو روایت ناسازگار درباره مرگ یهودا ارائه میکنند: یکی میگوید که او خود را حلقآویز کرد (متی ۲۷:۵)، در حالی که دیگری میگوید او زمینی خرید، سر به پایین افتاد و از وسط شکافته شد (اعمال رسولان ۱:۱۸).

نتیجهگیری: هدف واقعی تطهیر

مزمور ۴۱ مستقیماً با مزمور ۱۱۸ مرتبط است: هر دو به زمان پایان اشاره میکنند. گناهکارِ عادل، عیسیای نیست که بهصورت اثیری رستاخیز کرده باشد، بلکه مجموعهای از عادلان است که پس از دوباره متجسد شدن و گرفتار شدن در فریب، هنگامی که دروغ امپراتوری را درک میکنند، مورد بخشش و تطهیر قرار میگیرند. با کنار گذاشتن عقیده، آنها از دروازههای عدالت عبور میکنند، زیرا آنان همان خردمندانی هستند که در این هزاره سوم زمین را به ارث خواهند برد.

«
«کمرنگ کردن نور خورشید

رابطه میان این عبارت که توسط رم به رسمیت شناخته شده و تصویر خورشید را ببینید: من ‘نور جهان’ هستم. ‘من خورشید هستم’.

رستاخیز عیسی: دروغ امپراتوری روم. بر اساس تعلیمنامه کلیسای کاتولیک، یکشنبه ‘روز خداوند’ است، زیرا عیسی در آن روز رستاخیز کرد، و برای توجیه آن به مزمور ۱۱۸:۲۴ استناد میکنند. همچنین آن را ‘روز خورشید’ مینامند. با این حال، بر اساس متی ۲۱:۳۳-۴۴، بازگشت عیسی با مزمور ۱۱۸ مرتبط است، که اگر او قبلاً رستاخیز کرده باشد، معنایی ندارد. ‘روز خداوند’ یکشنبه نیست، بلکه سومین روزی است که در هوشع ۶:۲ پیشگویی شده است: هزاره سوم. در آن زمان او نمیمیرد، اما مجازات میشود (مزمور ۱۱۸:۱۷-۲۴)، که نشان میدهد او گناه میکند. اگر گناه میکند، به این دلیل است که ناآگاه است؛ و اگر ناآگاه است، به این دلیل است که بدن دیگری دارد. اگر رستاخیز با همان بدن و همان آگاهی صورت گیرد، چنین چیزی نمیتواند رخ دهد. با مرتبط کردن هوشع ۶:۲ و مزمور ۹۰:۴، میبینیم که این پیشگویی هرگز درباره روزهای ۲۴ ساعته یا یک شخص واحد سخن نگفته، بلکه درباره هزاره سوم و افراد بسیاری سخن گفته است: درباره تناسخ همه عادلان سخن میگوید. ۲۵ دسامبر با تولد مسیح مطابقت ندارد، بلکه با جشن بتپرستانه سول اینویکتوس، خدای خورشید امپراتوری روم، مطابقت دارد که بعدها برای پنهان کردن منشأ آن، در قالب ‘کریسمس’ تغییر چهره داده شد. به همین دلیل آن را به مزمور ۱۱۸:۲۴ مرتبط میکنند و ‘روز خداوند’ مینامند، در حالی که در واقع به خورشید اشاره دارند، زیرا تصویر آن را پرستش میکنند. اگر از آنها پرسیده شود: ‘عیسی کجاست؟’، اعمال رسولان ۱:۶-۱۱ را نشان میدهند، که پیام دیگری ساختهوپرداخته روم است، و ادعا میکنند: ‘عیسی در آسمان است؛ پس از رستاخیز به آسمان صعود کرد و از آنجا خواهد آمد’. اما حزقیال ۶:۴ پیشاپیش هشدار داده بود: ‘تصاویر خورشید شما نابود خواهند شد’. خروج ۲۰:۵ آن را منع میکند: ‘در برابر هیچ تصویری سجده نخواهی کرد’. استناد به این قوانین مرا مدافع همه قوانین کتاب مقدس نمیکند، زیرا روم یک پیام کامل را مورد آزار و پیگرد قرار داد، نه فقط تعالیم عیسی را که بخشی از پیامی بدون تناقض بودند. بنابراین، منطقی است فرض کنیم که روم همه چیز را از ریشه (شریعت و انبیا) تحریف و/یا پنهان کرده است. در کتابهای موسی، تناقضات بسیاری وجود دارد که این موضوع را نشان میدهند: پیدایش ۴:۱۵ — قاتل از مجازات اعدام محافظت میشود، در مقابل اعداد ۳۵:۳۳ — قاتل به مرگ محکوم میشود. در پیامهای انبیا نیز تناقضاتی وجود دارد: حزقیال ۳۳:۱۳-۱۴ — عادلان و ناعادلان میتوانند به ضد یکدیگر تبدیل شوند، در مقابل دانیال ۱۲:۱۰ — عادلان و ناعادلان هرگز نمیتوانند به ضد یکدیگر تبدیل شوند.

«
«در لبهی مرگ، در مسیری تاریک قدم میزد، اما در جستجوی نور بود. – او نورهایی را که بر کوهها منعکس میشدند تفسیر میکرد تا گامی اشتباه برندارد، تا از مرگ بگریزد. █
شب بر جادهی مرکزی سایه افکنده بود، تاریکی همچون پردهای مسیر پر پیچ و خم را که از میان کوهها میگذشت، پوشانده بود. او بیهدف گام برنمیداشت، مسیرش آزادی بود، اما این سفر تازه آغاز شده بود.
بدنش از سرما بیحس شده بود و روزها بود که چیزی نخورده بود. تنها همدمش سایهی کشیدهای بود که در نور چراغهای کامیونهایی که غرشکنان از کنارش عبور میکردند، امتداد مییافت. کامیونهایی که بیوقفه میراندند، بیآنکه حضور او برایشان اهمیتی داشته باشد. هر قدم، چالشی بود، هر پیچ، دامی تازه که باید از آن جان سالم به در میبرد.
هفت شب و بامداد، مجبور بود بر روی خط زرد باریکی که جادهای دوطرفه را از هم جدا میکرد، پیش برود، در حالی که کامیونها، اتوبوسها و تریلرهای غولپیکر تنها چند سانتیمتر با بدنش فاصله داشتند. در دل تاریکی، غرش کرکنندهی موتورهای عظیم او را در بر میگرفت، و چراغهای کامیونهایی که از پشت سر میآمدند، نور خود را بر کوهی که در برابر چشمانش بود، میتاباندند. در همان لحظه، کامیونهای دیگری از روبهرو نزدیک میشدند، و او مجبور بود در کسری از ثانیه تصمیم بگیرد که قدمهایش را تندتر کند یا در این مسیر خطرناک ثابتقدم بماند؛ مسیری که در آن هر حرکت میتوانست تفاوتی میان زندگی و مرگ باشد.
گرسنگی چونان هیولایی از درون او را میبلعید، اما سرما نیز بیرحم بود. در کوهستان، شبها همچون پنجههایی نامرئی تا مغز استخوان را میسوزاندند و باد سرد همچون نفسی یخزده وجودش را در بر میگرفت، گویی در تلاش بود آخرین جرقهی زندگیاش را خاموش کند. هرجا که میتوانست پناه میگرفت، گاهی زیر پلی، گاهی در گوشهای که بتن بتواند کمی سرپناه دهد، اما باران رحم نمیکرد. آب از لابهلای لباسهای پارهاش نفوذ میکرد و به پوستش میچسبید، حرارت اندکش را میربود.
کامیونها بیوقفه در مسیر خود پیش میرفتند، و او، با امیدی لجوجانه که شاید کسی دلش به رحم بیاید، دستش را بالا میآورد، درخواست کمک میکرد. اما رانندگان یا بیتفاوت میگذشتند، یا نگاهی پر از تحقیر به او میانداختند، گویی او تنها سایهای بیش نبود. گاهی، انسانی مهربان توقف میکرد و او را برای مسافتی کوتاه سوار میکرد، اما چنین لحظاتی اندک بودند. اکثر مردم او را نادیده میگرفتند، انگار که او صرفاً مانعی در جاده بود، موجودی که ارزش کمک کردن نداشت.
در یکی از همان شبهای بیپایان، ناامیدی او را وادار کرد که در میان زبالههای مسافران به دنبال تکهای غذا بگردد. او از اعتراف به این حقیقت شرم نداشت: با کبوترها بر سر لقمهای نان خشک رقابت میکرد، پیش از آنکه آنها بتوانند آخرین خردههای نان را ببلعند، او دست دراز میکرد. نبردی نابرابر بود، اما او فردی متفاوت بود، چرا که حاضر نبود زانو بزند و برای هیچ بتی دعا کند، و یا هیچ انسانی را به عنوان ‘تنها سرور و نجاتدهنده’ بپذیرد. او مایل نبود که به خواستههای شخصیتهای شومی که قبلاً به دلیل اختلافات مذهبی او را سه بار ربوده بودند، تن دهد. همانهایی که با افتراهای خود، او را به این جادهی زرد کشانده بودند.
گاهگاهی، مردی نیکوکار تکه نانی یا جرعهای نوشیدنی به او میداد، هدیهای کوچک، اما آرامشی در دل رنجهای بیپایانش.
اما بیتفاوتی قانون این دنیا بود. وقتی درخواست کمک میکرد، بسیاری روی برمیگرداندند، گویی ترس داشتند که مبادا فلاکت او به آنها سرایت کند. گاهی یک ‘نه’ی ساده، امید را در دم خاموش میکرد، اما برخی دیگر، با نگاهی سرد یا کلماتی سنگین، او را بیش از پیش به تاریکی میراندند. او نمیتوانست درک کند که چگونه مردم میتوانند کسی را که حتی قادر به ایستادن نیست، نادیده بگیرند. چگونه میتوانستند شاهد سقوط انسانی باشند، بیآنکه ذرهای دلسوزی نشان دهند؟
با این حال، او ادامه داد. نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار. او همچنان در جاده قدم میزد، کیلومترها آسفالت را پشت سر میگذاشت، شبهایی بیخوابی، روزهایی بیغذا. مصیبتها یکی پس از دیگری بر او فرود میآمدند، اما او تسلیم نشد. چرا که در اعماق وجودش، حتی در دل سیاهترین ناامیدیها، هنوز جرقهای از بقا زنده بود، جرقهای که با آرزوی آزادی و عدالت زبانه میکشید.

مزمور ۱۱۸:۱۷
‘من نخواهم مرد، بلکه زنده خواهم ماند و کارهای خداوند را بازگو خواهم کرد.’
۱۸ ‘خداوند مرا سخت تأدیب کرد، اما مرا به مرگ نسپرد.’

مزمور ۴۱:۴
‘گفتم: ای خداوند، بر من رحمت فرما و مرا شفا بده، زیرا با پشیمانی اعتراف میکنم که به تو گناه ورزیدهام.’

ایوب ۳۳:۲۴-۲۵
‘و به او بگوید که خدا به او رحمت کرد، او را از فرود آمدن به گور رهانید، و برای او فدیهای یافت.’
۲۵ ‘آنگاه جسم او نیروی جوانی خود را بازخواهد یافت؛ او دوباره جوان خواهد شد.’

مزمور ۱۶:۸
‘خداوند را همواره پیش روی خود داشتهام؛ زیرا که او در دست راست من است، پس متزلزل نخواهم شد.’

مزمور ۱۶:۱۱
‘تو راه زندگی را به من نشان خواهی داد؛ در حضور تو کمال شادی است و در دست راست تو لذتها تا ابد.’

متی 7:13-14 از درِ تنگ داخل شوید، زیرا دری که به هلاکت میانجامد، گشاد و راهش پهن است و بسیاری از آن داخل میشوند؛ اما دری که به حیات میانجامد، تنگ و راهش باریک است و یابندگان آن اندکاند.

لاویان 21:13 او باید دختری باکره را به زنی بگیرد. 14 بیوه، زن طلاقگرفته، زن بیعصمت یا فاحشه را به زنی نگیرد، بلکه از قوم خود دختری باکره را به زنی بگیرد. 15 تا نسل خود را در میان قومش نجس نسازد، زیرا من، یهوه، او را تقدیس میکنم.

اشعیا 51:7 ای کسانی که عدالت را میشناسید، ای قومی که شریعت من در دل شماست، به من گوش فرا دهید. از سرزنش مردم مترسید و از اهانتهای ایشان هراسان نشوید. 8 زیرا بید ایشان را چون جامه خواهد خورد و کرم ایشان را همچون پشم خواهد خورد؛ اما عدالت من تا ابد برقرار خواهد ماند و نجات من از نسلی به نسل دیگر.

مزامیر 119:1 خوشا به حال آنان که در راه خود کاملاند و در شریعت خداوند گام برمیدارند.

تثنیه 19:18 داوران بهدقت تحقیق کنند؛ و اگر آن شاهد، شاهد دروغین باشد و به دروغ بر برادر خود شهادت داده باشد، 19 آنگاه همان کاری را با او بکنید که قصد داشت با برادرش بکند. بدینگونه شر را از میان خود دور خواهید کرد. 20 دیگران خواهند شنید و خواهند ترسید و دیگر چنین شرارتی در میان شما نخواهند کرد. 21 بر او ترحم مکن: جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان، دست در برابر دست و پا در برابر پا.

مزامیر 119:34 به من فهم عطا کن تا شریعت تو را نگاه دارم و آن را با تمامی دل خود به جا آورم.

دانیال 12:3 دانایان همچون روشنایی افلاک خواهند درخشید و آنان که بسیاری را به سوی عدالت هدایت میکنند، همچون ستارگان تا ابدالآباد خواهند درخشید.

مزامیر 41:11 از این میدانم که تو از من خشنودی، زیرا دشمنم بر من پیروز نمیشود.

میکاه 7:10 دشمن من این را خواهد دید و شرم او را خواهد پوشانید؛ همان که به من میگفت: ‘یهوه، خدای تو، کجاست؟’ چشمان من او را خواهند دید؛ اکنون او همچون گل کوچهها پایمال خواهد شد.

مزامیر 41:12 اما مرا به سبب راستیام پایدار ساختی و مرا تا ابد در حضور خود برقرار کردی.

مکاشفه ۱۱: ۴
‘این دو شاهد، دو درخت زیتون و دو چراغدان هستند که در حضور خدای زمین ایستادهاند.’

اشعیا ۱۱ :۲
‘روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ روح حکمت و فهم، روح مشورت و قدرت، روح دانش و ترس از خداوند.’

من در دفاع از ایمان به کتاب مقدس اشتباهاتی مرتکب شدهام، اما از روی ناآگاهی. اما اکنون میبینم که این کتاب متعلق به دینی نیست که روم آن را سرکوب کرد، بلکه متعلق به دینی است که خود روم برای لذت بردن از تجرد خود ایجاد کرد. به همین دلیل، آنها موعظه کردند که عیسی با یک زن ازدواج نمیکند، بلکه با کلیسای خود ازدواج میکند، و فرشتگانی را معرفی کردند که، اگرچه نامهای مردانه دارند، شبیه مردان نیستند (نتیجهگیری خود را بگیرید). این شخصیتها مانند قدیسان دروغینی هستند که مجسمههای گچی را میبوسند و شبیه خدایان یونانی-رومی هستند، زیرا در واقع همان خدایان مشرک هستند که فقط نامشان تغییر کرده است.

پیامی که آنها موعظه میکنند با منافع قدیسان واقعی ناسازگار است. بنابراین، این کفاره من برای آن گناه ناخواسته است. با انکار یک دین دروغین، سایرین را نیز رد میکنم. و هنگامی که کفارهام را به پایان برسانم، آنگاه خداوند مرا خواهد بخشید و مرا به او خواهد رساند، به آن زن خاصی که نیاز دارم. زیرا هرچند به تمام کتاب مقدس ایمان ندارم، اما به آنچه که به نظرم درست و منطقی میآید باور دارم؛ و باقی، افتراهای رومیان است.

امثال ۲۸:۱۳
‘آن که گناهان خود را میپوشاند، کامیاب نخواهد شد؛ اما هر که اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.’

امثال ۱۸:۲۲
‘هر که زنی بیابد، نیکی یافته است و از جانب خداوند فیض یافته است.’

من بهدنبال لطف یهوه هستم که در آن زن خاص تجسم یافته است.
او باید همانگونه باشد که یهوه فرمان میدهد که او باشد.
اگر این تو را ناراحت میکند، به این دلیل است که تو باختهای:
لاویان ۲۱:۱۴
‘بیوه، مطلقه، زن ناپاک یا فاحشهای را به زنی نگیرد، بلکه دختری باکره از میان قوم خود را به همسری برگزیند.’

برای من، او جلال است:

اول قرنتیان ۱۱:۷
‘زن، جلال مرد است.’

جلال یعنی پیروزی، و من آن را با قدرت نور خواهم یافت. بنابراین، حتی اگر هنوز او را نشناسم، برایش نامی انتخاب کردهام: ‘پیروزی نور’.

و وبسایتهایم را ‘بشقابپرنده’ نامیدهام، زیرا با سرعت نور حرکت میکنند، به گوشههای دنیا میرسند و اشعههای حقیقت را شلیک میکنند که تهمتزنندگان را سرنگون میکند. با کمک وبسایتهایم، او را پیدا خواهم کرد و او نیز مرا خواهد یافت، او زنی است که به دنبالش هستم.

وعندما تجدني وأجدها، سأقول لها:
‘أنتِ لا تعلمين كم عدد الخوارزميات البرمجية التي صممتها لأجدكِ. ليس لديكِ أي فكرة عن كل الصعوبات والأعداء الذين واجهتهم لأجدكِ، يا لوز فيكتوريا (نور النصر).’
و زمانی که او مرا پیدا کند و من نیز او را، به او خواهم گفت:
‘تو نمیدانی که برای پیدا کردنت چند الگوریتم برنامهنویسی طراحی کردم. تو هیچ تصوری از تمام دشواریها و دشمنانی که برای یافتنت با آنها روبرو شدم، نداری، ای پیروزی نور من.’

من بارها با خود مرگ روبرو شدم:

حتی یک ساحره وانمود کرد که تو هستی! تصور کن، او به من گفت که نور است، در حالی که رفتارش پر از تهمت بود. او بیش از هر کس دیگری به من تهمت زد، اما من نیز بیش از هر کس دیگری از خود دفاع کردم تا تو را پیدا کنم. تو موجودی از نور هستی، به همین دلیل است که ما برای یکدیگر آفریده شدهایم!

حالا، بیا از این جای لعنتی خارج شویم…

این داستان من است، میدانم که او مرا خواهد فهمید و درستکاران نیز مرا درک خواهند کرد.

اشعیا ۵۱:۶ چشمان خود را به آسمانها برافرازید و به زمین در زیر بنگرید؛ زیرا آسمانها مانند دود ناپدید خواهند شد و زمین مانند جامه کهنه خواهد شد و ساکنان آن نیز به همینگونه خواهند مرد؛ اما نجات من تا ابد خواهد بود و عدالت من از میان نخواهد رفت.

مزامیر 16:11

‘راه حیات را به من خواهی نمود؛
در حضور تو پریِ شادی است؛
و به دست راست تو لذتها تا ابد برقرار است.’

متی 7:13-14

از درِ تنگ داخل شوید؛ زیرا دری که به هلاکت منتهی میشود، وسیع است و راهش پهن، و آنان که از آن داخل میشوند بسیارند؛ زیرا دری که به حیات منتهی میشود، تنگ است و راهش دشوار، و یابندگان آن اندکند.

لاویان ۲۱:۱۳ او باید زنی باکره را به همسری بگیرد. ۱۴ او نباید بیوه، مطلقه، زن بیعفت یا فاحشه را به زنی بگیرد، بلکه باید از قوم خود دختری باکره را به همسری بگیرد، ۱۵ تا نسل خود را در میان قومش نجس نسازد؛ زیرا من یهوه هستم که آنان را تقدیس میکنم.

مزامیر 118:20 این است دروازهٔ خداوند؛ عادلان از آن داخل خواهند شد.

امثال 19:14 خانه و ثروت میراثی از پدران است، اما زن عاقل از جانب خداوند است.

دانیال 12:13 اما تو، ای دانیال، تا پایان برو؛ تو آرام خواهی گرفت و در پایان روزها برای دریافت میراث خود برخواهی خاست.

دانیال 12:9 او پاسخ داد: برو، ای دانیال، زیرا این سخنان تا زمان پایان پنهان و مهر شدهاند.

مکاشفه 10:5-7 و آن فرشتهای که دیدم بر دریا و بر زمین ایستاده بود، دست خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابدالآباد زنده است و آسمان و آنچه در آن است و زمین و آنچه در آن است و دریا و آنچه در آن است را آفرید، سوگند یاد کرد که دیگر زمانی نخواهد بود؛ بلکه در روزهای صدای فرشتهٔ هفتم، هنگامی که نواختن شیپور را آغاز کند، راز خدا به انجام خواهد رسید، چنانکه آن را به بندگان خود، یعنی پیامبران، بشارت داده است.

دانیال 12:7 و شنیدم آن مرد ملبس به کتان را که بر فراز آبهای نهر ایستاده بود؛ او دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به آن که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که این امور برای یک زمان، دو زمان و نصف زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس به پایان برسد، همهٔ این امور تحقق خواهد یافت.

و هنگامی که او را بیابم، به او خواهم گفت: ‘سپاس که مرا پیدا کردی، ای دوشیزهٔ دروازه، بیا، مرا در آغوش بگیر و بگذار بر لبانت بوسهای بزنم…’

«
تعداد روزهای تصفیه: روز # 186 https://gabriels.work/wp-content/uploads/2026/08/idi02-the-intelligence-of-justice.pdf

اینجا ثابت می‌کنم که توانایی منطقی بالایی دارم، نتایج من را جدی بگیرید. https://ntiend.me/wp-content/uploads/2026/06/math21.pdf

If N-28=08 then N=36
«کوپید همراه با دیگر خدایان بت پرست (فرشتگان سقوط کرده، به عذاب ابدی برای شورش خود علیه عدالت فرستاده شده اند) به جهنم محکوم می شود.

استناد به این عبارات به معنای دفاع از کل کتاب مقدس نیست. اگر اول یوحنا 5:19 می گوید که «»تمام جهان در قدرت شریر است»»، اما حاکمان به کتاب مقدس سوگند یاد می کنند، شیطان با آنها حکومت می کند. اگر شیطان با آنها حکومت می کند، تقلب نیز با آنها حکم می کند. بنابراین، کتاب مقدس حاوی برخی از آن تقلب است که در میان حقایق استتار شده است. با پیوند این حقایق می توان فریبکاری های آن را افشا کرد. افراد صالح باید این حقایق را بدانند تا اگر فریب دروغ های اضافه شده به کتاب مقدس یا سایر کتب مشابه را خوردند، بتوانند خود را از شر آنها رها کنند.

دانیال 12:7 و شنیدم که مردی که کتانی پوشیده بود، که بر آبهای رودخانه بود، دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به او که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که برای مدتی، زمانها و نیمی از زمان خواهد بود. و هنگامی که پراکندگی قدرت قوم مقدس انجام شود، همه این چیزها تحقق خواهد یافت.
با توجه به اینکه «شیطان» به معنای «تهمت زن» است، طبیعی است که انتظار داشته باشیم که شکنجه گران رومی، که دشمن مقدسین هستند، بعداً در مورد مقدسین و پیام های آنها شهادت دروغ داده باشند. بنابراین، آنها خودشان شیطان هستند، و نه موجودی نامحسوس که وارد و خارج می شود، همانطور که دقیقاً با آیاتی مانند لوقا 22: 3 («سپس شیطان به یهودا وارد شد…»)، مرقس 5: 12-13 (شیاطین وارد خوک ها می شوند) و یوحنا 13:27 («بعد از او، شیطان وارد شد» به این باور رسیدیم.

هدف من این است: کمک به افراد صالح که قدرت خود را با باور به دروغ های فریبکارانی که پیام اصلی را جعل کرده اند، هدر ندهند، پیامی که هرگز از کسی نمی خواست در برابر چیزی زانو بزند یا برای چیزی که همیشه قابل مشاهده بود دعا کند.

تصادفی نیست که در این تصویر که توسط کلیسای روم تبلیغ می شود، کوپید در کنار دیگر خدایان بت پرست ظاهر می شود. آنها نام مقدسین واقعی را به این خدایان دروغین داده اند، اما ببینید این مردان چگونه لباس می پوشند و موهای خود را چگونه بلند می کنند. همه اینها در تضاد با وفاداری به قوانین خدا است، زیرا این نشانه طغیان است، نشانه فرشتگان یاغی (تثنیه 22:5).

مار، شیطان یا شیطان (تهمت زن) در جهنم (اشعیا 66:24، مرقس 9:44). متی 25:41: «»سپس به کسانی که در سمت چپ هستند خواهند گفت: «»از من دور شوید، ای نفرین شده، به آتش ابدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است.»» جهنم: آتش ابدی که برای مار و فرشتگان او آماده شده است (مکاشفه 12: 7-12)، به دلیل اینکه حقایق را با قرآن و بدعت ها برای داشتن کتاب مقدس خلق کرده اند، برای داشتن کتاب مقدس، بدعت ها و بدعت ها را ایجاد کرده اند. انجیل هایی که آنها را آخرالزمان می نامیدند، تا به دروغ های موجود در کتب مقدس دروغین اعتبار بخشند، همه در طغیان علیه عدالت.

کتاب خنوخ 95:6: «»وای بر شما ای شاهدان دروغین، و بر آنانی که بهای بی عدالتی را متحمل می شوند، زیرا شما ناگهان هلاک خواهید شد.»» کتاب خنوخ 95:7: «وای بر شما ای ستمکاران که عادلان را آزار می‌دهید، زیرا خود شما به‌سبب آن بی‌عدالتی تسلیم و جفا خواهید شد، و سنگینی بار شما بر دوش شما خواهد افتاد.» امثال 11: 8: «»عادل از مصیبت رهایی می یابد و عادل به جای او وارد می شود.»» امثال 16: 4: «»خداوند همه چیز را برای خود آفریده است، حتی شریران را برای روز بد.»»

کتاب خنوخ 94:10: «ای ستمکاران، به شما می‌گویم که آن‌که شما را آفرید، شما را برانداز خواهد کرد. خداوند به هلاکت شما رحم نخواهد کرد، اما خداوند از هلاکت شما خوشحال خواهد شد.» شیطان و فرشتگانش در جهنم: مرگ دوم. آنها سزاوار این هستند که علیه مسیح و شاگردان وفادارش دروغ بگویند و آنها را متهم کنند که نویسندگان کفرگویی های روم در کتاب مقدس هستند، مانند عشق آنها به شیطان (دشمن).

اشعیا 66:24: «آنها بیرون خواهند رفت و لاشه مردانی را که بر من تجاوز کرده اند، خواهند دید. زیرا کرم آنها نخواهد مرد و آتش آنها خاموش نخواهد شد. و برای همه مردم مکروه خواهند بود.» مرقس 9:44: «»جایی که کرم آنها نمی میرد و آتش خاموش نمی شود.»» مکاشفه 20:14: «و مرگ و هادس به دریاچه آتش افکنده شد. این دومین مرگ است، دریاچه آتش.»

پیامبر دروغین: ‘هیچ کس گوسفند نیست، بنابراین هیچ گوسفند گمشده‌ای وجود ندارد؛ ما همه گرگ هستیم. توله گرگ شما باید در کلیسای من تعمید یابد تا از گناهانش پاک شود. به عنوان یک گرگ، مانند من، او با گناه اصلی متولد شده است. فراموش نکنید که پرداخت کنید؛ این سرمقدس قیمتی دارد و نگهداری مجسمه‌های ما تمیز نیز هزینه دارد.’

کلام شیطان (زئوس): «کشیشان من مراسم ازدواج را به خاطر عشق به ازدواج برگزار نمی‌کنند، زیرا خودشان آن را اجرا نمی‌کنند؛ این استراتژیک است: میوه‌های آن ازدواج‌ها طعمه آن‌هاست.»

بره از گوشت خونی منزجر می‌شود؛ فریبکار مبدل هیجان‌زده می‌شود، چون روحش از گوسفند نیست بلکه از جانوری وحشی است.

کلام شیطان: «خوشا به حال کسانی که مغز خود را قطع می‌کنند، زیرا ایمان به من نیازمند فضایی خالی از عقل است تا معجزه خلق کند.»

پیامبر دروغین از ‘انجیل繁荣’ دفاع می‌کند: ‘معجزه همیشه بعد از بخشیدن می‌آید، هرگز قبل از آن… و اگر نیاید، به این دلیل است که کم داده‌ای.’

بهانه‌های گرگ‌ها با عقل برملا می‌شود: «همه سزاوار فرصت دوم هستند»، اما گرگ به دنبال رستگاری نیست، بلکه به دنبال فرصت‌های تازه‌ای برای سوء‌استفاده است؛ او گوسفند گمراهی نیست که بخواهد به مسیر بازگردد، بلکه شکارگری است که به دنبال تکرار است.

هیچ «برگزیده‌ای از سوی خدا» وجود ندارد که بی‌مجازات جنایت کند. هیچ «هدف مقدسی» گرسنگی کودکان را توجیه نمی‌کند. هیچ «جنگ موجهی» نابودی بی‌گناهان را مجاز نمی‌داند.

کلام شیطان: ‘میں اپنے منتخب لوگوں کو کوڑے ماروں گا اور وہ مزید ماروں کے لیے مجھ سے التجا کریں گے؛ وہ مار کھائیں گے اور دوسرا گال پیش کریں گے؛ ان کے لمبے بال ہوں گے جیسے عورتوں کے، ہمیشہ کے لیے میرے سامنے سجدہ کریں گے؛ ان کے پاس بیوی نہیں ہوگی، اور یہ میری عظمت ہوگی۔’

خط ویژه پیامبر دروغین: 1 را برای دروغ‌ها بزن، 2 را برای دروغ‌های بیشتر، 3 را برای کمک مالی.

شجاع به جنگ تحمیلی نه می‌گوید؛ ترسو از کاخ خود فرمان می‌دهد.

Kijk naar de relatie tussen de door Rome gecanoniseerde uitspraak en het beeld van de zon: Ik ben het «licht van de wereld». «Ik ben de zon». https://ellameencontrara.com/2026/08/24/kijk-naar-de-relatie-tussen-de-door-rome-gecanoniseerde-uitspraak-en-het-beeld-van-de-zon-ik-ben-het-licht-van-de-wereld-ik-ben-de-zon/
Gabriele contro Zeus e la forza della sua moltitudine. https://ntiend.me/2026/05/29/gabriele-contro-zeus-e-la-forza-della-sua-moltitudine/
کسانی جو آپ کو دھوکہ دیتے ہیں وہ اس کے بارے میں کوئی مربوط وضاحت نہیں دے سکتے۔ کلام شیطان: ‘اگر بر سرِ آنچه دزدیده شده فریاد بزنی، متهم به سنگدلی نسبت به دزد خواهی شد؛ اگر دزد را رحمت کنی، به خاطر دوست داشتنِ گرسنه و تشنه شدن… به سرقت، قدّیس خوانده می‌شوی.’ سنت تکرار می‌شود؛ وجدان دگرگون می‌شود.»


«چرا این اطلاعات از ما پنهان شده است؟ پیامبر دروغین همان مجرمی را که برایش کف می‌زند قداست می‌دهد و راستکاری را که مخالف اوست محکوم می‌کند۔ شرک صرف ایمان کا مسئلہ نہیں—یہ جھوٹے نبی کے کاروباری ماڈل کا معاملہ ہے۔

شیطان: «توله‌های مرا اهریمنی جلوه ندهید، فریب ظاهرشان را نخورید.» //418

یعقوب پدر نابینای خود را فریب داد… آیا خدا او را دوست داشت؟ پیامی ساختگی؟ //103

یونس درون نهنگ چه چیزی تنفس کرد؟ ماهی بزرگ یا فریب بزرگ؟ //422

گربهٔ سیاهی که کبوترِ صلحِ ناحق و نایسته‌ای را که سزار برای انسان‌های سیاه‌دل ترویج می‌کند، می‌بلعد //939

بت‌ها. ‘اگر آن حتی نمی‌تواند خود را از من محافظت کند، چرا از آن درخواست محافظت می‌کنند؟’ آیا چیزی که دیگران در برابر آن تعظیم می‌کنند، فقط به این دلیل که شکل یا نام متفاوتی دارد، یک استثنا به شمار می‌آید؟ هیچ‌کس که از مردم بخواهد در برابر چیزی به‌عنوان نشانه‌ای از احترام به خدای متعال، یا به‌عنوان وسیله‌ای برای به‌دست آوردن لطف او، تعظیم کنند، نمی‌تواند پیامبر وفادار آن خدا نامیده شود. //482

این نبوت نشان می‌دهد که محبت به دشمن شریر کارساز نیست. پس چرا عیسی باید این تعالیم را نقض می‌کرد؟ https:// bestiadn .com/2026/04/27/prophecy-shows-that-love-for-a-wicked-enemy-does-not-work-why-would-jesus-contradict-these-teachings/ او چنین کاری نکرد. این دشمنان او بودند که چنین کردند، اما تقصیر را به گردن او انداختند. در ادامه، منشأ واقعی این تعالیم را خواهید یافت. منبع: azquotes .com/author/37905-Cleobulus «باید به دوست خود خدمت کنیم تا پیوند خود را با او استوارتر سازیم، و به دشمن نیز خدمت کنیم تا او را به دوستی تبدیل کنیم.» — کلئوبولوس. منبع: mundifrases .com/frases-de/cleobulo-de-lindos/ «هر انسانی، در هر زمانی از زندگی، بسته به نحوه رفتار تو با او، می‌تواند دوست یا دشمن تو باشد.» — کلئوبولوسِ لیندوسی. «به دوستان و دشمنان خود نیکی کنید، زیرا با این کار دوستان خود را حفظ خواهید کرد و شاید بتوانید دشمنان را نیز به سوی خود جذب کنید.» — کلئوبولوسِ لیندوسی. مزمور 109:1–8. 1 ای خدای ستایش من، خاموش مباش. 2 زیرا دهان شریر و دهان فریبکار بر ضد من گشوده شده است؛ آنان با زبان دروغ بر ضد من سخن گفته‌اند. 3 آنان همچنین با سخنان نفرت مرا احاطه کردند و بی‌سبب با من جنگیدند. 4 در برابر محبت من، دشمن من شدند، اما من خود را وقف دعا می‌کنم. 5 آنان در برابر نیکی، بدی، و در برابر محبت من، نفرت را به من بازگرداندند. 6 مردی شریر را بر او بگمار و بگذار شیطان در دست راست او بایستد. 7 هنگامی که داوری می‌شود، محکوم گردد و دعایش گناه محسوب شود. 8 روزهایش اندک باشد و دیگری مقام او را بگیرد. کتاب سیراخ نیز درباره نیکی کردن به دشمن شریر هشدار می‌دهد: سیراخ 12:1–6. 1 هنگامی که نیکی می‌کنی، خوب بنگر که به چه کسی نیکی می‌کنی، تا از عمل نیک خود پاداشی دریافت کنی. 2 به انسان نیکوکار نیکی کن، و اگر نه از او، از خداوند پاداش خواهی یافت. 3 کمک به انسان شریر هیچ خیری به همراه ندارد و حتی عمل نیک نیز به شمار نمی‌آید. 4 زیرا در زمان نیاز، او در برابر تمام نیکی‌هایی که به او کرده‌ای، دو برابر به تو آسیب خواهد رساند. 5 به او سلاح جنگی مده، مبادا آن را بر ضد تو به کار گیرد. 6 خدا نیز از شریر نفرت دارد و مجازات او را خواهد داد. //653

«